تبليغاتX

سوسیالیسم اساس انسانیت.برپاخیز ازجاکن...

سوسیالیسم اساس انسانیت.برپاخیز ازجاکن...

صدیق امجدی، یکی از کارگران بازداشت شده در مراسم اول ماه مه در سنندج، روز شنبه در دادگاه اجرای  احکام در سنندج بازداشت شد و حکم ۱۰ ضربه شلاق علیه او به اجرا در آمد.

 

صدیق امجدی همراه با ۱۲ کارگر و فعال کارگری دیگر، در روز اول ماه مه، روز جهانی کارگر، در شهر سنندج بازداشت و پس از چند روز آزاد شدند. این فعالان کارگری چندی بعد در دادگاه به اتهام بر هم زدن نظم عمومی و شرکت در تجمع غیر قانونی محاکمه شدند. این مراسم توسط اتحادیه سراسری کارگران بیکار و اخراجی ایران برگزار شده بود که ده ها نفر در آن شرکت کرده بودند.

 

در آن هنگام، این تشکل کارگری اعلام کرد که مقام های دولتی با درخواست مجوز برای برگزاری مراسم روز اول ماه مه مخالفت نکرده بودند.

 

پس از محاکمه، دو تن از بازداشت شدگان به دو و نیم سال زندان، و سایرین به ۹۱ روز زندان و تحمل ۱۰ ضربه شلاق محکوم شدند. این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۲۰۰ هزار تومان جریمه نقدی و ۱۰ ضربه شلاق تغییر کرد.

 

جعفر عظیم زاده، سخنگو و عضو هیات مدیره اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار ایران، به رادیو فردا گفت: «حکم دادگاه تجدیدنظر آقای امجدی روز پنجشنبه، ۲۵ بهمن، به شکلی غیر رسمی ابلاغ شد. همین موضوع باعث شد که وی روز شنبه، ۲۷ بهمن، به شعبه دوم اجرای احکام دادگاه سنندج مراجعه کند.»

 

به گفته آقای عظیم زاده، صدیق امجدی در همان شعبه بازداشت شد و همسرش را وادار کردند که جریمه نقدی را به حساب بریزد و همزمان، او را شلاق زدند.

 

بر اساس این گزارش، سایر محکومان به شلاق و جریمه نقدی با مراجعه به وکلای مدافع خود متوجه شدند که حکم شلاق برای آنها نیز اجرا خواهد شد.

 

این نخستین بار است که حکم شلاق برای یک کارگر که در مراسم روز جهانی کارگر شرکت کرده بود، به اجرا در آمده است.

 

سخنگو و عضو هیات مدیره اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار ایران در مورد تاثیر این موضوع چنین اظهار عقیده کرد: « این مسئله می تواند پیامدهای خطرناکی را برای طبقه کارگر ایران به همراه داشته باشد. همان گونه که در زمینه دستمزدها، ۳۰ سال است که موفق شده اند دستمزدهای پایین تر از خط فقر را به کارگران تحمیل کنند و همانطور که همین دستمزدها هم به طور مرتب پرداخت نمی شوند، فکر می کنم این حکم، پایه ای برای آن خواهد شد که کارگر را مانند دوران بردگی شلاق بزنند. امروزه، سرمایه داری در ایران، این شلاق زدن را  با یک حکم رسمی دارد احیا می کند.»

 

جعفر عظیم زاده اشاره کرد: «در دنیایی که شلاق زدن ممنوع شده است، در ایران، طبقه کارگر را به روزی انداخته اند که به خاطر آنکه روز خودش را برگزار کرده است، محکوم به تحمل ضربات شلاق می شود.»

 

این فعال کارگر به این پرسش که آیا برگزاری روز جهانی کارگر در ایران جرم محسوب می شود که کارگران به خاطر آن محکوم به تحمل ضربات شلاق شوند، پاسخ داد: «در ایران، خیلی چیزها هم جرم است و هم جرم نیست. در قانون کار، روز جهانی کارگر تعطیل اعلام شده است. با توجه به اینکه دولت جمهوری اسلامی متعهد شده است که مقاوله نامه های ۸۷ و ۹۸ سازمان بین المللی کار، آی ال او، را اجرا کند، اما به رغم تمامی این ها، نزدیک به ۳۰ سال است که اجازه برگزاری روز جهانی کارگر را به تشکل های مستقل نمی دهند.»

 

وی اضافه کرد:«این در حالیست که در ارتباط با خودشان و چیزهایی که به نفع شان هست، میلیاردها از بودجه مردم و مملکت هزینه می کنند، اما وقتی نوبت به کارگر می رسد، حقی برای برگزاری آن روز به کارگر داده نمی شود و تازه، زمانی که کارگر اقدام به برگزاری آن می کند، شلاقش می زنند.»

 

جعفر عظیم زاده همچنین به این پرسش که اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار که مراسم اول ماه مه در سنندج را برگزار کرده بود، چه اقداماتی را مد نظر قرار داده است تا از کارگران محکوم به تحمل ضربات شلاق دفاع کند، پاسخ داد:«تا آنجا که بتوانیم و با تمام قدرت در مقابل اجرای این حکم برای سایر دوستان مان ایستادگی خواهیم کرد و به همین حکمی هم که اجرا شده است، اعتراض خواهیم کرد و در صورت تداوم اجرای این حکم از جمهوری اسلامی به سازمان بین المللی کار شکایت خواهیم کرد، زیرا به این سازمان تعهد داده است که حقوق پایه ای کارگران را که در جهان به رسمیت شناخته شده است، رعایت کند.»

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

زنده باد برابریبدون اپارتایدکااااااااااش
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار) 

16فوریه روز اعتراض سراسری برای ازادی دانشجویان در بند                                                   
دانشگاه زنده است.سوسیالیسم یا بربریت.اوین دانشجو میپذیرد.ووو..... شعارهای زیادی که برای نشان دادن اوضاع جامعه در16اذرگفته شد.حکومت که اوضاع را چنین دید اقدام به دستگیری چندین نفر از رفقایمان را کرد از این رو تعداد کثیری از انها زیر شکنجه هایی قرار گرفتندوحتی فوت هم  کردند.این عمل خود نشانگرعدم ازادی و نهایت نقض حقوقی انسانی میباشد.دولت و حکومت نسبت به اعتراضاتی که صورت گرفت برای اینکه بیشتر زیر فشار قرار نگیرند تصمیم به ازادی این دانشجویان کرد البته با وصیقه های سنگین.همچنین بخاطر انتخاباتی که در مقابل هست این عمل به نفع انان میباشدو خواستار جلوگیری از هر گونه هرج و مرج هستند.اما ما گول این عوامفریبان را نمیخوریم وبا گفتن نه به انتخابات و نه به زندانی کردن در مقابل انها می ایستیم.بنابر این قرار شد که اعتراضات سراسری نسبت به این عمل پست انها صورت گرفته وخواستار ازادی همه دانشجویان و همچنین فعالین کارگری باشیم.دیگر این روز فرا میرسد و ما ارزوی این را داریم که همه در این فراخوان شرکت کرده تا بصورت گسترده و با شکوهی بر گزار شود تا جوابی محکم  در قبال انها باشد.    شعار ماازادی بی قید و شرط همه زندانیان    
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

آزادی یکی دیگر از رهبران دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب از زندان اوین

 

 

بر اساس گزارش خبرنامه"آزادی برابری"، "سعید حبیبی" یکی از رهبران دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ایران، عصر امروز سه شنبه 23 دی ماه به قید وثیقه سنگین 150 میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد.

"سعید حبیبی" که روز 11 آذر ماه در جریان یورش گسترده نیروهای امنیتی رژیم به دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب در مقابل محل کارش بازداشت شده بود، بیش از 72 روز در  سلولهای انفرادی زندان اوین و تحت شدیدترین شکنجه قرار داشت.

  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

انقلابی که دزدیدند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

در دهه های قبل از قیام 57بسیاری افراد امده بودند  که در مقابل وضعیت نابسامان ان دوره دست به مبارزه بزنند که اولین مبارزین متشکل نام در اورده حزب توده بود .سپس افرادی همچون رفیق بیژن جزنی و... پا در عرصه مبارزات گذاشتند و چندی بعد سازمان های سیاسی مختلفی ایجاد شدند هم از طیف راست و اکثرا از طیف چپ که معروفترین و متشکل ترین و سازمانیافته ترین انها گروه های مجاهدین که مذهبی بودند ودیگری سازمان چریکهای فدایی خلق بودند.این گروهها بعد از مبارزات ایدئولوژیکی به مبارزات چریکی و مسلحانه روی اوردند.اغلب عملیاتها و درگیریها به این مسائل ختم میشد.تا این موقع نامی از روحانیون و اخوندها در میدان مبارزات خوانده نمیشد و اصلا حرفی برای گفتن نداشتند و سازمانی هم نداشتند فقط یکی یا دو مورد خمینی در مورد اصلاحات و دیگر اقدامات شاه بیانیه داده بود و انها در پی تبلیغ این مسائل در مساجد که ابزار قدرت روحانیون بود را بودند.در این موقع سازمانهای سیاسی ذکر شده فعالییتهای گسترده ای در  اکثر نقاط کشور بعمل در می اوردند.و گروهی بسیار بزرگ را تشکیل داده بودند .در سال 56 که اعتراضات و اعتصابات علنی شده بود ’مبارزات هم گستر ده تر شده بود.در کردستان مسائل قوی تر بود.شاه دست به اقداماتی زد که باعث شد بیشتر رهبران و کادرهای کلیدی دستگیر شده و روانه زندان شدند. باز هم از روحانیون خبری نبود شاه چند باری خمینی را به تبعید فرستاد.اگر خمینی برایش مشکل ساز بود حتما مانند سایر افراد مبارز  اعدام میشد و از صحنه دور میشد ولی مسئله این گونه نبود.این شاه بود که به انها جان داد  .با اعدام و دستگیری رهبران گروهها و متلاشی کردن گروهها هم از لحاظ روانی و هم از لحاظ تشکیلاتی میدان را به انها واگذار کرد (اخوندها).در حالی که تا این مرحله  باعث اعتصابات و اعتراضها اینها نبودند بلکه مبارزین حقیقی بودند که اگاهی را در جامعه رونق دادند و مردم را به خیابانها کشاندند.در این مرحله از تاریخ حق به حقدار  نرسید بلکه ان را دزدیدند.وحکومت ننگین خودشان را در تخت پادشاهی گذاشتند البته با جامه مذهبی و ساده گی دروغین.از اولین روزی که انها بر سر قدرت نشستند  با وعده های دروغین و مردم فریبانه قد علم کردند.انها دم از ازادی و ارزانی و پول نقت و... میزدند.در حالی که این مسائل همگی عکسش در امد.پس کجاست این ازادی که با کوچکترین زمزمه حتی سر ادم به باد میرود؟ پس کجاست این ارزانی و امنیت شغلی که میگفتند؟ایا همان اخراج کارگران و شکاف طبقاتیست که هر روز بیشتر میشود؟یا همان دستگیری و کشتار دانشجویان حق طلب است؟پس کجاست پول نفت؟ایا ان هم پولی است که به حزب الله وسایر گروههای تروریستی میدهد؟ پس کجاست ان حقوق بشری؟ایا همان کشتار67وقتلهای زنجیره ایست؟الان 29 سال از ورود پست این اقایان میگذرد و همچنان وضع ما وخیمتر میشود .دیگر تاریخ جواب گوی این مسائل خواهد بود.الان دیگر زمان عوض شده با وجود خفقان بازهم طیفی گسترده که همه جوان هستند پا در عرصه اعتراضات و مبارزات گذاشتند.این شعله خاموش نخواهد شدو خاموشی ندارد.این است نتیجه انقلاب دزدیده شدهکه مردمی نبوده و نیست.پس همه در دست هم وطنمان را کنیم اباد.در مقابل 8مارس و1(اول)ماه می را خواهیم داشت .ما همگی متحدانه به استقبال این ایام خواهیم رفت.تا هر روز فشاری را بر این دیکتاتورها وارد سازیم.

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

سازمان دیده بان حقوق بشر خواستار تحقیق در مورد مرگ زندانيان در حين بازداشت شد

 

 

واشنگتن دی سی، 18 ژانويه، 2008)-سازمان دیده بان حقوق بشر امروز اعلام کرد دولت ايران موظف است درباره مرگ ناگهانی دو شخص در حين بازداشت در شمال غربی ايران، تحقيق کند.  

ابراهيم لطف الّلهی، بيست و هفت ساله، در بازداشتگاهی در سنندج در تاريخی مابين نهم تا پانزدهم ماه ژانویه درگذشت. زهرا بنی عامری پزشک بيست و هفت ساله نيز در اکتبر سال 2007 در همدان در حين بازداشت فوت کرد. در هر دو مورد، مقامات رسمی علت مرگ را خودکشی اعلام کرده اند.  
  

جو ستورک نایب رئیس بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر دراین باره می گوید: «مرگ ناگهانی دو جوان ظاهرا سالم در زندان به شدت نگران کننده است و دولت با سرعتی که در خودکشی دانستن این مرگ ها به خرج می دهد فقط به نگرانی ما می افزاید.»  
نيروهای امنيتی، لطف الّلهی را روز ششم ژانويه در حالی که محوطه دانشگاه پيام نور سنندج را ترک می کرد، دستگير کردند. خانواده لطف الّلهی از اتهامات وارد شده به وی توسط مقامات هيچ اطلاعی ندارند. سه روز بعد از بازداشت لطف الّلهی، خانواده ی وی موفق به ملاقات با او در بازداشتگاه سنندج شدند. برادر لطف اللهی به سازمان ديدبان حقوق بشر اظهار داشت که برادرش در حين ملاقات روحيه خوبی داشته و خوب به نظر می آمده است.  
در پانزدهم ژانويه، مقامات رسمی بازداشتگاه با پدرو مادر لطف الّلهی تماس گرفته و به ايشان اعلام می کنند که پسرشان را در گورستان محلی دفن کرده اند. مقامات ادعا کردند که لطف الّلهی در سلول اش خودکشی کرده است.  
خانواده لطف الّهی به ديدبان حقوق بشر گفتند که از مقامات خواهند خواست که جنازه فرزندشان را برای يافتن علت مرگ توسط پزشکی قانونی نبش قبر کنند.  
و همچينين مرگ در حين بازداشت بنی-عامری نيز در شرايط مشکوک رخ داده است. پليس و مقامات امنيتی در روز دوازدهم اکتبر 2007، بنی-عامری و نامزد او را در يک پارک عمومی در شهر همدان به اتهام داشتن «رابطه غير مشروع» بازداشت کردند. با توجه به «قانون مجازت اسلامی» در ايران، رابطه «نا مشروع» بين زن و مرد نا محرم، منجر به مجازات کيفری می شود.  
روز بعد مقامات زندان به خانواده ی بنی عامری اطلاع دادند که او در سلول زندان خود کشی کرده است. برادر بنی عامری طی اطلاعیه های مطبوعاتی که همان زمان منتشر کرد، ادعا کرد خواهراش در مکالمات تلفنی که با او داشته، از جمله یک تماس به فاصله 30 دقیقه از زمان اعلام شده مرگ اشخوب به نظر می رسیده است.  
شیرین عبادی برنده ایرانی جایزه نوبل وکالت خانواده بنی عامری در شکایت علیه مقاماتی که مسئول بازداشت و زندانی شدن او بودند را بر عهده گرفته است.  
 ستورک درین زمینه گفت: «شرایط از دست رفتن زندگی دو جوان به گونه ایست که توضیح رسمی را غیرقابل قبول و پاسخگویی را ضروری می سازد.» او اضافه کرد: «مقامات ایرانی بایستی گام های قابل قبولی در جهت کشف آن چه واقعا روی داده است بردارند و مقامات مسئول دراین دو مرگ را وادار به جوابگویی کنند.»  
اصول سازمان ملل در ارتباط با «پیشگیری موثر و تحقیق در مورد اعدام های غیرقانونی ِ شتابزده و بی دلیل» مقرر می دارد که «تحقیقات فوری، کامل، و بی طرفانه» درباره تمام موارد قتل های غیرقانونی، از جمله مواقعی که دادخواستی از سوی اقوام حاکی از مرگ غیرطبیعی قربانیان تنظیم شده باشد، صورت گیرد. این اصول اعلام می کنند در صورتی که «پیکر دفن شده ولی بعدا به نظر برسد تحقیقات لازم است، جسد بایستی بلافاصله نبش قبر شده و مورد کالبدشکافی قرار گیرد. کالبد بایستی برای زمان کافی نزد کسانی که کالبدشکافی را انجام می دهند باقی بماند تا تحقیق کامل را ممکن سازد. ...برای تضمین نتایج عینی، انجام دهندگان کالبدشکافی بایستی قادر باشند به طور بی طرفانه و مستقل از هر شخص، سازمان، یا نهاد ذینفع انجام وظیفه کنند.» این اصول هم چنین مقرر می دارند که خانواده های قربانیان و نمایندگان حقوقی آن ها به کلیه اطلاعات مرتبط با تحقیقات دسترسی داشته باشند و حق داشته باشند خواهان حضور نماینده پزشکی ای از سوی آن ها در کالبدشکافی گردند.  
دیده بان حقوق بشر قبلا آزار و اذیت و شکنجه زندانیان در ایران را ثبت و از آن ابراز نگرانی کرده است. دو گزارش این سازمان با عناوین «هرکس می تواند به هر دلیلی زندانی شود» http://hrw.org/reports/2008 /iran0108/ و «مانند مردگان در تابوت شان» http://hrw.org/reports/2004 /iran0604/ آزار و اذیت مخالفین و منتقدین دولت را در زندان ها ثبت کرده اند. در اوت 2006 دیده بان حقوق بشر از شکنجه و مرگ مشکوک فعال دانشجویی اکبر محمدی ابراز نگرانی کرده بود

 http://hrw.org/english/docs /2006/08/03/iran13895.htm

در دسامبر 2006 دیده بان حقوق بشر از دستگاه قضایی ایران خواست بازداشت بی دلیل و گزارش های مبنی بر شکنجه وبلاگ نویسان بازداشت شده در سال 2004 را مورد تحقیق قرار دهد.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

تحکیم وحدت ، لیبرال ها : وقتی مدعیان جنبش دانشجویی به آغوش حاکمیت پناه می برند

 

 

دفتر تحکیم وحدت و لیبرال ها این بار هم در برابر خشم دانشجویان معترضی که این بار دیگر هیچ توهمی نسبت به جریان های سازش کارندارند نتواستند سکوت کنند ولی این بار این هر دو با صدور دو بیانیه سازش کارانه خطاب به دانشجویان و حاکمیت مهر پایان تاریخ مصرف خود را با قدرت هر چه تمام بر پیشانی خود حک کردند.

اکنون و در این شرایط حساس که جنبش دانشجویی در آستانه ی یک تولد دیگر قرار گرفته، لازم است که در قبال چنین بیانیه ها و چنین موضع گیری هایی خطاب به جنبش دانشجویی به نکاتی چند اشاره شود، باشد تا کمکی باشد در راه شناخت هر چه بهتر ماهیت جریان های جدا از جنبش واقعی دانشجویان معترض.

در روزهای اخیر که خشم دانشجویان دانشگاه تهران نسبت به مسائل صنفی و سیاسی منجر به برگزاری چندین تجمع اعتراضی قدرتمند در کوی دانشگاه و در پی آن دخالت گارد ویژه ضد شورش و ورود آن به کوی دانشگاه و در گیری با دانشجویان شد، دفتر تحکیم وحدت و لیبرال های دانشگاه تهران اقدام به صدور دو بیانیه کردند که در آن ها دانشجویان را دعوت به آرامش کرده، آنان را از دادن شعار های سیاسی بر حذر داشته، اندکی به حال مامورین زخمی شده ی گارد ویژه دل سوزاندند و البته همچون همیشه برای پایان یافتن ماجرا دست به دامان دولتمردان شدند.

نکته ای که در این میان بیش از هر چیز دیگر به چشم می خورد شباهت بیش از اندازه ی این دو بیانیه با یکدیگر و وجود نکات مشابه بسیاری است که پیش از هر چیزی دال بر موضع گیری یکسان دو جریان به ظاهر متفاوت در قبال یک مسئله ی مشترک است. و همانا این نکته به راستی این واقعیت را بیش از پیش بر ما آشکار می کند که ماهیت واقعی یک اندیشه را تنها در موضع گیری و عملش در پیچ های سیاسی مهم و تاریخی می توان درک کرد نه درافاده ها و  لفاظی های هر از چند گاهانه در باب دموکراسی و حقوق بشر. موضع گیری اخیر این دو جریان حاکی از این بود که جریانات راست هر چند که در جامعه ای با شرایط عادی ادای اپوزیسیون منتقد دولت را در آورند و نیز دائما در حال سر و کله زدن با یکدیگر باشند، به محض اینکه در مقابل یک جنبش اجتماعی رادیکال و میلیتانت قرار بگیرند به سادگی هر چه تمام یکدیگر را و نیز دولت حامیشان را سخت در آغوش گرفته و در برابر ستمدیدگان جامعه صف آرایی می کنند و این برای دانشجویان و مردم ایران به راستی یک نشانه است از این اصل که تمام جناح های سهیم در قدرت و تمام اپوزیسیون راست در ایران در نهایت به یک چیز منجر خواهد شد و آن هم  ادامه ی خفقان و سرکوب در این کشور است.

هر دوی این بیانیه ها مشکلاتی که منجر به ایجاد فضای اعتراضی در دانشگاه و بروز اعتراضاتی از این دست شده است را مربوط به تعدادی ار مسئولین در دولت نهم می دانند. یعنی در واقع تمام نا برابری ها و سرکوب های اخیر را صرفا مربوط به تعدادی شخصیت می داند که گویی با کنار رفتن آن ها تمام مشکلات بشریت در ایران حل خواهد شد. ولی آیا می توان اذهان دانشجویان آگاه امروز را از تمام سرکوب هایی که در دوران حاکمیت روسای مشارکتی شان بر جنبش دانشجویی اعمال شد پاک کرد. آیا کسی فراموش می کند که حادثه تلخ ١٨ تیر ١٣٧٨ در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی اتفاق افتاد. نگاه جزئی نگر جریانات  راست چه از نوع چه از نوع لیبرالی و چه از نوع تحکیمی همیشه سعی در آن دارد که تناقضات بنیادی حکومت را به مسائل جزئی ربط دهد و از این طریق کلیت نظام و روابطی که بازتولید کننده ی نابرابری ها هستند را انکار کند. این نه صرفا مسئولین فعلی دانشگاه تهران و وزارت علوم بلکه حکومت جمهوری اسلامی است که این اتفاقات را می آفریند. ما نه فقط در بهمن ٨٦ و خرداد ٨٥ بلکه در خرداد ٨٢ و تیر ٧٨ هم شاهد ورود نیروهای نظامی و لباس شخصی به کوی دانشگاه و ضرب و شتم وحشیانه ی دانشجویان بودیم و این فقط حوادث دانشگاه است. کارگران ستمدیده ای که از فرط گرسنگی جان می دهند را چه می کنید؟ آیا آن هم فقط در دوره ی احمدی نژاد بوده است؟ آیا کشتار کارگران خاتون آباد در دوره ی آقای خاتمی را می توان فراموش کرد؟      

جالب اینجاست که وقتی دانشجویان برای بیان خواسته هایشان از جمله آزادی دانشجویان زندانی تجمعات اعتراضی برگزار می کنند، هر دوی این جریان ها همچون همیشه از برخوردهای خشن دانشجویان ابراز نگرانی کرده و آنان را  دعوت به آرامش می کنند. به راستی که این موضع گیری شاهکاری است که که قابلیت ثبت در کتاب لطیفه های تاریخی را دارد. گارد ویژه ضد شورش که تا بن دندان مسلح است همراه با ماشین های زره پوش به دانشجویان حمله ور می شود، آنگاه در این میانه عده ای پیدا می شوند که دانشجویان را از اعمال خشن برحذر می دارند. این یک واقعیت طبیعی است که دانشجویی بی دفاعی که در محل زندگی خود مورد حمله ی نیروهای مسلح به گاز فلفل و باتوم و سنگ و چماق و میل گرد شده به هر طریقی که می تواند از جان خود دفاع کند. جریان دفتر تحکیم وحدت و لیبرال های دانشگاه تهران در حالی خود را دانشجویی می دانند که در جریان حمله ی گارد ویژه ی ضد شورش به دانشجویان به جای حمایت از دانشجویان زخمی و بازداشتی به دفاع از نیروهای سرکوب گر برخواسته و در کمال وقاحت از زخمی شدن چند مامور گارد ویژه ابراز نگرانی می کنند. آیا به راستی قرار بر این است که همیشه دانشجویان سرکوب شوند و دم نزنند؟ گویا این آرزوی همیشگی دفتر تحکیم وحدت و لیبرال ها و در کل جریان راست است که هر گاه دانشجویان خواست های واقعی و رادیکال خود را فریاد بزنند با سرکوبی وحشیانه مواجه شوند چرا که به راستی هرگاه که هر جنبشی به سمت فریاد زدن حواست های واقعی خود  برود ناخودآگاه کلیت نظم سرکوب گر را نشانه گرفته است.  

در این بین جالب اینجاست که لیبرال های دانشگاه تهران که گویا خود را بسیار پیشروتر از دفتر تحکیم هم می دانند بیانیه ای به مراتب عقب مانده تر و راست گرایانه تر از بیانیه تحکیم صادر کرده اند. دفتر تحکیم وحدت با تمام راست گرایی سیاسی و دخالت دست های حکومتیان در آن، در بیانیه ی اخیر خود هیچ گاه رسما دانشجویان را به پرهیز از شعارهای سیاسی فرانخوانده و هیچ گاه حکومتیان را از نصایح خیرخواهانه ی خود بهره مند نکرده است و این هر دو کارهایی هستند که لیبرال های دانشگاه تهران انجام داده اند. دانشجویان را از سر دادن شعارهای سیاسی و برخوردهای خشن برحذر داشته و هوار کشیده اند که فقط به مسائل صنفی بپردازید و از همه جالب تر اینجاست که برای ختم قائله دست به دامان حوزویان به قول خود آزاده شده اند. آیا به راستی هم چنان کسی در دانشگاه وجود دارد که نداند هر خواسته ی صنفی برای دانشجویان تبدیل به یک خواسته ی سیاسی می شود؟ و آیا هنوز کسی هست که نداند هر خواسته ی صنفی در این کشور به صورت خود به خود یک خواسته ی سیاسی است؟ آیا اینکه دانشجویان خواهان آزاد شدن همه دانشگاهیانشان باشند تا این اندازه برای لیبرال ها دردناک است؟ آری این بار هم آقایان لیبرال همچون همیشه به جای حمایت از خواست های واقعی دانشجویان به آغوش حاکمان پناه برده و آنان را به رفتارهای مسئولانه و دولتمردانه دعوت کردند غافل از آنکه جمهوری اسلامی در این روزها در حال نشان دادن مسئولانه ترین و دولتمردانه ترین رفتار خود است که همانا چیزی جز رفتارهای مسئولانه و دولتمردانه شان در سرکوب جنبش های اصیل اجتماعی نیست. با این حال این چنین موضع گیری ای از سوی لیبرال های دانشگاه تهران چندان برای ما عجیب و غیر منتظره نبود. این همان جزئی نگری همیشگی لیبرال هاست که این بار هم به شکلی بی شرمانه بروز پیدا کرده است.

جدای از بررسی محتوای این دو بیانیه باید گفت که در واقع این یک پایان برای جریانات راست و سازشکار در دانشگاه محسوب می شود. دفتر تحکیم وحدت به عنوان قدیمی ترین ابزار دخالت جناح های حکومتی در دانشگاه و لیبرال ها به عنوان حلقه ی منفردی که از همان ابتدا دچار سازش های پیاپی با جریانات مختلف شده بودند، با صدور این بیانیه ها مرگ حود را در جنبش دانشجویی به صورت رسمی اعلام کردند. کما اینکه مدت هاست مرگشان برای جنبش دانشجویی ثابت شده است.

دفتر تحکیم وحدت به عنوان جریانی دست ساز حکومت که از همان ابتدای پیدایش برای سرکوب جنبش دانشجویی آفریده شد هیچ گاه این وظیفه ی تاریخی اش را فراموش نکرده و با کرنش های دائمی به بارگاه حکومت اسلامی همیشه تعلق خاطر خود را به نظم سرکوب گر موجود ثابت کرده است. هم چنین لیبرال های دانشگاه تهران نیز پرونده ی سازش ها و ائتلاف هایشان با جریان ها، طیف ها و شخصیت های مختلف راست برای همگان آشکار است و دیگر برای دانشجویان معترض شکی باقی نمانده است که این حلقه نه تنها هیچ ربطی به جنبش دانشجویی و خواسته های واقعی دانشجویان ندارد بلکه در صورت نیاز به سادگی تمام در صف نیروهای حاکمیت می هم ایستد. این هر دو جریان امروز بیش از هر زمان دیگری در پیشگاه جنبش دانشجویی ضعف و حقارت خود را به اثبات رسانده اند. در این بین دفتر تحکیم وحدت که در جریان بازداشت ها و سرکوب گسترده ی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب نه تنها ار آنان حمایت نکرده بلکه با دولتمردان غیور جمهوری اسلامی وارد لابی و بده بستان بر سر این مسئله شده بود، سرسپردگی خود را پیشاپیش اعلام کرده بود ولی امروز و با صدور علنی این دو بیانیه تکلیف جنبش دانشجویی با این دو جریان به راستی مشخص شد.

اگر آنان جنبش دانشجویی را در موقعیتی لرزان می بینند، دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب جنبش دانشجویی را در آستانه ی تولدی دوباره می دانند. اگر آنان دانشجویان را به آرامش دعوت می کنند، دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب اعتراضات خود را با برگزاری تجمعات چند هزار نفره اعلام می کنند. اگر آنان دانشجویان را از سر دادن شعارهای سیاسی برحذر می دارند، فریاد دانشجوی زندانی آزاد باید گردد خیابان امیرآباد را به لرزه در میآورد و اگر آنان برای اعضای مجروح گارد ویژه دل می سوزانند دانشجویان معترض آزادیخواه و برابری طلب در برابر تجاوز آشکار گارد ویژه ضد شورش به محل زندگیشان قهرمانانه مقاومت می کنند.  

 جنبش دانشجویی مدتهاست که راه خود را از شما آقایان جدا کرده است! شما نه مدافع خواست صنفی دانشجویان و نه مدافع آزادی های سیاسی و اجتماعی در دانشگاه هستید.  

آری این است قدرت جنبش دانشجویی و قدرت شعار آزادی و برابری، این است حمایت بی نظیر دانشجویان  آزادیخواهان و برابری طلب از یاران دربندشان و این است صف متحد دانشجویانی که هیچ توهمی نسبت به هیچ جناحی در حاکمیت ندارند و شکی نداشته باشید که زین پس هیچ سرسپرده ای را یارای آن نخواهد بود که در برابر جنبش دانشویی به سخن سرایی هایی از این دست بپردازد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

Ernesto Che Guevara

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

 

                                

 

    چند صباحی است که بار دیگر صفحات اینترنت معرکه رویارویی ای قدیمی و مشهور شده است. طرفداران "استالین کبیر" و "مائوی بزرگ" در یک کران و مریدان "تروتسکی شهید" در سوی دیگر سرنیزه برق انداخته اند و کف بر دهان به جبهه "مبارزه ایدئولوژیک" رهسپار شده اند. این چنگ و دندان نشان دادن ها و این برخورد آنتاگونیستی چه نتایج مثبت و ارزنده ای را برای اعتلای مارکسیسم ایفا می کند؟ و آیا از پی چنین بحثهایی می توان به واقعیت مشخص دست یافت یا نه؟

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

کمیته تلاش برای رهایی دانشجویان در بند از تمامی شما عزیزانی که بیش از 50 روز نگران حال این عزیزان و خانواده های محترم شان بوده اید تقاضا دارد که توانایی خود را برای تأمین وثیقه های ایشان به کار برید.  لازم به تذکر است که  با گذاشتن وثیقه شما فقط حضور این عزیزان را در دادگاهی که تاریخ برگزاری آن بعداً اعلام خواهد شد ضمانت کرده و به هیچ عنوان مسئولیت دیگری را تقبل نخواهید کرد.  بدینوسیله  از شما عزیزانی که قادر به تأمین سند برای وثیقه های تعیین شده می باشید و امکان تماس با هیچیک از خانواده های این دانشجویان ندارید، تقاضا داریم با ایمیل komitetalash@gmail.com تماس گرفته تا فعالان کمیته تلاش برای رهایی دانشجویان در بند تماس مستقیم شما را با این عزیزان برقرار سازند.

کمیته تلاش برای رهایی دانشجویان در بند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

به عقیده من انسانیت یعنی معیارهای انسانی است که اساس ان را سوسیالیسم در برابری وبرادری و شرافت انسانی میداند و انسان را شایسته انسان بودن میداند من در مرحلهی اول سوسیالیسم را به عنوان مظهر فکری خود میدانم ومعیارم نیز هیچ وقت  شوروی و... نیست.تاریخ سال1917را همیشه به خاطر این که محروم ترین طبقات انقلابی کبیر راافریدند از یاد نخواهد برد من عمیقا اعتقاد دارم که در هیچ تفکری ازادی و دموکراسی مانند سوسیالیسم تعریف نشده است. با احترامی که برای شما و تمامی صاحب نظران دارم باید بگویم که  سعی کنیم به دور از تعصبات (که خود به قول شاملو نوعی مرض خطرناک است)باید با دیدگاهها و نظرات برخورد منطقی و عاقلانه داشته باشیم و قبول کنیم که سیاست را نباید به احساس و عواطف نزدیک کنیم بنابر این منطقی ان است که جوابهای اماده و بدون پشتوانه به تاریخ ندهیم زیرا تاریخ خود مبارزه طبقات است و نباید زحمات مردمان تاریخ ساز را در 2یا3کلمه که از قبل یاد گرفته ایم به اسانی از یاد ببریم بنابر این همانند همین واقعه هولوکاست که واقعیتی در تاریخ مبارزات مردم ازاده میباشد سوسیالیزم نیز در انقلاب اکتبر به 1واقعیت تاریخی وسیاسی رسید ما دوست داریم که همه یکدیگر را دوست بدارند و این دوست داشتن در گرو ان است که به  نیازهای بشری پاسخ مثبت داده باشند. حقوق انسان  در ازادی به تمام معنا و داشتن کار مسکن بهداشت ...میباشد و این ضمانت را فقط سوسیالیزم میتواند در خود داشته باشد .در مورد نمونه های جهانی (شوروی. کوباو ...)که شما برشمردید به نظرم کمی کم لطفی کرده باشیدزیرا هر چند بنده در مورد انها نظریات کاملی دارم که شاید بعدا بتوان انرا مطرح کرد اما به طور کل من با تفکر و ایده سوسیالیزم موافقم نه شکل روسی ان و...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

کمونیسم یک افق اجتماعی است

 جامعه ای است که در آن هر کس به اندازه توان و استعدادش داوطلبانه کار می کند و به اندازه نیازش آزادانه از کلیه نعمات زندگی بهره مند میشود. در این نظام مالکیت خصوصی بر ابزار تولید ملغی میشود و کار از یک اجبار برای مزد و امرار معاش، به امری داوطلبانه تبدیل میشود كه صرفا بر اساس درک وظیفه و پاسخگویی به نیاز اجتماعی  انجام خواهد گرفت. وابستگی انسانها به تقسیم کار اسارت آور کنونی از بین می رود و انسانها به یکسان در متن کار داوطلبانه از امکانات مادی و معنوی برای رشد استعداد ها و توانائیهای شخصی خود برخوردار خواهند شد و از خود بیگانگی انسان برای همیشه پایان می یابد. علم و تکنولوژی  که در چنگال رقابت به بند کشیده شده است، آزاد می گردد و در نتیجه بازده كار با سرعتى غیر قابل تصور افزایش می یابد، تأمین زندگی مرفه و شایسته انسان به هدف تولید تبدیل خواهد شد و همه خدمات و محصولات مورد نیاز بشر را در مقیاس انبوه تولید و کلیه نیازهای مادی و معنوی انسانها  تامین می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

سخنرانی جلیلی در جمع نمایندگان پارلمان اروپا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

 ایلناز جمشیدی٬ در دومین روز از ماه بهمن از زندان آزاد شد.

ایلناز جمشیدی٬ دانشجوی ارتباطات دانشگاه آزاد تهران مرکز٬ پس از گذشت بیش از ۵۰ روز با تودیع وثیقه ی ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد.

ایلناز جمشیدی ششمین دانشجویی است که با قرار وثیقه آزاد می شود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

پرسشی چند از آقای ناصر زرافشان در باره سیاست کمیته ضد جنگ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

سياست و اخلاق (بخش دوم:  متافيزيک اخلاق در فلسفه کانت)

 

  دکتر اسفنديار طبرى

moc.falsafeh.www  

  فلسفه عملى کانت بر خلاف ارسطو به دنبال اصول و قوانينى است، که اعتبار عينى داشته  باشند، به اين مفهوم که براى همه معتبر باشد و وابسته  به رفتار فردى نباشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

سياست و اخلاق  (بخش نخست :  ريشه هاى تئوريک در نزد ارسطو)

 

 

  دکتر اسفنديار طبرى

moc.falsafeh.www  

 

  در اين مجموعه نوشته ها، رابطه ميان سياست و اخلاق موضوع  و مورد بررسى است .  براى درک دقيق چگونگى اين رابطه لازم است به پيش زمينه هاى تاريخى و ريشه هاى تئوريک آن،  که راه به فلسفه يونان باستان مى برد، توجه کنيم .  از اين جهت آغاز سخن با ارسطو مى تواند  دريچه اى روشن به اين موضوع بگشايد. در نوشته هاى بعدى به فلسفه هاى  کانت و رولز  خواهم پ رداخت.  سرانجام،  رابطه سياست و اخلاق در  انديشه ايرانى را نيز به نگارش مى آورم . 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

آخرین اخباربچه های زندانی  را در آوای دانشگاه بخوانید

آخرین اخبار جنبش های اجتماعی  را در سلام دموکرات بخوانید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 


بنا به اخبار رسیده به آوای دانشگاه علارغم هماهنگی های صورت گرفته از طرف جمعی از فعالان دانشجویی کرد و همچنین خانواده ی ابراهیم لطف اللهی دانشجوی جان باخته ی سنندجی مراسم بزرگداشت وی توسط نیرو های امنیتی بر هم زده شد.

بر اساس خبر رسیده به آوای دانشگاه از سنندج، ماموران امنیتی از برگزاری مراسم گرامیداشت "ابراهیم لطف اللهی" ممانعت کردند.

مراسم بزرگداشت "ابراهیم لطف اللهی" قرار بود با حضور اگروه های مختلف  مردم به ویژه دانشجویان از ساعت ۱۵تا ۱۸ روز دوشنبه 1 بهمن ماه در مسجد"ادب" سنندج برگزار شود، اما ماموران امنیتی با حضور گسترده در داخل و اطراف مسجد"ادب" از برگزاری مراسم جلوگیری کردند.

لازم به توضیح است "ابراهیم لطف اللهی" دانشجوی رشته حقوق دانشگاه پیام نور سنندج روز یکشنبه 16 دی ماه از سوی ماموران امنیتی  بازداشت و پس از 10 روز چهارشنبه شب 26 دی ماه در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به طرز مشکوکی جان داد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

تعداد دیگری از فعالان دانشجوئی چپ سوسیالیست و آزادی خواه را دستگیر که اسامی برخی از آنان به شرح زیر اعلام شده است:

۱- سروش دشتستانی ۲- امین قضائی ۳- بیژن صباغ ۴- آناهیتا حسینی ۵- مرتضی خدمایلو ۶-  محمد پور عبدالله ۷- بیتا صمیمی زاد ۸- بهزاد باقری۹- سروش ثابت ۱۰- مرتضی اصلاحچی  و همچنین خبر دستگیری ساناز اللهياری نیز داده شده است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

خانواده های تعدادی از دانشجویان بازداشت شده ، امروز برای دومین بار موفق به ملاقات با فرزندان خود شدند.

در حالی که 52 روز از زمان اولین بازداشت های دانشجویان طیف چپ می گذرد، تنها 5 تن از بازداشت شدگان با قرار وثیقه از زندان آزاد شده اند و حدود 35 دانشجو، همچنان در بند 209 زندان اوین نگهداری می شوند.

صدور قرار وثیقه برای 10 تن از بازداشت شدگان در شرایطی صورت گرفت که پیش از آزادی آنان، مأموران وزارت اطلاعات، 10 دانشجوی دیگر را، روز دوشنبه 23 دی ماه، بازداشت و به زندان اوین انتقال دادند.

همچنین با وجود صدور قرار وثیقه برای تعدادی از دانشجویان، خانواده های آنان با اشاره به سنگین بودن وثیقه های صادره، به دادگاه انقلاب اعلام کرده اند که از تودیع چنین قراری ناتوانند.

نسرین عبداللهی، مادر ایلناز جمشیدی که دخترش هم اکنون 52 روز است در بند 209 زندان اوین نگهداری می شود، می گوید:" صبح دیروز با مراجعه به دادگاه انقلاب، نامه ای را تسلیم دادگاه کردم و در آن اعلام نمودم که توانایی تامین قرار وثیقه 100 میلیون تومانی برای آزادی فرزندم را ندارم و حالا منتظرم تا شاید قرار ها کاهش داده شود."

خانواده نسیم سلطان بیگی، دیگر دانشجوی دختر بازداشتی که به شرط تأمین وثیقه 50 میلیون تومانی از زندان آزاد می شود، نیز تاکنون موفق به تأمین قرار وثیقه برای فرزندشان نشده اند.

امروز در جریان ملاقات های صورت گرفته، خانواده های مهدی گرایلو و مهدی اللهیاری نیز توانستند با فرزندانشان دیدار کنند. این خانواده ها که هفته گذشته با حضور در زندان اوین، اجازه ملاقات با فرزندانشان را پیدا نکردند. امروز پس از 52 روز موفق به دیدار با آنان شدند.

اما این ملاقات ها نیز نتوانسته است، نگرانی خانواده های دانشجویان را نسبت به شرایط فرزندانشان، کاهش دهد.

مادر کیوان امیری، پس از ملاقات امروز خود با پسرش، نسبت به شرایط نامعلوم او معترض است. او می گوید:" ما ابتدا تلاش کردیم تا بتوانیم فرزندانمان را ببینیم، اما حالا دیگر ملاقات پسرم از پشت شیشه، نمی تواند من را ارضا کند." دادگاه انقلاب به خانواده این دانشجو، اعلام کرده که پرونده او هنوز به دادگاه ارسال نشده است. به گفته ی خانواده امیری، او هفته گذشته نیز در چند نوبت تحت بازجویی قرار گرفته است.

در همین حال سعید حبیبی، نادر احسنی و سهراب کریمی سه فعال دانشجویی هستند که در طی 50 روز گذشته، حق استفاده از تلفن و ملاقات با خانواده را بدست نیاورده اند.

خواهر نادر احسنی با اعلام نگرانی نسبت به وضعیت نامعلوم برادرش می گوید:" امروز بار دیگر به زندان اوین مراجعه کردیم، آما نام او در لیست ملاقاتی ها نبود، مأموران در برابر اعتراض ما نسبت به بی خبری مطلق از شرایط برادرم، گفتند که وی در برابر بازجو مقاومت کرده است، به همین دلیل حق تماس تلفنی و ملاقات را ندارد!"

بی خبری از وضعیت بازداشت شدگان جدید

با گذشت یک هفته از بازداشت 10 دانشجوی دیگر دانشگاه های تهران، تنها دو تن( بیژن صباغ و سروش دشتستانی) از آنان شب گذشته موفق به تماس با خانواده های خود شدند.

خانواده های این دانشجویان، صبح امروز با مراجعه به زندان اوین، مقادیری پول و لباس به زندان تحویل دادند تا به دست فرزندانشان برسد.

سروش دشتستانی،امین قضائی،بیژن صباغ، آناهیتا حسینی،مرتضی خدمتلو، محمد پورعبدالله ،بیتا صمیمی زاد، بهزاد باقری،سروش ثابت ،مرتضی اصلاحچی، 10 دانشجویی هستند که دو شنبه شب گذشته از سوی مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شدند.


کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 


جدیدترین قالبهای بلاگفا

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس