تبليغاتX

سوسیالیسم اساس انسانیت.برپاخیز ازجاکن...

سوسیالیسم اساس انسانیت.برپاخیز ازجاکن...

 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران پیرامون رویدادهای پس از کودتای انتخاباتی اخیر

 

اکنون بیش از دو هفته از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری گذشته است و تبعات دهشتناک و خشونت بار آن در کشتار و سرکوب مردم معترض، بیش از پیش هم ماهیت شبه فاشیستی رژیم سرمایه داری اسلامی را فاش ساخته و هم به عریان ترین شکل، جایگاه «انتخابات» را در این نظام برای مردم برملا نموده است.

انتخاباتی که پیشتر به نظر می رسید محل رقابت و سهم خواهی دو جناح اصلی حاکمیت، یکی به رهبری جناح ایدئولوژیک بورژوازی مالی-نظامی(سپاه) و دیگری به سرکردگی رفرمیست ها در یک جبهه واحد باشد، که به ویژه اصلاح طلبان، با این ابزار هدف برقراری توازن و تعادل و نوعی دموکراتیزاسیون درون حاکمیتی را دنبال می نمودند تا بتوانند نقش پر رنگ تری در پیشبرد پروژه های کلان رژیم، در ابعاد داخلی، منطقه ای و بین المللی داشته باشند، نهایتا به جدالی آشتی ناپذیر میان این دو جناح بدل گردید؛ الیگارشی مالی- نظامی، قدم در راه حذف جناح مقابل، برای تصفیه حاکمیت و یکپارچه سازی قدرت خود در آن نهاد و بدین ترتیب جناح رفرمیست در موقعیتی خطیر قرار گرفت که هرگونه فرصت طلبی ذاتی این جریان را بر نمی تابید و امکان سازش بین جناحین را تا حد زیادی منتفی نمود؛ اکنون منطق این بازی صفر و یک است.

انتخاباتی که در آن سرنوشت مردم رقم زده نمی شود و تنها بالانس قدرت را برقرار می سازد و آرایش جدیدی را در سهم بری بخش های مختلف حاکمیت ایجاد می نماید، امر مردم نیست. امر توده مردم، مجموعه مبارزات، اعتراضات و مقاومت هایی است که به بهانه بروز تقلب در انتخابات اخیر و بر سر کار آمدن دولت کودتا، در خیابان های شهرهای بزرگ و کوچک در دو هفته اخیر رخ داده است، که بدون شک چیزی فراتر از آن چیزی است که به خیابان ها راه یافته و شکافی عظیم و غیر قابل جبران را در هیمنه قدرت رژیم سرکوبگر اسلامی ایجاد کرده است.

اقتدار توده های مردم رابطه معکوسی با اقتدار دیکتاتوری حاکم دارد؛ قدرت فائقه رژیم با خیزش توده های مردم به طور جدی تَرَک برداشته و از همین روست که رژیم، دستگاه سرکوبگر خود را به وحشیانه ترین شکل ممکن به کار انداخته و به کشتار سازمان یافته مردم بی سلاح و دست خالی در خیابان ها، مبادرت ورزیده و حکومت نظامی را برقرار نموده است. حضور بی واسطه مردم در خیابان ها، خود گویا ترین شکل افشای ضعف نظام و فریاد بلند عدم مشروعیت آن در چشم یکان یکانِ مردم از اقشار و طبقات مختلف است که حاکمیت توان بسیج و تطمیع آنها را ندارد. نیز از همین روست که سگ های شکاری رژیم، به دانشگاه می تازند، و دانشجویان را که جز مُشت گره شده و قلم، سلاحی در دست ندارند، به خون می کشند؛ چرا که خوب می دانند که دانشگاه، سنگر مقاومت است و دانشجو، میلیتانت مبارزات توده ای مردم و در صف اول  نفی دیکتاتوری، و نبرد برای آزادی و برابری است.

اکنون در شرایطی به سر می بریم که به واسطه دیکتاتوری دیرپا و سرکوب وسیع مبارزات کارگران در مقاطع مختلف، کشتار، دستگیری و زندانی کردن کارگران و رهبران آنها و نیز فعالان و رهبران دیگر جنبش های اجتماعی، مبارزات طبقه کارگر و نیز دیگر جنبش های اجتماعی، هنوز نمی تواند به خیزش میلیونی توده های مردم، مبارزات جاری  و رادیکالیسم موجود در تحرکات آنها در خیابان جهت بدهد، اما توده های مردم به خوبی در یافته اند که مسیر اصلاحات با اتکا به قدرت جناحی از حاکمیت مسدود است و هرگونه تغییر و دگرگونی در سطوح سیاسی، اجتماعی و نیز اقتصادی با تکیه بر قدرت انبوه توده های مردم قابل احقاق است و لذا علی رغم سرکوب شدت یافته، زمینه رشد جنبش های اجتماعی مختلف به ویژه در بستری با استراتژی های سوسیالیستی بیش از پیش فراهم می شود.

لذا این وظیفه سوسیالیست هاست که ضمن حضور در اعتراضات جاری، نسبت به منحرف شدن احتمالی مبارزات مردمی توسط اصلاح طلبان و فرصت طلبان، هشدار دهند، و در جنبش های اجتماعی مختلف و به ویژه جنبش طبقه کارگر، در راستای متشکل شدن این مبارزات تلاش عاجل به عمل آورده و در جهت ارتقاء و اعتلای سطح اعتراضات مردمی معطوف به مطالبات دموکراتیک و هرچه طبقاتی تر شدن خواست ها و شعارها بکوشند.

دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران، کشتار وسیع مردم توسط دولت کودتا، برقراری حکومت نظامی، دستگیری گسترده مردم، فعالان سیاسی و اجتماعی و نیز سانسور خبری مفتضحانه و ننگین صدا و سیمای رژیم اسلامی را به شدت محکوم می نمایند؛ دانشجویان سوسیالیست، خود را متحد مردم در مبارزات برای احقاق خواست های دموکراتیک و نفی دیکتاتوری اعلام نموده و بر تداوم مبارزات توده ای و محفوظ بودن حق هرگونه اعتراض و اعتصاب توده ای پای می فشارند.

 

زنده باد هم بستگی توده های مردم علیه دیکتاتوری!

زنده باد تشکل های مستقل و طبقاتی!

زنده باد سوسیالیسم!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 



مادران عزادار» بیانیه شماره دو خود
را با عنوان «سوگواری مادران عزادار ادامه
دارد» منتشر کردند.

سایت تغییر برای برابری: بنا به این بیانیه
سوگواری خاموش و آرام مادران عزادار، عصر
شنبه ششم تیرماه 88 در پارک لاله تهران،
متاسفانه با هتک حرمت ، ضرب و شتم و
دستگیری تعدادی از مادران و زنان جوان
توسط نیروهای انتظامی و نظامی روبرو شد.

به رغم مما نعت نیروهای پلیس از ورود زنان
به پارک لاله و متفرق کردن افراد در پارک،
بالغ بر 500 تن از مادران توانستند در گوشه و
کنار پارک بنشینند و سوگوار فرزندانی شوند
که در راهپیمایی های مسالمت آمیز و
اعتراضی پس از انتخابات دهمین دوره ریاست
جمهوری شرکت کرده و شهید شده بودند.

در این بیانیه آمده است: «پیرو فراخوان
اولیه مادران عزادار ما تا پایان دادن به
خشونت ها و آزادی کلیه زندانیانی که برای
اعتراض به تقلب های انتخاباتی دستگیر شده
اند به ویژه مادران دستگیر شده در پارک
لاله و مجازات قاتلان فرزندان مان شنبه
های هر هفته از ساعت7 تا 8 بعدازظهر در پارک
لاله و دیگر پارک ها به سوگ می نشینیم .»

پارک لاله – بلوار کشاورز، نبش کارگر،
پارک اندیشه – شریعتی نرسیده به پل
سیدخندان، پارک ملت – خیابان ولی عصر و
پارک گفتگو- گیشا از دیگر امکانی هستند که
از سوی مادران عزادار برای سوگواری اعلام
شده‌اند.

«مادران ! حس مادری مان ما را به دادخواهی
از خون فرزندانمان و خواست آزادی فرزندان
دربندمان واداشته است. از همه شما دعوت می
کنیم با حضورتان در گوشه و کنار پارک های
مذکور به این حرکت خودجوش مادرانه
بپیوندید. اعتراض تان را نسبت به مسئولان
با سکوت؛ و همبستگی تان را با مادران
عزادار و مردم حق طلب با آمدن تان نشان
دهید.»

این بیانیه در ادامه خطاب به «برادران و
پسران ما در نیروهای انتظامی و نظامی!»
آورده است: «ما مادران شما هستیم، با شما
با احترام و مادرانه رفتار می کنیم، حرمت
مادران را نگاه دارید و به مادران تان
خشونت نکنید تا به آه مادران دردمند
گرفتار نشوید.»

در انتهای این بیانیه آمده است: «وعده ما
شنبه 13 تیرماه در پارک های لاله ، اندیشه ،
ملت و گفتگو
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

انتخابات و اتفاقات

ایران من

     ایران انقلاب های خاموش

     مغلوب

     خاموش

     شیر گرسنه حفته به غوغای آسیا! سایت تفریحی سیکما Www.siQma.iR | ندا آقا سلطانسایت تفریحی سیکما Www.siQma.iR | ندا آقا سلطان

 یاد ندا اقا سلطانی و تمامی جانباختگان را گرامی میداریم.

انتخابات 22خرداد شامل 3مرحله حضور مردم بود.1قبل انتخابات که حضور بی سابقه قشرهای مردمی در خیابانها و طرفداری از جناه ها ی خاص بود.2.خود 22خرداد بود که مردم برای تغییر بیرون امده بودند.3بعد انتخابات بود که مردم برای اعتراض به خیابانها ریخته بودند.

حال نگاه کوتاهی داریم به این سه زمان.

حاکمیت میدانست که به خاطر رخدادهای اخیر چند ساله ایران و اعتراضات کارگری و ... جهانیان به این انتخابات چشم دوخته اند.برای همین تمامی تلاش خود را برای جلب توجه مردم به انتخابات و با نشاط کردن انتخابات مخصوصا در بین جوانان راکردند تا صندوق های رای گیری پررنگتر شود.یکی از برنامه های وزارت کشور هم حضور حداکثری مردم بود که با عوام فریبی و با انداختن مهره سوخته به میدان توانستند در این امر موفق شوند.به طوری که در طول حیات جمهوری اسلامی چنین درصدی شرکت کننده نداشت.با اجرای برنامه های  مناظره ای وبا به کار بردن سیاست زیر ابزنی همدیگرشوق را افزایش دادند تا طرفدار بیشتری داشته باشند.مردم به امید پیدا کردن ازادی نسبی در انتخابات شرکت کردند.ولی با اعلام درصدی ارا و وارونه شدن نتایج اعتراضات شروع شد.اعتراضاتی که جرقه ای بود برای ابراز بیانات و خواسته ها و خالی شدن هرس مردم.حکومت پیشبینی چنین مخالفتی را نداشت به طوری که وسایل عمومی و بانکها و خودرو ها و مغازه ها به اتش کشیده شدند.نیرو های امنیتی زود  دست به کار شده و کودتای نظامی اعلام نشده در شهر ها اجرا شد.ولی اعتراضات همچنین ادامه دارد.کار به جایی رسید که چندین جانباخته داشدیم و هزاران زخمی.در تحلیل سران قدرت این توده عظیم ملیونی اعتراضی را فرصت طلب و اختشاشگرو بیگانه قلمداد کرده اند.در رسانه ها از نارضایتی مردم به خاطر به اتش کشیدن و شکستن بانکها و مکانها میبینیم.ولی این سوال را از انان باید کرد در57که برای انقلاب ملت بیرون ریخته بود و همه جا شکسته و خورد میشد ایا شما از انان نبودید؟کسی از شما گفت بیت المال یعنی چه؟ملت برای اعتراض در وحله اول ازادی بیانش را میخواهد ولی در صورت نبود مجبور به کارهای دیگر خواهد بود.

میرحسین موسوی که دم از  ازادی میزند ایا  در صورت وجود ولایت فقیه و مجلس و شورا ی نگهبان و تشخیص مصلحت و ...توانایی ان را دارد؟کسی که در سالهای دهه 60نخست وزیر بود چگونه از ازادی صحبت میکند؟ایا ازادیهای انان همان کشتار هزاران مبارز بود؟کسی که از جناح اصلاح طلبان بوده و خاتمی اولین نماینده انان  ازادی هایشان همان  قتلهای زنجیره ای دهه هفتاد است که هزارتن استاد دانشگاه و دانشجو و فعال مدنی و خبرنگار.شاعر و فرهنگی یک شبه خبری از انان نشد واعدام شدند؟اصلاح طلبان هم از طیف لیبرالیسم ها هستند که دیر یا زود با حاکمیت دست اشتی خواهند داد.اصولگرا ها هم که ازادیشانن همان کشتن و بازداشت ده ها دانشجو در اذر86و دخالت در امر خصوصی مردم و...بود.حال این جرقه زده شده که مردم علنا در مقابل حکومت بایستند .ولی به خاطر نبود تشکل های قوی مردمی و کارگری این امر ضعیف اجرا میشود.دستها باید گره کرده باشندو زنجیروار تا چیزدست داد نی زنجییر ها باشند.

بساط سرکوب را برچینید!
مردم حق‌طلب و آزادی‌خواه را اراذل و اوباش و آشوب‌گر نخوانید!
به خواست مردم برای آزادی گردن نهید!
زنده باد سوسياليسم!

گسترده‌تر باد پيوند جنبش‌هاي اجتماعي با جنبش طبقه کارگر!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

شماره 713-2009

 

کليد واژه ها : دانشگاه

پس از حمله اخير نيروهاي ويژه و لباس شخصي به کوي دانشگاه تهران عده اي از دانشجويان مضروب ، دستگير و يا مفقود شده اند. آخرين وضعيت دانشجويان کوي به شرح زير است: شایان توجه است که ايمان نمازي دانشجوي رشته عمران دانشگاه تهران کشته شده است.

گزارشهاي تکميلي متعاقبا منتشر خواهد شد:

دانشجويان مفقود شده :

نام نام خانوادگي رشته تحصيلي
محسن آزموده فلسفه
پيام پوررنگ عمران
مرتضي جانبازي شيمي
حاجي پور مواد

دانشجويان مضروب شده :

نام نام خانوادگي رشته تحصيلي
يعقوب رهبري حق برق
حسين عبدي مکانيک
محمد فاطمي نژاد بهداشت
مجتبي کاشاني مديريت
حافظ محمد حسني ادبيات
الهه ايمانيان علوم اجتماعي

دانشجويان آزاد شده :

نام نام خانوادگي رشته تحصيلي
احمد احمديان متالورژي
اسکندري فيزيک
امين افضلي ادبيات
وحيد اناري فيزيک
محمد بلوردي معماري
حسين حامدي مکانيک
محسن حبيبي مظاهري مکانيک
نويد حقدادي برق
محمدرضا حکمي برق
کاظم رحيمي علوم اجتماعي
مرتضي رضاخاني عمران
ميثم زارعي فيزيک
امين سميعي حقوق
بهرام شعباني عکاسي
عليرضا شيخي فيزيک
ابراهيم عزيزي هنرهاي نمايشي
سياوش فياض عمران
سيد حسين ميرزاده شهرسازي
حسين نوبخت عمران
جواد يزدانفر مهندسي شيمي
حبيب خدنگي ادبيات
آوات باریکیان

دانشجوياني که هنوز بازداشت هستند: :

نام نام خانوادگي رشته تحصيلي
سهراب احديان زبان انگليسي
رضا ارکوازي داروسازي
کريم امامي فلسفه
محمد حسين امامي فلسفه
روح الله باقري جامعه شناسي
فرهاد بينازاده معماري
ايمان پورطهماسب زبان انگليسي
عزت تربتي کشاورزي
سميه توحيدلو جمعيت شناسي
ياسر جعفري نقشه برداري
ميلاد چگيني باستانشناسي
محمدرضا حدآبادي علوم اجتماعي
سيد جواد حسيني جغرافيا
فرشيد حيدري زمين شناسي
بهنام خدابنده لو کامپيوتر
محمد خوانساري عمران
محمد داوديان نقشه برداري
محمود دلبري عمران
علي راعي گياه شناسي
اميد رضايي صامتي عمران
علي رفاهي علوم اجتماعي
سيف الله رمضاني زبان انگليسي
ابراهيم زاهديان متالورژي
ناصر زماني باستانشناسي
مجيد سپهوند کارتوگرافي
حنيف سليمي مشاوره
محمد باقر شعبان پور زبان انگليسي
حامد شيخ عليشاهي بيوشيمي
ايمان شيدايي زبان انگليسي
فرهاد شيراحمد دامپزشکي
سامان صاحب جلالي تاريخ
فرحان صادق پور زبانشناسي
فرشاد طاهري کامپيوتر
فروهه مهدی زاده
غمديده علوم سياسي
حمزه فراتي راد متالورژي
اسماعيل قرباني روانشناسي
محمد کريمي جغرافيا
عرفان محمدي پزشکي
آدرین جلالی کامپیوتر
احمد جابري

کميته گزارشگران حقوق بشر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

روی‌کردی مارکسیستی به مارکسیسم

لوسین گلدمن

برگردان : کاوه بویری

یادداشت مترجم: آن چه در پی می‌آید برگردان مقاله‌ای است از کتاب  مارکسیسم و علوم انسانی

(Marxisme et Sceinces Humaines, Gallimard, Paris, 1970) ، اثر لوسین گلدمن جامعه شناس و نظریه پرداز فرانسوی. لازم به ذکر است بخش‌هایی از این کتاب را زنده‌یاد محمد جعفر پوینده سال‌ها قبل به فارسی برگردانده بود*.  این ترجمه پیش از این در شماره‌ی هفتم نشریه‌ی پژوهش‌های سوسیالیستی  سامان نو چاپ شده است.

 


در خصوص این موضوع دشوار و بنیادی، من به خود اجازه می‌دهم نظرات و پیش نهادهای خود را برشمارم بی‌آن که آن‌ها را با طول و تفصیل‌های نامربوط پیوند دهم. موانع ِ بررسی، به خودی خود، بسیار در هم تنیده‌اند.

تعاریف و سوگیری‌ها:

1- روش مارکسیستی، روش ساختارگرایی تکوینی تعمیم یافته است که با ایده‌ی کلیت [1] سمت و سو می‌گیرد.

2- این فرض نشان می‌دهد که اندیشه، عواطف و رفتارِ هر گروه انسانی، در هر دوره‌ی زمانی معین، از یک ساختارِ معنادارِ پویا تشکیل شده است. [2]

3- مطالعه‌ی ایجابی این ساختار، مستلزم روی‌کردهای متعدد، تکمیلی و غیر قابل تفکیک است. از جمله:

الف) مطالعه‌ای دریافتی که توصیف انسجام درونی ساختار مورد مطالعه را در سطحی عمدتاً    ناب ِ نظری از شماری از حالت‌های تعادلی برتر ضروری می‌سازد.

ب) مطالعه‌ای تشریحی که درج این ساختار را در یک ساختار معنادار پویای گسترده‌تر- که آن را دربرگرفته و بیان‌گر تکامل آن است – ضروری می‌سازد.

پ) بدین ترتیب، دریافت و تشریح، دو جنبه‌ی به هم پیوسته از یک پژوهش واحداند. آن چه از دریافت ِ ساختاری معین حاصل می‌شود، برای ساختارهای جزیی تشکیل دهنده‌ی آن، حکم ِ تشریح را دارد و آن چه برای اولی حکم ِ تشریح را دارد برای ساختارهای گسترده تر تشکیل دهنده‌ی آن حکم دریافت را دارد.

4- مطالعه‌ی ساختارهای جامع ِ در حال دگرگونی ِ دایم که در عین دریافتنی بودن، تشریحی نیز هستند سه جنبه‌ی تکمیلی دیگر را در بر می‌گیرد:

الف) هر دگرگونی از جنبه‌ای خاص هم چون فرآیند ساخت‌دهی که به سمت سطح تعادلی برتر، سمت‌وسو می‌گیرد نمایان می‌شود.

ب) از سوی دیگر، خود همین تغییر، چونان ساخت‌شکنی یک یا چند ساختارِ پیش‌تر موجود نمایان می‌شود.

پ) این فرآیند ِ ساخت‌دهی و ساخت‌شکنی، لحظات با اهمیت‌تر متناسب با گذار از ساختار کهنه به ساختار نو را در بر می‌گیرد. این‌ها موقعیت‌هایی‌ست که در دیالکتیک معمولاً به صورت گذار از کمیت به کیفیت بیان می‌شود. روشن کردن این لحظات برای پژوهش دارای اهمیت خاصی است.

5- در پژوهش مشخص، دو مقطع زمانی اولیه که اهمیتی ویژه دارند عبارت‌اند از: بخش‌بندی موضوع مطالعه (که بی‌شک باید بخش‌بندی‌ای مناسب و عملی باشد) و روشن کردن عام‌ترین ساخت‌دهی درونی.

6- بی‌گمان، این بخش‌بندی اولیه‌ی موضوع، و نیز اولین توصیف ِ جامع ِ عام‌ترین ساخت‌دهی، می‌باید بر مبنای واقعیت عینی – یعنی امکان شکست پژوهش – پی‌ریزی شده باشد. به‌علاوه، این‌ها پیش ازآن که در سیر پژوهش، شفافیت یافته و اغلب جرح و تعدیل شوند، برای کار، تنها ارزشی فرضی دارند.

7- این روش که در موضوعاتِ بسیار اغلب ثمربخش واقع شده تقریباً هیچ‌گاه در بررسی خود ِ تاریخ مارکسیسم به کار نرفته است.

حتی مارکسیست‌هایی که درباره‌ی مارکس یا تاریخ اندیشه‌ی مارکسیسم اظهار نظر کرده‌اند روش‌های دانش‌گاهی سنتی‌ای را به کار بسته‌اند که درآثار دیگر خود، به آن روش‌ها به شدت انتقاد کرده‌اند.

8- این بیان‌گر این امر است که مارکسیسم روشی اساساً انتقادی‌ست که به ایجاد فاصله‌ای معین میان پژوهش‌گر و موضوع مورد مطالعه گرایش دارد، در حالی که آن روش‌های دانش‌گاهی سنتی درباره‌ی تاریخ عقاید، گویای هم‌دلی وپیش از هر چیز هم‌ذات‌پنداری پژوهش‌گر با اندیشه‌ی در دست بررسی بودند.

9- در عین حال، امکان مطالعه‌ای مارکسیستی درباره‌ی تاریخ مارکسیسم، مهم‌ترین معیار کارایی ماتریالیسم دیالکتیکی است.

10- پژوهش‌های اولیه‌ای که من بدان مبادرت ورزیدم نوعی ساخت‌دهی عام فرضیه‌واره‌ای را از اندیشه‌ی مارکسیسم بین زمان مرگ مارکس و انقلاب روسیه به‌دست می‌دهد که با آثار پیش از آن تاریخ اساساً متفاوت است.

بدون شک این ساخت‌دهی تنها ارزشی فرضی برای کار دارد. با وجود این، به‌نظر من، به‌نحو غیرقابل مقایسه‌ای، کاربردی‌تر از آثار قبلی است.

الف) در ارتباط با مطالعات درباره‌ی اندیشه‌ی مارکس جوان تا سال 1848 من از خود می‌پرسم که آیا علاوه بر موارد سنتی حیات فکری( فلسفه‌ی کلاسیک آلمان، سوسیالیسم فرانسه، و اقتصاد سیاسی انگلستان) و نیز در واقعیت اجتماعی(اندیشه ی پرولتاریا) افزودن این مورد سوم مفید است یا نه: حرکت دموکراتیک به سمت انقلاب بورژوایی در اروپای غربی که در آن پرولتاریا و اندیشه ی مارکسیستی عنصری جزیی به شمار می‌آمدند؟ و نیز این که آیا این مورد، در پژوهش مشخص، منجر به پیشی گرفتن از مورد دوم البته بدون حذف آن نشده است؟

ب) مطالعه‌ی مارکسیسم در قرن نوزدهم در آلمان وجود یک واقعیت اجتماعی یعنی لاسالانیسم را آشکار ساخت که با واقعیتی حتی گسترده‌تر از نوع خود در قرن بیستم، یعنی استالینیسم، شباهت‌های عجیبی داشت. در واقع، لاسالانیسم با سازمان منضبط و سلسله‌مراتبی حزب کارگری، ایده‌ئولوژی کارگری، پافشاری بسیار بر دولت گرایی، اهمیت بسیار نسبت به شخصیت ره‌بر و سرانجام، با سیاست ائتلاف- حتی با نیروهای واپس‌گرا- برای مبارزه با بورژوازی دموکراتیک، مشخص می‌شود.

بنابراین، مطالعه‌ی دقیق جنبش لاسالی برای پی بردن به این که آیا بین این عناصر متفاوت، پیوندی ساختاری، بی‌شک، در سطحی دیگر، با استالینیسم قرن بیستمی وجود دارد یا نه مفید است.

پ) به جای ساخت‌دهی سنتی جنبش کارگری و به جای اندیشه‌ی مارکسیستی پسا مارکسی، به راست ِ تجدید نظر طلب، مرکز و چپ، که خود به چندین جریان متفاوت تقسیم می‌شوند، من نوعی ساخت‌دهی را پیش نهاد می‌کنم که با آغاز کردن از روشی برای درک روابط میان پرولتاریا و کل جامعه‌ی سرمایه داری، منجر به تمایز میان دو مورد زیرین شود:

1) جریانی [3] که پرولتاریا را طبقه‌ای می‌داند که با همه‌ی گروه‌های تشکیل دهنده‌ی جامعه‌ی سرمایه‌داری مخالف بوده و به هیچ وجه به این جامعه نمی‌پیوندد.

نظریه پردازاصلی این گرایش، بی‌شک، رزا لوکزامبورگ است. در عین حال، آن را اشکال کم و بیش ملایم‌ترآن در اندیشه‌ی ره‌بران سیاسی و نظریه پردازانی هم چون پاروس، تروتسکی، جورج لوکاچ تا سال 1925، کُرش و دیگران و هم چنین در گرایش‌های متفاوت کارگری می‌توان بازیافت. ایده‌ئولوژی و پراتیک سیاسی این گروه با خودداری از هر گونه سازش و پافشاری بر لزوم دموکراسی درونی در سازمان‌های کارگری – تنها ابزاری که به این طبقه امکان می‌دهد گرایش‌های بوروکراتیک اعضای کادر و اندیش‌مندان را تصحیح کند – مشخص می‌شود.

این سوگیری‌ها، که کم‌تر با واقعیت اجتماعی قرن بیستم هم‌خوان است، همیشه یا با شکست سیاسی (رزا لوکزامبورگ، تروتسکی) و یا به پذیرش گرایشی دیگر از سوی نماینده‌گان این اندیشه( پارووس و لوکاچ) منجر شده است.

2) دو جریان دیگر که در نتایج سیاسی خود به شدت مقابل هم بوده ولی در عین حال مبنای نظری مشترکی دارند – بدین مضمون که پرولتاریا به تنهایی نمی‌تواند موتور اجتماعی انقلاب ضد سرمایه‌داری باشد، چرا که در جوامع پیش‌رفته‌ی غربی بخشی از طبقه‌ی کارگر و یا [ طبقه ی کارگر] در کل، با جامعه‌ی موجود آمیخته شده است و در کشورهای توسعه نیافته، پرولتاریا نیروی اجتماعی بسیار ضعیفی‌ست که در عین حال در معرض سوگیری در جهت رفرمیسم اتحادیه گرایی ِ صرف، قرار دارد.

با این ملاحظات، یکی از این جریان‌ها به سمت یک رفرمیسم موثر گرایش می‌یابد که در آن گزینه‌ی ایده‌ئولوژیک از تجدید نظر طلبی آشکار تا گروه‌بندی (که در بسیاری موارد آن را مرکزگرا می‌نامیدند) تا ایده ئولوژی رادیکال و پراتیک منسجم گسترش می‌یابد، در حالی که دیگری، برعکس، به سمت اثبات کنش انقلابی‌ای گرایش می‌یابد که نه صرفا ً بر اساس خودآگاهی خود انگیخته‌ی پرولتاریا، بل‌که بر مبنای امکان ِ کنش ِ مشترک ِ اقشار ناراضی و در نتیجه  مخالف ِ اجتماع، پی‌ریزی شده است. این جریان اخیر، به تایید اولویت گروهی کاملا ً منظم که می‌تواند کنش گروه‌های اجتماعی را نظم بخشد و بدان سازمان دهد و به ضرورت توافق برای امکان کنش مشترک همه‌ی گروه‌ها منجر می‌شود.

این ارتباط میان دو جریان بالا که هر دو- اولی در غرب و دومی در کشورهای کم‌تر توسعه یافته مانند روسیه- گسترش یافته‌اند، وجود پیش‌رفت‌های نظری متعدد مشترکی را توضیح می‌دهد که، بی‌شک، بر اساس آن‌ها ارزش گذاری‌ها و جنبه‌های عملی، کاملا ً مخالف هم‌ بنانهاده شده‌اند        (تاثیر هیلفردینگ بر لنین، تفسیر مشابه برنامه‌های بازتولید، تاکید بر امکان علم اجتماعی عینی که نزد عده‌ای با هنجارهای اخلاقی و نزد عده‌ای با قواعد فنی کنش اجتماعی کامل می‌شود.)

این دو جریان که با تاریخ اجتماعی واقعی هم‌خوان‌تراند، و هم چنین احتمالا ً مبین نیروهای تاثیرگذارتر اجتماعاتی می‌باشند که درآن رشد کرده‌اند، واقعا ً در ساخت‌دهی این جوامع نقش داشته‌اند.

بی‌شک، موضوع عبارت است از ارایه طرحی کاملا ً عام – که به توضیحات پرشمار دقیقی نیاز دارد – برای مطالعه‌ی پدیده‌های مشخص که اغلب خصلتی پیچیده و در هم تنیده دارند، در عین برتری یکی از عناصر طرح‌واره.

هم‌چنین باید افزود که ما عملا ً درباره‌ی بنیاد اجتماعی خاص جریان اول خیلی کم می‌دانیم، و این که این امر خود برای درک تاریخ مارکسیسم مساله‌ی بی‌نهایت مهمی است.


1- با یادآوری تعریفی که ژان پیاژه از ساختار در کتاب بررسی‌های شناخت شناسانه (جلد دوم، ص 34 ) به‌دست می‌دهد، با این مضمون که: ساختار، در عام ترین شکل خود، زمانی وجود دارد که عناصر در کلیتی به هم پیوسته باشند و به ویژه گی‌های کلیت وابسته باشند.

2- لوسین گلدمن، پژوهش‌های دیالکتیکی، ص 108، " انسجام ساختاری نه واقعیتی ایستا بل‌که  [ نوعی] بالقوه‌گیِ پویا در درون گروه‌هاست؛ ساختاری معنا دار که اندیشه، عواطف و رفتار افراد بدان میل دارند؛ ساختاری که اکثر آن‌ها، مگر در موارد اسنثنایی، در موقعیت‌های برتر متحقق نمی‌شوند ولی افراد خاص می‌توانند در حوزه‌هایی محدود بدان دست یابند چرا که با تمایلات گروه اول تداخل می‌یابند و آن‌ها را به سمت انسجام نهایی خود سوق می‌دهند( این در مورد پیشوایان سیاسی یا دینی، نویسنده‌گان، هنرمندان یا اندیش‌مندان فلسفی بزرگ صادق است).

3- من عجالتاً به‌خاطر پرهیز از هر گونه تداخل عناصر عاطفی در بحث، از کلیه‌ی اصطلاحات چپ، مرکز و راست دوری جسته‌ام.

* جامعه، فرهنگ، ادبیات: لوسین گلدمن، گزیده و ترجمه‌ی محمد جعفر پوبنده، نشر چشمه، چاپ اول، بهار 1376

آرشيو گلدمن

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

در اعتراض به اظهارات محمود احمدی نژاد:دانشجویان محروم از تحصیل در برابر وزارت علوم تجمع کردند

شماره 704-2009

16 خرداد 1388

کليد واژه ها : دانشگاه

امروز شنبه 16 خرداد 1387، جمعی از دانشجویان محروم از تحصیل اعم از ستاره دار، تعلیقی و اخراجی... در اعتراض به سخنان محمود احمدی نژاد( رئیس جمهور) مبنی بر عدم وجود دانشجوی ستاده دار و محروم از تحصیل در دولت نهم، در برابر وزارت علوم تجمع کردند.

دانشجویان که پلاکاردهائی با عنوان "آقای رئیس جمهور، دروغ چرا؟؟"،" آقای احمدی نژاد، من دانشجوی ستاره دارم"، "تحصیل حق انسانی ماست"، " 6 ترم تعلیق، به کدامین گناه؟؟"، "سهام عدالت دانشجو، سه ستاره"،" دانشجویان زندانی از حق تحصیل محرومند" و ... در دست داشتند، سه ستاره به صورت نمادین بر سینه خویش نصب کرده بودند.

این تجمع درحالی آغاز شد که بسیاری از خبرنگاران داخلی و خارجی از جملهunited press , france tv, nation , press tv این تجمع را پوشش می دادند. دانشجویان که طبق قرار قبلی رأس ساعت 10 در برابر ساختمان وزارت علوم در شهرک غرب گرد هم آمده بودند، در ابتدا با خواندن سرود یاردبستانی تجمع را آغاز کردند. سپس با سر دادن شعار" احمدی نژاد: دروغگو، ما همه ستاره داریم" و "رئیس جمهور دروغگو، نمی خوایم، نمی خوایم" .... اعتراض خویش را به سخنان وی اعلام نموده و خواهان بازگشت به دانشگاه شدند! در ادامه و درحالیکه خبرنگاران در حال تهیه گزارش از دانشجویان محروم از تحصیل بودند، چند تن از افسران نیروی انتظامی به آنان نزدیک شده و با ممانعت از تهیه خبر، آنان را به داخل ساختمان وزارت علوم هدایت کردند. این خبرنگاران پس از ترک ساختمان وزارت علوم، محل را ترک کردند.در پایان تجمع، دانشجویان محروم از تحصیل با حرکت به سمت ساختمان وزارت علوم، قصد حضور بر روی پله های ساختمان را داشتند که با ممانعت نیروهای انتظامی حاضر در محل مواجه شدند. نیروی انتظامی که تلاش می کرد با هل دادن دانشجویان و فحاشی،آنان را از مقابل درب ساختمان وزارت علوم متفرق کند، با مقاومت دانشجویان روبرو شد.در پایان، این تجمع پس از یک ساعت، با همخوانی سرود یار دبستانی به پایان رسید.

لازم به تذکر است که زاهدی وزیر علوم دولت نهم، چندی پیش وجود دانشجویان ستاره دار را تکذیب نموده بود و محمود احمدی نژاد نیز در مناظره تلوزیونی ، ستاره دار ها را متعلق به دوران وزارت معین و ریاست جمهوری خاتمی دانسته بود! شورای دفاع از حق تحصیل چندی پیش گزارشی از 60 دانشجوی ستاره دار شناسائی شده، منتشر کرد که 57 تن از آنان متعلق به دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد هستند.

ازسوی دیگر، طی 4 سال اخیر، بیش از 800 حکم انضباطی تعلیق برای فعالان دانشجوئی صادر شده که سهم بعضی از دانشجویان 6 ترم تعلیق و لاجرم اخراج بوده است! تعدادی از فعالان دانشجویی نیز که در سالهای گذشته، مورد بازداشت قرار گرفتند، پس از آزادی از زندان، از ادامه تحصسل محروم شدند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

انتخابات

درجامعه دموکراتیک انتخابات یک امر مهم واساسی جهت سنجش میزان ازادی است.انتخابات راهی برای شرکت مردم در تصمیمات و مسائل جامعه است.در ایران انتخابات از بدو وجود حساسیت داشته و دارد مخصوصا پس از به روی کار امدن جمهوری اسلامی.حال باید دید ان تعریفی که از انتخابات و انتخاب داده شده قابل اجراست یا اجرا شده.هر کس با یک مروری بر روند اجراهای انتخابات در این سی سال بکند به سادگی در خواهد یافت که معنی واقعی خود را نمیدهد.چون همه کرده های انان و قوانین انتخاباتی انان مغایر قوانین بوده و پیرو قانونهای خود در یک چارچوب خاص میباشد.همه کاندیداها باید از فیلترهای بسیار بزرگ رد شوند تا بتوانند صلاحیت پیدا کنند.این فیلترها به جز عوامل خودی چیزه دیگری نظیر زنان و نمایندگان قشرها و تشکل ها  از خود رد نمیکند.

همه گروه ها و احزاب دم انتخابات بیانه های خود را صادر میکنند و مهمترین مطلب ان ها تحریم  میباشد.در مقابل بعضی رفقا هم دم از شرکت کردن در انتخابات میکنند.حال که شر کت کردن  یا نکردن؟

ما که خواستار بوجود امدن یک جامعه دوکراتیک هستیم چرا باید درمسائل جامعه غیر دموکراتیک شرکت کنیم.هدف ما تغییر است نه ادامه. با دادن رای و شر کت در ان جانی تازه در رگهای انان تزریق میکنیم.رای دادن ما به عنوان قبول کردن انها بوده و هم مسیر بودن باانان را نشان میدهد و این مغایر اهداف ماست.

انهایی اعلام حضور میکنند به چه کسی میخواهند رای دهند.به کسانی که یک عمر کشتار و جنایت و هزاران چپاول و رانده خواری در پرونده تاریخی انان نهفته.کسانی که تمامی پیروان راه ازادی و انسانهای مبارز را فقط برای ادامه حیات خود قتل عام کردند.

دم انتخابات وعده وعیدها از طرف کاندیداها از هر طرف شنیده میشود ولی هر کاندیدایی که وعده های تو خالی را میدهد نمیتواند از چارچوب قوانین خاصی که در مقابل ان است فراتر رود.

ما مشکلاتی زیاد را در اتخابات داریم.برای مثال حقی برای نمایندگان کارگران و تشکل ها داده نمیشود.هیچ گروهی نسیت که از ان اعلام حمایت کنیم.چون در وحله اول این امکان را ندادند.

در ایران انتخابات یک امر کاملا ظاهری است و کودتای انتخاباتی همانند دوره نهم قابل اجراست.پس من که خود را میخواهم در امور مملکت شریک کنم و حق تصمیم را داشته باشم ولی این ازادی از من صلب میشود و ارزشی به من داده نمیشود چرا ؟انان خواستار به دست اوردن اماری هستند که نشان دهد مردم پشت سر انهاست.به همین خاطر با هر حیله و فریبی مردم را به پای صندوقها میخواهند بکشند.

باید دید که ایا شرکت کردن یا نکردن ما کدامیک باعث تغییراتی در نحوه زندگی ما خواهد شد.شرکت کردن یا نکردن؟همانطور که گفتم شرکت کردن مخالف جهتی است که ما داریم.وتاثیری در رفاه و اسایش زندگی و بهبود اوضاع جامعه نخواهد داشت.شرکت نکردن هم همانند ان تاثیری نداردولی درحال حاظر شرکت نکردن تنها کاری است که میتوان برای اعلام نا رضایتی خود از وضع موجود انجام داد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

بیانیه جمعی از فعالین سوسیالیست دانشگاه های تهران

در شرايطي که کارگران ايران در زير بار تعديات سرمايه کمر خم کرده و به شيوه‌هاي مختلف قرباني فرايند غير انساني انباشت سرمايه مي‌شوند و از دست‌مزد شديدا پايين، معوق ماندن چندين ماهه پرداخت حقوق، نداشتن تشکل‌هاي مستقل کارگري و… رنج مي‌برند، دست سرکوبگر رژيم، در مراسم روز جهاني کارگر، در 11 ارديبهشت گلوي زحمتکشان ايران را فشرد و اکنون که حدود 3هفته از این واقعه گذشته است، هنوز تعداد کثیری از بازداشت شدگان، در زندان به سر می برند.

پس از سرکوب جنبش زنان در سال 85 و دستگيري‌هاي گسترده فعالان چپ دانشجويي در 13 آذر 86، با حمله وحشيانه نيروهاي سرکوب به فعالين کارگري، برگ آخر سناريوي سرکوب سازمان‌يافته جنبش‌هاي پيشروي اجتماعي در آستانه انتخابات رياست جمهوري، اين نمايش لوث دموکراسي در جمهوري اسلامي، از سوي سرمايه‌داري ايران ورق خورده و حافظان سرمايه بار ديگر تهاجم آشکاري را به ابتدايي‌ترين حق کارگران و زحمتکشان، يعني برگزاري آزادانه روز جهاني کارگر، آغاز کردند.

در شرايطي که از يک سو تحقق پروژه سازش سرمايه‌داري ايران و امپرياليسم امريکا هر روز بيش از پيش نمايان مي‌شود و از سوي ديگر بحران اقتصادي جهاني هر روز بيشتر گلوي سرمايه‌داري داخلي را مي‌فشارد، سرکوب جنبش کارگري بيش از گذشته در دستور کار حکومت جمهوري اسلامي قرار گرفته و سرمايه‌داري ايران شمشير سرکوب خود را بر فراز سر کارگران به چرخش در آورده است.

در چنين شرايطي تنها راه مبارزه براي به دست آوردن حقوق بديهي کارگران، اتکا به نيروي ايشان و تلاش در شکل دادن به يک جنبش اجتماعي مستقل بر مبناي مبارزه طبقاتي به جاي توهم به جناح‌هاي مختلف طبقه حاکم است.

وحدت کليه جنبش‌هاي اجتماعي حول محور جنبش کارگري و تشکيل يک صف انقلابي در مرز بندي با جناح‌هاي حاکميت و سرمايه‌داران، تنها راه رهايي از شرايط سرکوب و خفقان مي‌باشد.

ما جمعي از فعالان سوسیالیست دانشگاه‌هاي تهران در راستاي چنين هدفي، ضمن اعلام همبستگي با جنبش کارگري و محکوم کردن حمله ددمنشانه نيروهاي امنيتي به مراسم روز جهاني کارگر در پارک لاله، خواستار آزادي فوري و بي قيد و شرط تمام دستگير شدگان اول ماه مي به ویژه فعالان برجسته جنبش کارگری، و نیز تمامی فعالان دانشجویی از جمله محمد پورعبالله دانشجوی چپ دانشگاه تهران که در شرایط بسیار سختی در زندان قزل حصار به سر می برد، دانشجویان پلی تکنیک و تمامی دانشجویانی که در شهرستان های مختلف از ماه ها قبل از اول ماه مه در زندان به سر می برند هستیم.

 

زنده باد سوسياليسم!

گسترده‌تر باد پيوند جنبش‌هاي اجتماعي با جنبش طبقه کارگر!

 ۳۰/۲/۱۳۸۸

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

قسمت اول

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار) 


جدیدترین قالبهای بلاگفا

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس