تبليغاتX

سوسیالیسم اساس انسانیت.برپاخیز ازجاکن...

سوسیالیسم اساس انسانیت.برپاخیز ازجاکن...

تجاوز به دختر دانشجو در بازداشتگاه رژیم                                                                                    حدود دو ماه پیش در هوایی نسبتا سرد در گوشه ای خلوت در پارک لاله تهران در یک محیط آرام نشسته بودم که چند مامور و یک خانم به من نزدیک شدند و خانم زشت رویی که از زیر چادر لباس سبز نظامی پوشیده بود با لحن تندی به من گفت بکش پایین ! گفتم بله ؟! گفت روسریتو بکش پایین. من گفتم اینجا یک پارک عمومی و خلوته من هم آمدم تا کتاب دانشگاهی خودم ورق بزنم این مگه جرمه؟ خانم گفت: تو اینگار سرت بوی قرمه سبزی میده. بعد یک درجه دار سیبیلو گفت بلبل زبونی دیگه بسته بریم مرکز اونجا معلوم میشه!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

با نام ازادی

... در نخستين ساعات روز جمعه بيست و هشتم تيرماه 1367 (نوزدهم جولای 1998) حصارهای آهنينی بر گرد زندان های اصلی در سرتاسر ايران کشيده شد. دروازه ها بسته و تلفن ها قطع شد. تلويزيون ها را از برق کشيدند و از توزيع نامه ها، روزنامه ها و بسته های دارويی (در زندان ها) خودداری ورزيدند.

ساعات ملاقات منحل شد و بستگان زندانيان را از حول و حوش زندان ها پراکنده ساختند. به زندانيان دستور داده شد که در سلولهای خود باقی بماند و از صحبت با نگهبانان و کارگران افغانی خودداری کنند. رفت و آمد به مکان های عمومی مانند درمانگاه ها، کارگاه ها، قرائت خانه ها، تالارهای تدريس و حيات ها ممنوع شد. از آنجايی که زندانبانان هر کدام مامور مهار کردن دسته های مشابهی از زندانيان بودند، اين امر سبب گرديد که زندانيان سياسی از غير سياسی، چپى ها از مجاهدين، سلطنت طلبان از غير سلطنت طلبان، توابين (زندانيانی که توبه کرده و به صورت خبرچينان دستگاه در آمده بوده اند) از غير توابين، مردان از زنان، کسانی که به زندان های طولانی محکوم شده، از آنهايی که محکوميت کوتاه مدت يافته بودند، کسانی که تازه محکوم شده از آنها که مدت ها قبل دوره ی محکوميت خود را گذارنده بودند، جدا شوند. گروه اخير به نحو طنزآميزی نام «ملی کش» بر خود گذاشته بودند و مىخواستند اين معنا را القا کنند که به طور رايگان از کيسه ملت تغديه مىشوند.

يک زندانی زيرک دستگاه بی سيمی برای خود ساخت و هدف او اين بود که از جريانی که در خارج زندان مىگذرد آگاه شود. اما متوجه شد که ايستگاه های راديو هيچ گونه گزارشی درباره ی زندان ها پخش نمىکنند و به اين وسيله پرده ای سياه بر روی همه خبرها کشيده شده است. برای شدت بخشيدن هر چه بيشتر به اين حالت انزوا، دادگاه ها بدون اعلام قبلی جلسات خود را تعطيل کردند تا راه کسب هر گونه خبری بر روی بستگان زندانيان سد شود. اينان با حالتی وحشت زده برای توصل به آيت الله منتظری به قم هجوم بردند. منتظری با آن كه هم چنان در مقام جانشين برگزيده خمينی باقی مانده بود، اما به تاکيد بر لزوم يک رفتار انسانی اسلامی با زندانيان سياسی شهرت داشت. بدين گونه بود که يک اقدام بی سابقه ی خشونت آميز، هم از نظر شکل و هم محتوا در ايران امروز آغاز شد که شدت و دامنه ی آن حتی از اعدام های جمعی بين سال هاى 1360 و 1357 نيز به مراتب فراتر رفت.

درست قبل از آغاز شدت عمل در زندان ها، فرمان مخفيانه ای از طرف خمينی صادر شد که تاريخ دقيق آن مشخص نيست. بعضی ها احتمال مىدهند که اين فرمان يک فتوای رسمی بود و طی آن به يک کميسيون ويژه اختيار داده شد که اعضای «سازمان مجاهدين خلق» را بعنوان «محارب» و افراد وابسته به چپ را بعنوان «مرتد» اعدام کند. در کميسيون تهران که اعضای آن به 16 نفر مىرسيدند، نمايندگانی از جانب شخص امام، رئيس جمهور، دادستان کل، دادگاههای انقلاب، وزراتخانه های دادگستری و اطلاعات و همچنين اداره های دو زندان اصلی ويژه زندانيان سياسی يعنی «اوين» و «گوهر دشت» عضويت داشتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

بیانیه اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رودهن

 

 13 آذر 1386 بدون شک مقطعی تعیین کننده برای بخش چپ جنبش دانشجویی بود که حدود سه سال پیشتر از آن فعالیت خود را در دانشگاه آغاز نموده بود . برای دانشجویان چپی ( مانند خود ما )  که می خواستند فعالیت خود را آغاز کنند  ،  شرایط پس از 13 آذر ما را با روندهای متناقض و پیچیده ای مواجه کرد : جمع محدودی که تحت عنوان " چپ کارگری " فعالیت می کرد و بر خلاف عنوانش تمایزی اساسی در راهبرد و سبک کار با " چپ رادیکال " نداشت با استعفاها و انشعابهای متعدد و سپس آغاز موج دستگیریها عملا مضمحل گشت . " چپ رادیکال " که بخش عمده ای از فعالیتهایش به پوششی برای به پیش بردن سیاستهای به شدت انحرافی و نادرست یک  جریان خاص بدل شده بود  ، در اثر حاکم شدن همین سیاستها و سکتاریسم ناشی از آن و فرود آمدن ضربه دستگاههای سرکوب به شدت تضعیف شد . رادیکالیسم و چپگرایی اراده گرایانه ، ماوراء طبقاتی و غیر پرولتری همواره و در همه جا به جنبش دانشجویی به عنوان محیط مناسبی برای پیشبرد سیاستهای خود نگریسته است و " چپ رادیکال " دانشگاههای ایران نیز از این امر مستثنی نبود . حاکم شدن منویات یک جریان سیاسی خاص - که از خانواده همان رادیکالیسم غیر پرولتری ، ماوراء طبقاتی و آوانتوریست بیرون آمده بود -  و کشاندن نیروی این جریان به حیطه های دیگری غیر از امور مربوط به فعالیت سوسیالیستی در جنبش دانشجویی  ، زمینه وارد آمدن ضربه گسترده  دستگاههای امنیتی حکومت به کلیت جریان چپ دانشجویی که مراحل رشد خود را به سختی و آرامی و با کوششی قابل تحسین پیموده بود  را مهیا نمود و سطح و دامنه فعالیتهای چپ در دانشگاههای تهران را به نحوی چشمگیر به عقب راند و در عین حال  فضا را برای عرض اندام جریانها و شخصیتهای گوناگون رفرمیست در این جنبش که تا این مقطع حاشیه ای و منزوی مانده بودند فراهم ساخت . متاسفانه در شرایط کنونی نیز عده ای مجددا  جبهه " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " را به ظرفی برای تداوم همان سیاستهای نادرست گذشته بدل نموده اند و این در حالی است که نقطه عزیمت بسیاری از  فعالینی که در جریان موج ایجاد شده پس از سیزده آذر دست به ایجاد واحدهای " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " در مناطق دیگر غیر از تهران زدند و این نام را در سطحی گسترده مطرح ساختند ، یقینا آن چیزی نیست که امروز بر جهت گیری عملی و پیوندها و تمایلات گروهی و سیاسی خاص نمایندگان " رسمی " این جریان حاکم است . مطمئنا گذشت زمان بسیاری از حقایق مربوط به این مسایل را برای رفقای دانشجوی چپ و سوسیالیست به ویژه در شهرستانها روشن تر خواهد ساخت .

در این میان ما در میان امواج شکل گرفته پس از 13 آذر با جریان " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران " (www.dsocialist.blogfa.com ) آشنا شدیم که بر عبور و فراروی از قطبهای موجود در چپ دانشجویی و قطع ارتباط با سیاستهای نادرست و جریانات انحرافی و سکتاریستی موجود تاکید دارد  و بر آن است که با ایجاد مرزبندی قاطع با چشم اندازهای لیبرالیستی ، رفرمیستی و همین طور گرایشهای چپ غیر پرولتری و ماوراء طبقاتی  ، افقی مبتنی بر نمایندگی منافع طبقه کارگر در درون جنبش دانشجویی بمثابه یک جنبش دموکراتیک پیشتاز نمایندگی کند .  طرح این استراتژی یعنی " اتحاد جنبشهای دموکراتیک حول جنبش کارگری " جنبش دانشجویی را که از خصلتی دموکراتیک برخوردار است در راستای پیگیری مطالبات خود و در سطح استراتژی سیاسی به جنبشی ضد کاپیتالیستی فرا می رویاند . قرار گرفتن جنبش دانشجویی در این مسیر در شرایط کنونی ایران بمثابه اخذ استراتژی این جنبش از دل پارادایم مارکسیستی و گسست قاطعانه با پارادایم لیبرالی "جامعه مدنی " و "سنت-مدرنیته "  بمثابه پارادایم غالب در فضای روشنفکری ایران است که نسلی جدید از روشنفکران سوسیالیست و انقلابی را نیز به جامعه تحویل خواهد داد . دانشجویان سوسیالیست اعتقاد دارند تنها این استراتژی و نه هیچ مقوله دیگری نظیر تعلق خاطرهای حزبی و گروهی است که می تواند به عنوان محور فعالیت و اتحاد  گرایشها و فعالین گوناگون  چپ در دانشگاهها  عمل کند  و دانشجویان چپ با متشکل شدن در قالب مجموعه " دانشجویان سوسیالیست " است که می توانند ساختارهای مقدماتی لازم برای تشکیل جبهه های وسیعتر ( از جمله همین جبهه " آزادی خواهی و برابری طلبی " )  در فعالیت جنبشی خود فراهم آورند .

بر این اساس و طی این بیانیه ما پیوند خود با مجموعه " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران " اعلام می داریم و از سایر فعالین چپ و آزادی خواه و برابری طلب  نیز دعوت می کنیم با پیوستن به این حرکت و قرار گرفتن در کنار یکدیگر صفوف خودمان را حول محورهای مبارزه طبقاتی در جنبش دانشجویی و در سطح جامعه فشرده تر  و مستحکم تر  سازیم .

 

 

زنده باد ازادی و برابری

زنده باد سوسیالیسم

دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رود هن

http://socialist-rodehen.blogfa.com

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

«جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی ایران»؟!

   بهرام رحمانی

 

«جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی ایران»؟!، اولین بیانیه به نام «جنبش آذربایجان» در تاریخ 14 فروردین 1387، در سایت­های اینترنتی منتشر شده است.

نویسندگان این بیانیه، تیتر دیگری نیز تحت عنوان «آذربایجانی تضمین کننده آزادی، دمکراسی و یکپارچگی ایران» برای بیانیه خود انتخاب کرده­اند. با خواندن این بیانیه، اولین سئوالی که در ذهن خواننده ایجاد می­شود این است که چرا «آذربایجانی تضمن کننده آزادی، دمکراسی و یکپارچگی برای ایران»؟ آیا تاکنون در جایی گفته شده که آذریابجان عامل عدم آزادی و دمکراسی و یکپارچگی ایران است که اکنون طراحان بیانیه فوق این چنین سراسیمه به «آذربایجانی»­ها متوسل شده­اند؟! سئوال دیگر این است که این­ها چرا آذربایجان را برای پیش­برد اهداف تیره و تار خود انتخاب کرده­اند؟!

در این بیانیه شخصیت­ها و وقایع تاریخی آذریابجان به طور مکانیکی و بدون توجه به ماهیت سیاسی و اجتماعی آن­ها در کنار هم چیده شده­اند. از «مادها»، «زرتشت­ها و آتروپات­ها»، «سرخ جامگان» و «خرمدینان»، «بابک خرمدین»، «شاه اسماعیل» تا «ستارخان سردار ملی و باقرخان سالار ملی»، «تقی زاده­ها»، «کسروی­ها» و...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

آزادی بیان زیر ساطور مذهب، قدرت و ثروت؟!

 

        بهرام رحمانی

 

با نمایش فیلمی به نام «فتنه»، بار دیگر آزادی بیان با تهاجم همه جانبه حکومت­های «دیکتاتوری» تا «دمکراتیک» و گروه­های مرتجع اسلامی و سازمان ملل روبرو شده است. بدین ترتیب، آزادی بیان زیر ساطور مذهب، قدرت و ثروت قرار گرفته است.

خیرت ویلدرز، سازنده فیلم پانزده دقیقه­ای «فتنه»، سیاستمداری راست و نماینده حزب «مدافع آزادی» در پارلمان هلند است.

در مجموع فیلم «فتنه» دارای دو قسمت است. در قسمت اول آیاتی از قرآن­(آیه «و اعدو لهم ماستطعتم) بیان می­شود و با پخش صحنه­هایی واقعی از خشونت فرقه­های اسلامی تروریستی، به درستی نشان می­دهد که خشونت صحنه­ها ریشه در آیات و دستورات قرآن دارد. در همین قرآن تاکید شده است که مسلمانان باید همواره بر علیه «کفار» و دشمنان «خدا؟!» در حال جنگ و جهاد باشند. ریختن خون «کفار» بر هر مسلمانی واجب است. این مواضع غیرانسانی نه تنها در کشورهای اسلام زده، بلکه هر روزه در مساجدی که با حمایت احزاب و دولت­های غرب در کشورهای مختلف اروپایی ساخته شده­اند توسط شیخ­ها تبلیغ و ترویج می­شود. در کشورهای اروپایی باز هم با حمایت دولت­های دمکراتیک این کشورها، مدارس اسلامی دایر شده است که کودکان با مواضع اسلامی تریبت می­شوند.

در قسمت دوم فیلم، عملیات تروریستی یازده سپتامبر 2001 در نیویورک، انفجار بمب­های لندن در ژوئیه 2005 و متروی مادرید مارس 2004، بدن‌های سوخته و مثله شده انسان­های بی­گناه و سخنرانی‌های پر از نفرت شیخ­ها و سران اسلامی که از مسلمانان می‌خواهند، به جهاد روی آورند و سر از تن دشنمان جدا کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

سال86 سالی پر از رخدادهای متفاوتی بود اعم از خوب و بدش که خواستیم کمی ...مروری مختصر به ان بین دا زیم البته نه به همه انها بلکه به اتفاقاتی که بیشتر از همه حائز اهمیت بودند. ما در جامعه ای زندگی میکنیم که به گفته احمدی نزادها...دموکراسی بر ان حاکمه .تبصره ماده های سازمان حقوق بشر در ان رعایت میشه.زنان در ان ازادند .بوروکراسی در ان نمیبینیم.ازادی بیان اندیشه قلم واجتماعی در ان بصورت کامل وجود داردو دیده میشود. اموزش در ان رایگان هست.رفاه و اسایش همچنین.کار گران زحمت کش در راحتی کامل به سر برده و تفکراتشان نسبت به اینده زندگیشان مخشوش نیست.تورم ها مهار شده .بهره ها کمتر شده.کار و ایجاد شغل افزایش یافته.معزلات اجتماعی مانند فحشا اعتیاد وقتلهای ناموسی و... در ان کاهش یافته.دانشگاه هایمان مرکزی برای پیشرفت و ترقی محصوب میشوند زیر جامعه اسلامی.انرزی هسته اییمان را در راه صلح بکار خواهیم برد.و و و و و و و های دیگر که اگه بخوایم به همشون اشا ره کنیم باید چند 100صفحه ای رو بنویسیم. حالا که دارم به حر فهای احمدی نزاد خوب نگاه می کنم میبینم نه درست میگه حرفاشو علنا میتونیم تو جامعه و زندگی شخصیمون احساس کنیم بدکم نمیگه.خوب وقتی ما همه اینا رو داریم پس تو جامعمون دموکراسی حاکمه مگه غیر از اینه؟؟؟؟؟؟!!! سازمان حقوق بشر مییگه که تبعیض نزادی و جنسی ممنوع.انسان ازاد امده و باید ازاد زندگی کنه.شکنجه ممنوع.اعدام ممنوع.حرمت انسان باید نگاه داشته شود.و...در ایران نه تنها حرمت انسان پایمال میشه بلکه انسان از زندگی لجنگونشم خسته میشه چقدر فشار چقدر بد بختی چقدر فلاکت؟زنان با حداقل ارزشی که میتوان به انسان داد مواجهند انگار مردان از اسمان نازل شدند و باید همه امورات به دست انها بچرخه .کرد و ترک و بلوچ وعرب وترکمن در عقب مانده ترین مناطقش زندگی میکنند مخصوصا برادران کردمان که سال های ساله که دارن این رنجهارو تحمل میکنند واز کمترین امکانات استفاده میکنند.همیشه بالای سرمون 1 چماق گذاشتند این چماقا همون فرزندان امام زمانشون و فرزندان رهبر کبیرشون(بچه بسیجی ها) هستند.اگه بخوای کمی از حیطت بیرون بیای مزنند تو سرت و میبرن اوین بند209که میعاد گاه همه ازادی خواهان شده تازگیا.شکنجت میکنند به صورت هایی که اصلا به فکرتم نمییاد از خودت میپرسی انسان یعنی با همنوعشم این کارارو میتو نه بکنه؟سال 86 سالی بود که حکومت خواست بین مردم رعب و وحشت ایجاد کنه و بگه ما میخواهیم فساد و اوباش رو از جامعه نیست کنیم ولی این رو از خودشون نپرسیدند که عامل این اعتیاد و فحشا که 1 عاملش فقر هست و اوباش رو من (حکومت)خودم سبب پیدایش و تراکمش بودم.؟ازادی بیانمان همان کشتار سال 67 وقتلهای زنجیره ایست که تحت شدیدترین شکن جه های گوانتاناموئئ جان دادند و خاوران ها را افریدند.ازادی اندیشمون همون اعدام ودستگیری دانشجویان ازادی خواه و سوسیالیست هست.ازادی قلم همان بستن صدها روز نامه و هفته نامه و نشریات هست. انقدر رفاه و اسایش در ایران وجود دارد که هیچ کس به اجبار کار نمی کند بلکه داوطلبیست.همه بیمه شدند و بهداشتمان رایگان انجام میشه.اموزش و پرورشمون رایگان خدمات میده.کار گرامون بیشتر از هر سالی اخراج شدند و وعده های هیچ کدام از کار فرمایان و کار خانه داران هم عملی نشد.کارگری که نه خانه ای دارد و شغلی ثابت و از طرفی7.و8ماه حقوقش را دریافت نکند چه باید کرد؟اگه شما راهی میدانید به من هم بگین.کار گران با حداقل دست مزد که سال قبل 183000تومان بود و امثال با افزایش20درصدس به219000رسیده ایا میتوتند با این خرج و هزینه سرسام اور زندگییش را به چرخه در بیاورد؟جای سواله برام؟؟؟؟؟؟؟تورم را که نمی توتنند کنترل کنند بلکه با سیاست های غلط شان بدتر بدترش میکنند این نشانگر بی برنامگی سیاست های کلانشون وبی نظمی اقتصادیشون هست.بانک مرکزی تورم را 22.5درصد رشد نسبت به سال قبل در اسفند ماه و18در صد در کل اعلام کرده که این هنوز به گفته خودشان هست ولی صندوق بین المللی نزدیک به 30در صد اعلام میکند. اوضاع درست شبیه شیلی بعد از حکومت کمونیستی النده که توسط امریکا به کودتا منجر شد تبدیل میشود.اسفند امسال یکی از گرانتریت ماههای سال حتی میتوان گفتگرانترین ماهی که از بدو ایجاد جمهوری اسلامی در ایران بود مردمان ای ن دیار با گرانی و افزایش قیمتهای سر به فلک زده به استقبال عید سنتی خویش یعنی نوروز میروند اه ....دانشگاهها به پادگان تبدیل شدند و ماموران در مراقبت انها.سال 86سالی پر فراز ونشیب برای دانشجویان بود دانشجویانی که از خاکستر دهه 60و سالهای قبل از ان بر خواسته اند.دانشجویانی که علنا با نام چپ و سوسیالیست و ازادی خواه پا در میدان گذاشتند.اولین جرقه سال در دانشگاه چمران اهواز زده شد.در دانشگاههای تهران و امیرکبیر در موقعی که احمدی نزاد برای سخنرانی به انجا رفته بود تا در میان دانشجویان خود نمایی کند با اعتراضات و شعارها و سوزاندن عکسهایش پذیرایی شد. 16 اذر (روز دانشجو) بی شک یکی از 16اذزیهایی بود که تا حالا جمهوری اسلامی نظیر ان را ندیده بود .نزدیکیهای 16اذر حکومت دانشجویانی را که قبلا فعالیتی داشتند را شناسایی و انها را دستگیر کرد که تعدادشان حتی به 40نفر رسید.ولی این سالگرد در اکثر دانشگاهها انجام شد و باز هم به دستگیری و شعار و اعتراضاتی انجامید.این دانشجویان تنها میخواستند مانند دانشجو باشند نه سرباز.دولت این دانشجویان و عملکردهایشانرا به صورتی سرکوب کرد و بار دیگر بربریت و دئوکراسی وفاشیسم مذهبی خود را به همگان نشان داد.دانشجویان با نام ازادی خواهان و برابری طلبان وجود خود را اثبات کردند و به تعدادشان افزوده شد.بعد از ان دا نشجویانی با نام دانشجویان سوسیالیست سراسر ایران به میدان امده و اعلام موجودیت کرده و بنا به فعالیتشان بر تعدادشان هم افزوده شد.حالا بعد از مدتها و ماهها دانشجویان بدون دادن امتاحانات ترمشان با وثیقه های زیاد ازاد شدند.کماکان هستند تعدادی از انها که در زندان اوین به سر می برند.در اواخر سال هم دانشگاه شیراز شاهد اتفاقاتی بود که بیشترش به استعفای رئیس دانشگاه مربوط میشد.چندین روزجنجالی در انجا بود . انها هم خواستن بگن که ما هم هستیم. بلی سال این گونه به اتمام رسید. دانشجویان در زندان ها سال را تحویل کردند و کارگران با زرد رویی و شرمندگی به فرزندانشان و زنشان نگاه کردند. کاش سال 87 سالی باشد که هیچ یک از اینارو نبینیم....... ولی امیدی ندارم.چون خندم میگیره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چون که ما تو1لجن کاپیتالیستی فرو رفتیم و هر روز عمیق تر میشه و تا روزی که این نظام ننگین سرمایه داری و بورزوازی از بین نره ما دچار گردابش هم خواهیم شد.پس مبارزه تا فروپاشی نظام سرمایه داری و علم کردن پرچم سرخ سوسیالیستی و کمونیستی.زنده باد ازادی زنده باد حکومت پرولتاری زنده باد سوسیالیسم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

لحظه ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام ، مستم
باز می لرزد، دلم، دستم‎              ‎
بازگویی در جهان دیگری هستم
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ ‏
های ، نپریشی صفای زلفکم را، دست
و آبرویم را نریزی، دل ‏
‏     ای نخورده مست
‏                    لحظه ی دیدار نزدیک است.  ‏
‏                                                     "مهدی اخوان ثا لث"              ‏

 از میا ن تمامی کانال های ارتباطی  زندانی با دنیای خارج ، هم چون داشتن ‏روزنا مه و رادیو تلویزیون و نامه نگاری های ماهانه و تحت کنترل (تنها در ‏پنج سطر، و با بستگان درجه یک)، ملاقا ت حضوری از ویژه گی و تمایزی ‏منحصر به فرد برخوردار است. ملاقات حضوری تنها کانال ارتباط مستقیم  ‏زندانی  با دنیای خارج است. معمولا و به طور رایج هر زندانی حکم گرفته ای ‏که تخلیه اطلاعاتی شده، و موارد بازجویی اش به پایان رسیده باشد، از امکان ‏ملاقا ت بهره مند میشد. (جز مواردی  که به ریز پرونده مرتبط است و با ‏صلاحدید تیم بازجویان زندانی از ملا قات محروم است) ملاقات ها معمولا هر ‏دو هفته یک بار و از پشت شیشه، به وسیله تلفون، در فاصله  زمانی بین ده ‏تاپانزده دقیقه میان زندانی و منسوبین درجه یک چون: همسر، پدر، مادر و ‏فرزندان صورت می گرفت. ملاقات با حضور ناپیدای گوش سوم و نا محرمی ‏که از آن سوی سیم به فالگوشی ایستاده بود  انجام می شد، و هر لحظه می ‏توانست به بهانه ی رد و بدل شدن کلامی ممنوعه، قطع شود. لحظه اوج و ‏هیجان انگیزترین قسمت ملاقات برای متاهلین و کسانی که کودک خردسال ‏‏(زیر سن مدرسه) داشتند، زمانی بود که وقت ملاقات به پایان می رسید و ‏زندانی میتوانست برای دقایقی کوتاه در پشت پرده، فرزندش را برای لحظاتی ‏کوتاه لمس کرده و در آغوش بکشد.، ملاقاتی ها، خصوصاٌ زندانی، از تمامی ‏لحظه های دیدار میبایست با برنامه ریزی که از قبل  انجام میشد، بهترین ‏استفاده را ببرد. گاهأ زندانی ساعت ها آن چه  که در ملاقا ت می بایست به ‏آن سوی دیوار منتقل کند را با خود تمرین می کرد. حرکات دست و صورت ‏و اشارات قابل فهمی که می بایست از زیر نگاه قرق بان عبور کند، را به ‏دفعات تکرار می کرد. این گونه موارد به خصوص درملاقات های اولیه که ‏فضای اضطراب و مسائل پرونده ای بر آن سنگینی می کند، آشکاره گی ‏بیشتری را داشت. ملاقات اما در حبس های طولانی برای زندانی، بخشی ‏متنوع  از گذران کرختی آور و سنگین زندگی طولانی در زندان است. ‏بسیاری از ملاقات ها و پست و بلند های تلخ و شیرین آن، همواره با زندانی  ‏و خانواده اش خواهد ماند، ملا قات هایی از قبیل دریافت حکم قطعی، ‏انتقالی به زندان دیگر، اعدام رفقای راه و واکنش به آن. و از آن طرف دیوار ‏اما خبر دق مرگ شدن مادران و سکته های پدران. و به ندرت خبری خوش. ‏هم چون ازدواج اهلی از فامیل، سالگرد ها، تولد بچه و... از میان این همه اما، ‏ملا قات اول، حادثه ای است فراموش ناشدنی که با هیچ گسل از حافظه و ‏یاد زندانی زدودنی نیست. به جرأت می توان گفت  هیچ زندانی خاطره اولین ‏ملا قات اش را ازیاد نخواهد برد، و این رویداد حک شده،  بر ذهن و روان وی ‏همواره باقی خواهد مانداز این رو با نزدیک بودن چاپ آرش100 که ویژه نامه ‏ای است در ارتباط با تبعید، ومقولات مرتبط با آن، و از مدت ها قبل موضوع ‏بندی شده و هر کس گوشه ای از کار را گرفته بود، در میانه راه، ثبت اولین ‏ملاقات درزندان ازجانب بندیان را ،از آن جا که به نقش خانواده ها مرتبط ‏می شود را به رفیق همیشه ام پرویز قلیچ خانی پیش نهاد کردم. پرویز پیش ‏نهاد را سرضرب گرفت. هر دو دست به کار شدیم. ‏
زمان اما به سود پیپگیری همه جانبه آن و مراجعه به همه همراهان زندان ‏نبود. رساندن به موقع آرش به چاپ خانه ای که قرار است چاپ این شماره ‏آرش را  با این تعداد از صفحات و حجم کمیاب با توجه به مشکلات نشر ‏درخارج عهده دار شود، و سقف زمانی که مسئولین چاپ خانه تعیین کرده ‏اند، سدی بود برای کامل نبودن تبث همه جانبه ملاقات ها.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

 

 

پس از تحمل 1 سال و 14 روز زندان، سرانجام ساعت 3 بعد از ظهر امروز یکشنبه 18 فروردین ماه"محمود صالحی" رهبر سرشناس و شناخته شده جنبش کارگری ایران از زندان جمهوری اسلامی آزاد شد.

"محمود صالحی" که به اتهام تلاش برای برگزاری مراسم اول ماه مه به 1 سال زندان تعزیری و 3 سال زندان تعلیقی محکوم شده بود، روز دوشنبه 20 فروردین ماه سال 1386 در محل کارش در شهر سقز بازداشت و دوره محکومیت 1 ساله خود را در زندان مرکزی سنندج گذراند.

"محمود صالحی" که تنها با 20 درصد از یک کلیه زندگی می کرد طی مدت زندان به دلیل شرایط سختی که رژیم به وی تحمیل نموده بود و به دلیل جلوگیری از مداوای موثر، با عوارض متعددی ناشی از این بیماری دست و پنجه نرم می کرد، اما وی همچنان که شایسته یک رهبر کارگری چون وی بود، با تمام این مصائب دلیرانه و با روحیه ای قوی روبرو شد و لحظه ای از مبارزه برای آرمانهای برحقش در زندان هم کوتاهی نکرد.

ما آزادی این رهبر بزرگ و شایسته را به خانواده اش، به کارگران و همه مردم کردستان، به کارگران و همه مردم آزادی خواه ایران تبریک می گوئیم و برای "محمود صالحی" عزیز آرزوی سلامتی و بهبودی کامل و موفقیت در همه امور زندگی و مبارزاتیش را داریم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

در مورد معجزات عددی قرآن بسیار شنیده ایم، حال کمی هم به تناقضات عددی آن بپردازیم که ارتکاب آنها توسط ذات باری تعالی مسلماً از معجزات عظیمه است:

تناقضات عددی بسیاری در قرآن وجود دارد که در اینجا به برخی اشاره می کنیم (اعداد داخل پرانتز شماره آیات اند):

آفرینش آسمان ها وزمین چند روز طول کشید؟

 پروردگار شما، خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش روز  آفريد -  (56)سورة الأعراف 

پروردگار شما، خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش آفريد  (3)      سورة یونس

همان (خدايى) كه آسمانها و زمين و آنچه را ميان اين دو وجود دارد، در شش روز آفريد(59) سورة الفرقان

 او كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز  آفريد(7)    سورة هود

 

آیات فوق صراحتا گویای آن است که خداوند آسمان ها و زمین را در شش روز خلق فرمود. اما مطابق آیات زیر:

گو آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براى او همانندهايى قرارمى‏دهيد؟! (9)سورة فصلت 

او در زمين كوه‏هاى استوارى قرار داد و بركاتى در آن آفريد و مواد غذايى آن را مقدر فرمود، - اينها همه در چهار روز بود- درست به اندازه نياز تقاضا كنندگان! (10)سورة فصلت 

 سپس به آفرينش آسمان پرداخت، ... در اين هنگام آنها را بصورت هفت آسمان در دو روز آفريد...   (11و 12 ) سورة فصلت 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

  

اعلام موجودیت جمع دیگری از فعالین جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در کامیاران و سنندج

 

 

جمعی از فعالین شهرستان کامیاران در اطلاعیه اعلام موجودیت خود آورده اند: ما زنان و مردان آزادیخواه و برابری طلب کامیاران بر ضد ظلم و استبداد بر میخیزیم و همصدا با تمام دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب تا رسیدن به اهدافمان از پای نخواهیم نشست و از تمام آزادی خواهان و برابری طلبان ایران میخواهیم که به صف ما بپیوندند.

جمع دیگری از دانشجویان سنندج نیز در اطلاعیه ای خطاب به جنبش دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب سراسر ایران اعلام کرده اند، ما جمعی دیگر از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب در سنندج هستیم، امیدواریم که بتوانیم جا پای شما عزیزان بگذاریم و این جنبش را با همان مشخصاتی که شما ساختید و پرچمش را به همگان نشان دادید، در دانشگاه علّم کنیم، هر چند اول راهیم، اما مصمّم در رسیدن به این راه که نشان دادید وسیعا انسانی است و خواست هایش مرزی ندارد، شناسنامه از کسی نمی خواهد و به توده زحمت کش و زن و کارگر مربوط است و می توان هر جا برایش در ابعادی وسیع  انسان معترض را سازمان داد.

ما را از این ببعد در کنار خود بدانید، در کنار یاران دربند که به حق ما از آنها درس مبارزه آموختیم. امیدواریم بتوانیم آنچه که در تلاش داریم به کار بگیریم تا نام دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب را با افتخار بر خود بگذاریم و بیرقش را به اهتزاز در آوریم،  دستانتان را از سنندج سرخ می فشاریم تا از اتحادمان بر خود بلرزند.

  

 

نگرانی در خصوص وضعیت یک زندانی سیاسی در زندان اوین

 

 

بر اساس گزارش کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، در حالیکه حدود 2 ماه از بازداشت "احمد دانش پذیر"، فعال و نظریه پرداز مسائل سیاسی می گذرد، خبری از وضعیت وی در دست نیست.

"احمد دانش پذیر"، روز 23 بهمن ماه از سوی ماموران امنیتی در منزلش بازداشت و به هنگام دستگیری برخی وسائل شخصی نامبرده از جمله کتاب ها، دست نوشته ها و کامپیوتر وی نیز از سوی ماموران ضبط شده است.

بنا به گفته خانواده "احمد دانش پذیر"، وی همچنان در بند 209 زندان اوین به سر می برد و از زمان بازداشت تاکنون هیچگونه ملاقاتی با او نداشته و از وضعیت سلامتی نامبرده بی اطلاع هستند.

  

 

اعتراض اتحادیه كارگران صنعتى جهان به مقامات جمهورى اسلامى در مورد وضعیت"محمود صالحی"

 

 

كمیسیون همبستگى بین المللى اتحادیه كارگران صنعتى جهان، كه یک اتحادیه كارگرى جهانى و مستقل میباشد، در نامه ای به "احمدی نژاد"رئیس دولت جمهوری اسلامی که رونوشت آن برای دیگر مقامات رژیم نیز ارسال شده است، نسبت به اتهامات جدید علیه "محمود صالحی" به شدت اعتراض کرده است.

اتحادیه كارگران صنعتى جهان، در نامه خود ضمن اشاره به وضعیت جسمی "محمود صالحی" و صدور حکم بازداشت موقت که منجر به اعتصاب غذای وی شده است، فشار بر "محمود صالحی" را به شدت محکوم و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط "محمود صالحی" شده است.

در بخشی از این نامه آمده است: این اقدام ظالمانه حكومت شما را محكوم می کنیم و از شما می خواهیم "محمود صالحى" را فورى و بیقید و شرط آزاد كنید، وى یک زندانى سیاسى است كه تنها بدلیل فعالیتهاى مسالمت آمیز خود در برگزارى تظاهرات روز كارگر 2004 و حق وى براى آزادى بیان و تشكل در ارتباط با فعالیتهاى كارگریشان، زندانى گردیده است.

اتحادیه كارگران صنعتى جهان در نامه خود همچنین خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط "منصور اسانلو" و دیگر فعالین كارگرى و دانشجویى از زندانهای جمهوری اسلامی شده است.

  

 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

آمار یونیسف در مورد کودکان کار در ایران

 

 

بر اساس گزارش کارشناسان صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد موسوم به "يونيسف"، شمار کودکان کار در ایران بین 400 هزار تا 1 میلیون نفر تخمین زده می شود.

گزارش یونیسف در حالی است که مقامات جمهوری اسلامی شمار کودکان کار در تهران را 20 هزار و در سراسر ایران 200 هزار تن اعلام می کنند.

لازم به یادآوریست که اخیرا گزارشهایی از وضعیت کودکان کار در ایران انتشار یافت که در آنها از تهدید جدی سلامت کودکان کار به دلیل فعالیت در محیطهای غیربهداشتی ابراز نگرانی شده بود.

  

 

آزادی فعال دانشجویی با وثیقه 80 میلیون تومانی

 

 

"سعيد فيض الله زاده" دانشجوی دانشکده ادبيات دانشگاه طباطبایی که روز 14 اسفند ماه از سوی ماموران امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شده بود، امروز چهارشنبه 7 فروردین ماه با قرار وثیقه 80 میلیون تومانی آزاد شد.

"سعيد فيض الله زاده" در مقابل درب دانشگاه از سوی ماموران امنیتی بازداشت و از آن زمان تا لحظه آزادی، در بند 209 زندان اوین به سر برد.

  

 

خودداری جمهوری اسلامی از اجرای قعطنامه سوم شورای امنیت 

 

 

"منوچهر متکی" وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در نامه ای به دبیر کل سازمان ملل، که روز سه شنبه از سوی نماینده رژیم در سازمان ملل به "بان گی مون" تحویل داده شد، اعلام کرده است که ایران نسبت به اجرای مفاد قعطنامه سوم شورای امنیت تعهدی ندارد.

وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در نامه خود قعطنامه سوم شورای امنیت را غیرقانونی خوانده و اعلام کرده که این قطعنامه با منشور سازمان ملل مغایرت دارد.

شورای امنیت سازمان ملل، روز 13 اسفند ماه سال گذشته، بر اساس گزارش "محمد برادعی"، دبیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی، سومین قطعنامه تحریم ها علیه ایران را تصویب کرد.

  

 

ادامه فشار مقامات قضایی جمهوری اسلامی بر خانواده های قربانیان اعدامهای سال 67  

 

 

بنا به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، فشار بر خانواده های زندانیان سیاسی که در جریان موج اعدامهای سال 67 به جوخه های مرگ رژیم جمهوری اسلامی سپرده شدند، طی هفته های اخیر افزایش یافته است.

در حال حاضر 3 تن از اعضای خانواده های زندانیان سیاسی اعدام شده سال 67 با اسامی علی صارمی، محمد علی منصوری و ناصر سوداگری که در جریان مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در گلزار خاوران بازداشت شدند، همچنان در زندان به سر می برد و تحت فشارهای مختلف مسئولین جمهوری اسلامی قرار دارند.

بر اساس این گزارش برخی مسئولین قضایی رژیم از جمله"حسن زارع دهنوی" معروف به قاضی"حداد" نیز به صورتهای مختلف خانواده های قربانیان قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 را تحت فشار قرار می دهند و  هر روزه نیز این اقدامات غیرانسانی در حال افزایش است

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

پایان اعتصاب غذای خشک "محمود صالحی"

 

به دنبال تجمعات گسترده در مقابل دادگستری و زندان مرکزی سنندج، عصر روز دوشنبه 5 فروردین ماه خانواده"محمود صالحی" موفق به ملاقات با وی شدند.

در جریان این ملاقات، خانواده "محمود صالحی" به نمایندگی از سوی تجمع کنندگان و دوستان وی، از او خواستند تا به اعتصاب غذای خود پایان دهد و "محمود صالحی" نیز اعلام کرد که به پاس تلاش دلسوزان طبقه کارگر و ضمن سپاس از تجمع کنندگان از روز دوشنبه 5 فروردین ماه اعتصاب غذای خشک خود را شکسته و از این تاریخ اعتصاب غذای تر را تا زمان آزادیش ادامه خواهد داد.

روز دوشنبه 5 فروردین ماه، برای دومین روز متوالی، خانواده "محمود صالحی" و جمعی از فعالین کارگری از شهرهای مختلف ایران در مقابل دادگستری سنندج علیه صدور قرار بازداشت برای "محمود صالحی" تجمع کرده و نسبت به عدم آزادی وی اعتراض کردند.

در جریان این تجمع مسئولین دولتی اقدام به تهدید شرکت کنندگان نمودند، اما با جواب قاطع آنان مبنی بر ادامه تجمع تا آزادی "محمود صالحی" روبرو گردیدند.

تجمع در مقابل دادگستری سنندج پس از وعده های مسئولین ستاد خبری اداره اطلاعات سنندج مبنی بر صدور حکم آزادی"محمود صالحی" و بنا به درخواست "سامرند صالحی" پایان یافت، اما شرکت کنندگان اعلام کردند که در صورت عملی نشدن وعده مسئولین، تجمعات گسترده تری برگزار خواهد شد.

گفتنی است که طی روزهای یکشنبه و دوشنبه تجمعات اعتراضی مشابهی نیز در مقابل زندان مرکزی سنندج برگزار شد.

لازم به یادآوریست که حکم 1 سال زندان "محمود صالحی" روز یکشنبه 4 فروردین ماه پایان یافت، اما مقامات قضایی رژیم برای وی قرار بازداشت موقت صادر کرده اند.

  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

ضرب و شتم یک زندانی در زندان گوهردشت کرج

 

 

بر اساس گزارش  فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، "فرهنگ پور منصوری" یکی از زندانیان زندان گوهرداشت کرج از سوی ماموران زندان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به سلول انفرادی منتقل شده است.

"فرهنگ پور منصوری"  به دلیل وضعیت نامناسب جسمی خود خواستار انتقال به بهداری زندان می شود، اما ماموران زندانی از انتقال وی به بهداری خودداری کرده و نامبرده نیز در قبال رفتار غیرانسانی ماموران دست به اعتراض می زند.

این گزارش حاکیست که "فرهنگ پور منصوری" به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته، به صورتی که یک پای وی شکسته است، اما ماموران زندان بدون توجه به وضعیت نامبرده از درمان وی خودداری کرده و او را به سلول انفرادی منتقل کرده اند.

  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست پیرامون وضعیت محمود صالحی

بیانیه شماره 5 دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران

نام محمود صالحی در چند سال اخیر به کانون و محل تقاطع  مسایل متعددی بدل گشته است و همین او را به یک نماد و پرچم در جنبش کارگری و عرصه سیاست در  ایران بدل نموده است . محمود صالحی به عنوان یک فعال چپ جنبش کارگری برای نخستین بار در سال 1374 به زندان افتاد . در سالهای 79-1378 دو ماه و نیم را در زندان به سر برد . 

 در پاییز 1379 مدت 8 ماه زندانی بود . در سال 1383 و در آستانه برگزاری مراسم اول ماه مه بار دیگر به مدت دو هفته باز داشت گردید  و هم اکنون نیز چندین ماه است که دربدترین شرایط و با تنی رنجور در زندانهای جمهوری اسلامی به سر می برد . در این میان برگزاری مراسم اول ماه مه ( روز جهانی کارگر ) سال 1383 در سقز توسط فعالین پیشرو کارگری این شهر و در راس آنها محمود صالحی را می توان بمثابه نقطه عطفی در تاریخ جنبش کارگری در ایران محسوب داشت . با دستگیری این پیشروان کارگری در آستانه برگزاری مراسم اول ماه مه واقعه بزرگ تاریخی ای در جنبش کارگری ایران به وقوع پیوست که نتایج دیرپایی برای جنبش کارگری در ایران داشت و موقعیت این جنبش و همچنین تناسب قوای گرایشهای درون آن را برای مدتی طولانی تغییر داد . دیدار محمود صالحی در 29 آوریل همان سال  با نماینده هیات  " کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری  "  در تهران و در محاصره نیروهای امنیتی و همچنین یورش نیروهای رژیم به کارگران سقز قبل از آغاز مراسم و دستگیری 50 نفر و زندانی کردن 7 نفر باعث شد تا تلاش و نقشه نهاد ارتجاعی وابسته به حاکمیت موسوم  به " خانه کارگر " در جهت پذیرفته شدن به عنوان عضو در این کنفدراسیون و  به رسمیت شناخته شدن توسط آی . ال . او ( سازمان بین المللی کار ) از این طریق بمثابه تشکل نماینده کارگران در ایران با شکست مواجه شود . به علاوه گرایش چپ جنبش کارگری با وقایع اول ماه مه سقز توانست موانع عمده ای علیه سیاستهای جنبش اصلاحات و دوم خرداد در جنبش کارگری و نیز گرایش رفرمیستی و راست این جنبش ( بمثابه متحد استراتژیک جریان دوم خرداد ) در جهت ایجاد تشکل کارگری در چارچوب توافق نامه سازمان جهانی و وزارت کار به وجود آورد . شخصیتهای جریان چپ جنبش کارگری به ویژه محمود صالحی از خلال تلاشها و مبارزاتشان در جهت برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه توانستند به شخصیتهایی با شهرت جهانی بدل گردند و حمایت  و همدلی تشکلها و نهادهای کارگری در سطح بین المللی و طبقه کارگر جهانی را به تلاشهای جنبش کارگری در ایران جلب نمایند . به علاوه گرایش چپ جنبش کارگری که اکنون به واسطه تحولات این سالها یکسره با نام و فعالیتها و مبارزات محمود صالحی تداعی می شود ، علاوه بر صف بندی در مقابل گرایش رفرمیستی در این جنبش که فعالیت خود را بر مبنای همکاری و سازش کار و سرمایه پی ریزی کرده بود ، توانست درک صنفی ، قشری و غیر سیاسی  از " کارگر " را دگرگون سازد و چهره ای اجتماعی و فعال و دخالتگر را از خود ارائه دهد : حمایت محمود صالحی از مبارزات بخشهای دیگر طبقه کارگر در ایران و سخنرانی درتجمعات آنها ، ارسال پیام برای زنان مبارز به مناسبات 8 مارس ( روز جهانی زن ) و همچنین دانشجویان چپ و سوسیالیست توسط محمود صالحی و همین به راه افتادن موج تحرکات حول موضوعات مربوط به طبقه کارگر و ایجاد کمپینها و کمیته های حمایت از محمود صالحی و سایر فعالین و مبارزات و اعتصابات در بخشهای مختلف طبقه کارگر و جامعه و ...  در امتداد چنین درک و تصویری شکل می گیرد . علاوه بر اینها ، آنچه در شهر  سقز ( بمثابه یکی از شهرهای منطقه کردستان ایران ) به واسطه حضور محمود صالحی و سایر فعالین پیشرو کارگری گذشت و به برگی از تاریخ پر افتخار جنبش کارگری ایران و سنتی نیرومند در این جنبش بدل شد ، جنبش کارگری در کردستان را به حلقه نیرومند جنبش کارگری در ایران و بستری برای تربیت رهبران و سازمان دهندگان سازش ناپذیر چپ در این جنبش تبدیل کرد تا حدی که حافظین منافع سرمایه به تشکیل جوخه های ترور  ضد  کارگری در این منطقه متوسل گردیدند و فعال کارگری  مجید حمیدی را در بیست و ششم مهر  سال گذشته در خیابانهای سنندج به گلوله بستند تا جنبش کارگری و کلیت جامعه را از حضور این رهبران محروم کنند . همین وزنه سنگین جنبش کارگری در کردستان ، قادر است حرکت در جهت رفع ستم ملی در این منطقه را به جای اتکا بر راهبردهای ناسیونالیستی و نقشه های امپریالیستی در خاورمیانه ، با مبارزات پیشرو  و سراسری جنبشهای اجتماعی در ایران حول جنبش کارگری پیوند زند .
محمود صالحی و کارگران سقز در سال 1383 کوشیدند حکم جهانی طبقه کارگر در مورد اول ماه مه را در خیابانهای شهر محقق کنند. روند رو به پیش جنبش کارگری ایران از همان روز آغاز شده و ادامه دارد و باعث ایجاد فضایی برای رشد قطب چپ و سوسیالیستی در جنبشهای اجتماعی دیگر از جمله جنبش دانشجویی گشته است . همین پیشروی ، حتی جریاناتی را که تحت تاثیر دوران رونق اصلاحات حکومتی در ایران و تحت عنوان " کمونیسم " و " کارگر  " چشم امید  به جریانات دیگر غیر از طبقه کارگر بسته بودند و نوعی رادیکالیسم ماورا طبقاتی و غیر کارگری را پایه فعالیت خود قرار داده و به جناح میلیتانت اپوزیسیون مدرنیست و سکولار ایران بدل شده بودند را نیز به حاشیه راند .
ما به عنوان دانشجویان سوسیالیست در جهت نمایندگی افق و  سیاست پرولتری در جنبش دانشجویی و فرارویاندن این جنبش به جنبشی ضد کاپیتالیستی و متحد استراتژیک طبقه کارگر  می کوشیم . ما تلاش می کنیم تا سیمای محمود صالحی و محمود صالحی های دیگر بمثابه معماران حقیقی و فروتن جامعه ای آزاد و برابر ، مبارزینی از تبار کمونارهای پاریس و کارگران بلشویک ،  به جای تمثال خاتمی ها و شریعتی ها و اکبر گنجی ها و عبدالکریم سروش ها و بازرگانها و مصدقها و سحابی ها بر دیهیم جنبش دانشجویی نقش بندد . در مرحله کنونی و در ادامه روندی که آغاز شده است  جنبش کارگری نیازمند سلاح اصلی خود ، نیروی منسجم و یکپارچه خود  و تشکلهای توده ای و طبقاتی خود در سطح سراسری است که به اعتقاد ما کلید اصلی پیشبرد و تحقق  مطالبات دموکراتیک در سطح جامعه و جنبشهای اجتماعی نیز هست . در این مسیر پرپیچ و خم و طولانی ما پیش از هر چیز به حضور و سلامت فیزیکی رفیق محمود و رفقایی مانند او نیاز داریم . اکنون بیش از هشت ماه از زندانی شدن محمود صالحی می گذرد . فشار زندان باعث وخامت جسمانی شدید محمود شده است . او علاوه بر نارسایی کلیه از مشکل قلبی که از نتایج مستقیم زندان است نیز رنج می برد . محمود صالحی با پایان یافتن دوران محکومیتش قرار بود در چهارم فروردین ماه امسال از زندان آزاد گردد  اما مسئولان قضایی و نهادهای امنیتی با پرونده سازی از آزادی وی جلوگیری کرده اند و  به بهانه هایی  نظیر صدور بیانیه توسط محمود صالحی در حمایت  از دانشجویان چپ ، برای او مجددا قرار بازداشت صادر نموده اند . محمود صالحی نیز در اعتراض به این اقدام اقدام به اعتصاب خشک کرده و قصد دارد تا دریافت حکم آزادی خویش به این اعتصاب ادامه دهد . ما هم صدا و هم گام  با رفقایمان در  " شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری " اعتراض خود را به تصمیم مسئولین قضایی اعلام کرده و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط محمود صالحی می باشیم و ضمن آنکه مسئولیت هرگونه آسیب احتمالی بر این فعال و رهبر کارگری را متوجه حکومت و نهادهای قضایی و امنیتی آن می دانیم ، از رفیق محمود تقاضا می کنیم به خاطر حفظ سلامت خویش از اعتصاب غذا دست بکشد . ما مسیر پر پیچ و خم و دشواری پیش رو داریم و در این مسیر به حضور ، فعالیت ، مبارزه و رهبری محمود صالحی احتیاج مبرم هست . تاریخ معاصر ایران کوله باری از مسایل بغایت دشوار بر دوش طبقه کارگر نهاده است . شاید طبقه کارگر در زیر بار این مبارزه مانند پیکر محمود صالحی خرد و مجروح شود اما اگر نمی تواند از این رویارویی دست بکشد چون در این صورت طبقه اش متلاشی می شود و همه کشور به مغاک بربریت سقوط می کند . 
دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران
http://dsocialist.blogfa.com/

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

 

ادامه حملات توپخانه ای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی به مناطق مرزی کردستان عراق

 

 

از ساعات اولیه صبح امروز دوشنبه 5 فروردین ماه،  سپاه پاسداران جمهوری اسلامی برای پنجمین روز متوالی بخشهای از مناطق مرزی کردستان عراق را توپباران کرد.

سپاه پاسداران رژیم جمهوری اسلامی روستاهای منطقه"ژاراوه" از توابع شهر"قلادزی" را مورد هدف قرار داده است و ساکنین 6 روستای این منطقه نیز ناچار به ترک محل زندگی خود شده اند.

حملات توپخانه ای 5 روز گذشته سپاه پاسداران رژیم جمهوری اسلامی به مناطق مرزی کردستان عراق تلفات جانی نداشته، اما خسارات مالی فراوانی را به مردم منطقه وارد آورده است.

به دنبال ادامه حملات رژیم جمهوری اسلامی، حکومت محلی کردستان، به صورت رسمی نسبت به حملات توپخانه ای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی به مناطق مرزی کردستان عراق اعتراض کرده و خواستار توقف این حملات شد.

  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

تجمع مجدد در مقابل زندان مرکزی سنندج در اعتراض به عدم آزادی "محمود صالحی"

 

 

در پاسخ به فراخوان "کمیته دفاع از محمود صالحی" برای برگزاری تجمع در اعتراض به عدم آزادی "محمود صالحی"، امروز دوشنبه 5 فروردین ماه برای دومین روز متوالی، تجمع اعتراضی در مقابل زندان مرکزی سنندج برگزار شد.

تجمع اعتراضی در مقابل زندان مرکزی سنندج از ساعت 8 صبح روز یکشنبه با حضور بیش از 200 تن از کارگران و فعالین کارگری از شهر های سنندج، کرج، کامیاران، رشت، تهران، اشنویه، سقز، بوکان و دیگر شهرهای ایران آغاز و تا ساعت 12 ظهر ادامه یافت.

امروز دوشنبه 5 فروردین ماه نیز جمعی از فعالین کارگری و خانواده هایشان از ساعت 10 صبح تا ساعت 1 بعد از ظهر در مقابل زندان مرکزی سنندج دست به تجمع زدند.

به دنبال این تجمع و گفتگوی "نجیبه صالح زاده" همسر و "سامرند صالحی" فرزند محمود صالحی با مسئولین زندان، به آنان وعده داده شد که اجازه ملاقات با "محمود صالحی" را خواهند یافت و روز سه شنبه 6 فروردین ماه نیز حکم آزادی وی صادر خواهد شد.

لازم به ذکر است که در جریان تجمع امروز "بهروز سهرابی" یکی از شرکت کنندگان در تجمع بازداشت شد، اما به دنبال تاکید شرکت کنندگان بر آزادی وی، ماموران زندان پس از چندین ساعت نامبرده را آزاد کرد.

شرکت کنندگان در این تجمع تاکید کردند که در صورت عدم آزادی "محمود صالحی" تجمعات گسترده تری را برگزار خواهند کرد.

لازم به ذکر است که روز یکشنبه 4 فروردین ماه حکم 1 سال زندان "محمود صالحی" پایان یافت، اما مقامات جمهوری اسلامی از آزادی وی خودداری کرده و برای نامبرده قرار بازداشت موقت صادر کرده اند.

"محمود صالحی" از روز دوشنبه 27 اسفند ماه در اعتراض به صدور قرار بازداشت موقت و اقدام مسئولین دولتی برای در زندان نگه داشتن خود، دست به اعتصاب غذای خشک زده و همچنان نیز در اعتصاب غذا به سر می برد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 


جدیدترین قالبهای بلاگفا

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس