ادامه مطلب
ادامه مطلب
با نام ازادی
...
در نخستين ساعات روز جمعه بيست و هشتم تيرماه 1367 (نوزدهم جولای 1998) حصارهای آهنينی بر گرد زندان های اصلی در سرتاسر ايران کشيده شد. دروازه ها بسته و تلفن ها قطع شد. تلويزيون ها را از برق کشيدند و از توزيع نامه ها، روزنامه ها و بسته های دارويی (در زندان ها) خودداری ورزيدند.ساعات ملاقات منحل شد و بستگان زندانيان را از حول و حوش زندان ها پراکنده ساختند. به زندانيان دستور داده شد که در سلولهای خود باقی بماند و از صحبت با نگهبانان و کارگران افغانی خودداری کنند. رفت و آمد به مکان های عمومی مانند درمانگاه ها، کارگاه ها، قرائت خانه ها، تالارهای تدريس و حيات ها ممنوع شد. از آنجايی که زندانبانان هر کدام مامور مهار کردن دسته های مشابهی از زندانيان بودند، اين امر سبب گرديد که زندانيان سياسی از غير سياسی، چپى ها از مجاهدين، سلطنت طلبان از غير سلطنت طلبان، توابين (زندانيانی که توبه کرده و به صورت خبرچينان دستگاه در آمده بوده اند) از غير توابين، مردان از زنان، کسانی که به زندان های طولانی محکوم شده، از آنهايی که محکوميت کوتاه مدت يافته بودند، کسانی که تازه محکوم شده از آنها که مدت ها قبل دوره ی محکوميت خود را گذارنده بودند، جدا شوند. گروه اخير به نحو طنزآميزی نام «ملی کش» بر خود گذاشته بودند و مىخواستند اين معنا را القا کنند که به طور رايگان از کيسه ملت تغديه مىشوند.
يک زندانی زيرک دستگاه بی سيمی برای خود ساخت و هدف او اين بود که از جريانی که در خارج زندان مىگذرد آگاه شود. اما متوجه شد که ايستگاه های راديو هيچ گونه گزارشی درباره ی زندان ها پخش نمىکنند و به اين وسيله پرده ای سياه بر روی همه خبرها کشيده شده است. برای شدت بخشيدن هر چه بيشتر به اين حالت انزوا، دادگاه ها بدون اعلام قبلی جلسات خود را تعطيل کردند تا راه کسب هر گونه خبری بر روی بستگان زندانيان سد شود. اينان با حالتی وحشت زده برای توصل به آيت الله منتظری به قم هجوم بردند. منتظری با آن كه هم چنان در مقام جانشين برگزيده خمينی باقی مانده بود، اما به تاکيد بر لزوم يک رفتار انسانی اسلامی با زندانيان سياسی شهرت داشت. بدين گونه بود که يک اقدام بی سابقه ی خشونت آميز، هم از نظر شکل و هم محتوا در ايران امروز آغاز شد که شدت و دامنه ی آن حتی از اعدام های جمعی بين سال هاى 1360 و 1357 نيز به مراتب فراتر رفت.
درست قبل از آغاز شدت عمل در زندان ها، فرمان مخفيانه ای از طرف خمينی صادر شد که تاريخ دقيق آن مشخص نيست. بعضی ها احتمال مىدهند که اين فرمان يک فتوای رسمی بود و طی آن به يک کميسيون ويژه اختيار داده شد که اعضای «سازمان مجاهدين خلق» را بعنوان «محارب» و افراد وابسته به چپ را بعنوان «مرتد» اعدام کند. در کميسيون تهران که اعضای آن به 16 نفر مىرسيدند، نمايندگانی از جانب شخص امام، رئيس جمهور، دادستان کل، دادگاههای انقلاب، وزراتخانه های دادگستری و اطلاعات و همچنين اداره های دو زندان اصلی ويژه زندانيان سياسی يعنی «اوين» و «گوهر دشت» عضويت داشتند.
ادامه مطلب
بیانیه اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رودهن
13 آذر 1386 بدون شک مقطعی تعیین کننده برای بخش چپ جنبش دانشجویی بود که حدود سه سال پیشتر از آن فعالیت خود را در دانشگاه آغاز نموده بود . برای دانشجویان چپی ( مانند خود ما ) که می خواستند فعالیت خود را آغاز کنند ، شرایط پس از 13 آذر ما را با روندهای متناقض و پیچیده ای مواجه کرد : جمع محدودی که تحت عنوان " چپ کارگری " فعالیت می کرد و بر خلاف عنوانش تمایزی اساسی در راهبرد و سبک کار با " چپ رادیکال " نداشت با استعفاها و انشعابهای متعدد و سپس آغاز موج دستگیریها عملا مضمحل گشت . " چپ رادیکال " که بخش عمده ای از فعالیتهایش به پوششی برای به پیش بردن سیاستهای به شدت انحرافی و نادرست یک جریان خاص بدل شده بود ، در اثر حاکم شدن همین سیاستها و سکتاریسم ناشی از آن و فرود آمدن ضربه دستگاههای سرکوب به شدت تضعیف شد . رادیکالیسم و چپگرایی اراده گرایانه ، ماوراء طبقاتی و غیر پرولتری همواره و در همه جا به جنبش دانشجویی به عنوان محیط مناسبی برای پیشبرد سیاستهای خود نگریسته است و " چپ رادیکال " دانشگاههای ایران نیز از این امر مستثنی نبود . حاکم شدن منویات یک جریان سیاسی خاص - که از خانواده همان رادیکالیسم غیر پرولتری ، ماوراء طبقاتی و آوانتوریست بیرون آمده بود - و کشاندن نیروی این جریان به حیطه های دیگری غیر از امور مربوط به فعالیت سوسیالیستی در جنبش دانشجویی ، زمینه وارد آمدن ضربه گسترده دستگاههای امنیتی حکومت به کلیت جریان چپ دانشجویی که مراحل رشد خود را به سختی و آرامی و با کوششی قابل تحسین پیموده بود را مهیا نمود و سطح و دامنه فعالیتهای چپ در دانشگاههای تهران را به نحوی چشمگیر به عقب راند و در عین حال فضا را برای عرض اندام جریانها و شخصیتهای گوناگون رفرمیست در این جنبش که تا این مقطع حاشیه ای و منزوی مانده بودند فراهم ساخت . متاسفانه در شرایط کنونی نیز عده ای مجددا جبهه " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " را به ظرفی برای تداوم همان سیاستهای نادرست گذشته بدل نموده اند و این در حالی است که نقطه عزیمت بسیاری از فعالینی که در جریان موج ایجاد شده پس از سیزده آذر دست به ایجاد واحدهای " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " در مناطق دیگر غیر از تهران زدند و این نام را در سطحی گسترده مطرح ساختند ، یقینا آن چیزی نیست که امروز بر جهت گیری عملی و پیوندها و تمایلات گروهی و سیاسی خاص نمایندگان " رسمی " این جریان حاکم است . مطمئنا گذشت زمان بسیاری از حقایق مربوط به این مسایل را برای رفقای دانشجوی چپ و سوسیالیست به ویژه در شهرستانها روشن تر خواهد ساخت .
در این میان ما در میان امواج شکل گرفته پس از 13 آذر با جریان " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران " (www.dsocialist.blogfa.com ) آشنا شدیم که بر عبور و فراروی از قطبهای موجود در چپ دانشجویی و قطع ارتباط با سیاستهای نادرست و جریانات انحرافی و سکتاریستی موجود تاکید دارد و بر آن است که با ایجاد مرزبندی قاطع با چشم اندازهای لیبرالیستی ، رفرمیستی و همین طور گرایشهای چپ غیر پرولتری و ماوراء طبقاتی ، افقی مبتنی بر نمایندگی منافع طبقه کارگر در درون جنبش دانشجویی بمثابه یک جنبش دموکراتیک پیشتاز نمایندگی کند . طرح این استراتژی یعنی " اتحاد جنبشهای دموکراتیک حول جنبش کارگری " جنبش دانشجویی را که از خصلتی دموکراتیک برخوردار است در راستای پیگیری مطالبات خود و در سطح استراتژی سیاسی به جنبشی ضد کاپیتالیستی فرا می رویاند . قرار گرفتن جنبش دانشجویی در این مسیر در شرایط کنونی ایران بمثابه اخذ استراتژی این جنبش از دل پارادایم مارکسیستی و گسست قاطعانه با پارادایم لیبرالی "جامعه مدنی " و "سنت-مدرنیته " بمثابه پارادایم غالب در فضای روشنفکری ایران است که نسلی جدید از روشنفکران سوسیالیست و انقلابی را نیز به جامعه تحویل خواهد داد . دانشجویان سوسیالیست اعتقاد دارند تنها این استراتژی و نه هیچ مقوله دیگری نظیر تعلق خاطرهای حزبی و گروهی است که می تواند به عنوان محور فعالیت و اتحاد گرایشها و فعالین گوناگون چپ در دانشگاهها عمل کند و دانشجویان چپ با متشکل شدن در قالب مجموعه " دانشجویان سوسیالیست " است که می توانند ساختارهای مقدماتی لازم برای تشکیل جبهه های وسیعتر ( از جمله همین جبهه " آزادی خواهی و برابری طلبی " ) در فعالیت جنبشی خود فراهم آورند .
بر این اساس و طی این بیانیه ما پیوند خود با مجموعه " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران " اعلام می داریم و از سایر فعالین چپ و آزادی خواه و برابری طلب نیز دعوت می کنیم با پیوستن به این حرکت و قرار گرفتن در کنار یکدیگر صفوف خودمان را حول محورهای مبارزه طبقاتی در جنبش دانشجویی و در سطح جامعه فشرده تر و مستحکم تر سازیم .
زنده باد ازادی و برابری
زنده باد سوسیالیسم
دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رود هن
«جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی ایران»؟!
بهرام رحمانی
«جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی ایران»؟!، اولین بیانیه به نام «جنبش آذربایجان» در تاریخ 14 فروردین 1387، در سایتهای اینترنتی منتشر شده است.
نویسندگان این بیانیه، تیتر دیگری نیز تحت عنوان «آذربایجانی تضمین کننده آزادی، دمکراسی و یکپارچگی ایران» برای بیانیه خود انتخاب کردهاند. با خواندن این بیانیه، اولین سئوالی که در ذهن خواننده ایجاد میشود این است که چرا «آذربایجانی تضمن کننده آزادی، دمکراسی و یکپارچگی برای ایران»؟ آیا تاکنون در جایی گفته شده که آذریابجان عامل عدم آزادی و دمکراسی و یکپارچگی ایران است که اکنون طراحان بیانیه فوق این چنین سراسیمه به «آذربایجانی»ها متوسل شدهاند؟! سئوال دیگر این است که اینها چرا آذربایجان را برای پیشبرد اهداف تیره و تار خود انتخاب کردهاند؟!
در این بیانیه شخصیتها و وقایع تاریخی آذریابجان به طور مکانیکی و بدون توجه به ماهیت سیاسی و اجتماعی آنها در کنار هم چیده شدهاند. از «مادها»، «زرتشتها و آتروپاتها»، «سرخ جامگان» و «خرمدینان»، «بابک خرمدین»، «شاه اسماعیل» تا «ستارخان سردار ملی و باقرخان سالار ملی»، «تقی زادهها»، «کسرویها» و...
ادامه مطلب
آزادی بیان زیر ساطور مذهب، قدرت و ثروت؟!
بهرام رحمانی
با نمایش فیلمی به نام «فتنه»، بار دیگر آزادی بیان با تهاجم همه جانبه حکومتهای «دیکتاتوری» تا «دمکراتیک» و گروههای مرتجع اسلامی و سازمان ملل روبرو شده است. بدین ترتیب، آزادی بیان زیر ساطور مذهب، قدرت و ثروت قرار گرفته است.
خیرت ویلدرز، سازنده فیلم پانزده دقیقهای «فتنه»، سیاستمداری راست و نماینده حزب «مدافع آزادی» در پارلمان هلند است.
در مجموع فیلم «فتنه» دارای دو قسمت است. در قسمت اول آیاتی از قرآن(آیه «و اعدو لهم ماستطعتم) بیان میشود و با پخش صحنههایی واقعی از خشونت فرقههای اسلامی تروریستی، به درستی نشان میدهد که خشونت صحنهها ریشه در آیات و دستورات قرآن دارد. در همین قرآن تاکید شده است که مسلمانان باید همواره بر علیه «کفار» و دشمنان «خدا؟!» در حال جنگ و جهاد باشند. ریختن خون «کفار» بر هر مسلمانی واجب است. این مواضع غیرانسانی نه تنها در کشورهای اسلام زده، بلکه هر روزه در مساجدی که با حمایت احزاب و دولتهای غرب در کشورهای مختلف اروپایی ساخته شدهاند توسط شیخها تبلیغ و ترویج میشود. در کشورهای اروپایی باز هم با حمایت دولتهای دمکراتیک این کشورها، مدارس اسلامی دایر شده است که کودکان با مواضع اسلامی تریبت میشوند.
در قسمت دوم فیلم، عملیات تروریستی یازده سپتامبر 2001 در نیویورک، انفجار بمبهای لندن در ژوئیه 2005 و متروی مادرید مارس 2004، بدنهای سوخته و مثله شده انسانهای بیگناه و سخنرانیهای پر از نفرت شیخها و سران اسلامی که از مسلمانان میخواهند، به جهاد روی آورند و سر از تن دشنمان جدا کنند.
ادامه مطلب
باز من دیوانه ام ، مستم
باز می لرزد، دلم، دستم
بازگویی در جهان دیگری هستم
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ
های ، نپریشی صفای زلفکم را، دست
و آبرویم را نریزی، دل
ای نخورده مست
لحظه ی دیدار نزدیک است.
"مهدی اخوان ثا لث"
از میا ن تمامی کانال های ارتباطی زندانی با دنیای خارج ، هم چون داشتن روزنا مه و رادیو تلویزیون و نامه نگاری های ماهانه و تحت کنترل (تنها در پنج سطر، و با بستگان درجه یک)، ملاقا ت حضوری از ویژه گی و تمایزی منحصر به فرد برخوردار است. ملاقات حضوری تنها کانال ارتباط مستقیم زندانی با دنیای خارج است. معمولا و به طور رایج هر زندانی حکم گرفته ای که تخلیه اطلاعاتی شده، و موارد بازجویی اش به پایان رسیده باشد، از امکان ملاقا ت بهره مند میشد. (جز مواردی که به ریز پرونده مرتبط است و با صلاحدید تیم بازجویان زندانی از ملا قات محروم است) ملاقات ها معمولا هر دو هفته یک بار و از پشت شیشه، به وسیله تلفون، در فاصله زمانی بین ده تاپانزده دقیقه میان زندانی و منسوبین درجه یک چون: همسر، پدر، مادر و فرزندان صورت می گرفت. ملاقات با حضور ناپیدای گوش سوم و نا محرمی که از آن سوی سیم به فالگوشی ایستاده بود انجام می شد، و هر لحظه می توانست به بهانه ی رد و بدل شدن کلامی ممنوعه، قطع شود. لحظه اوج و هیجان انگیزترین قسمت ملاقات برای متاهلین و کسانی که کودک خردسال (زیر سن مدرسه) داشتند، زمانی بود که وقت ملاقات به پایان می رسید و زندانی میتوانست برای دقایقی کوتاه در پشت پرده، فرزندش را برای لحظاتی کوتاه لمس کرده و در آغوش بکشد.، ملاقاتی ها، خصوصاٌ زندانی، از تمامی لحظه های دیدار میبایست با برنامه ریزی که از قبل انجام میشد، بهترین استفاده را ببرد. گاهأ زندانی ساعت ها آن چه که در ملاقا ت می بایست به آن سوی دیوار منتقل کند را با خود تمرین می کرد. حرکات دست و صورت و اشارات قابل فهمی که می بایست از زیر نگاه قرق بان عبور کند، را به دفعات تکرار می کرد. این گونه موارد به خصوص درملاقات های اولیه که فضای اضطراب و مسائل پرونده ای بر آن سنگینی می کند، آشکاره گی بیشتری را داشت. ملاقات اما در حبس های طولانی برای زندانی، بخشی متنوع از گذران کرختی آور و سنگین زندگی طولانی در زندان است. بسیاری از ملاقات ها و پست و بلند های تلخ و شیرین آن، همواره با زندانی و خانواده اش خواهد ماند، ملا قات هایی از قبیل دریافت حکم قطعی، انتقالی به زندان دیگر، اعدام رفقای راه و واکنش به آن. و از آن طرف دیوار اما خبر دق مرگ شدن مادران و سکته های پدران. و به ندرت خبری خوش. هم چون ازدواج اهلی از فامیل، سالگرد ها، تولد بچه و... از میان این همه اما، ملا قات اول، حادثه ای است فراموش ناشدنی که با هیچ گسل از حافظه و یاد زندانی زدودنی نیست. به جرأت می توان گفت هیچ زندانی خاطره اولین ملا قات اش را ازیاد نخواهد برد، و این رویداد حک شده، بر ذهن و روان وی همواره باقی خواهد مانداز این رو با نزدیک بودن چاپ آرش100 که ویژه نامه ای است در ارتباط با تبعید، ومقولات مرتبط با آن، و از مدت ها قبل موضوع بندی شده و هر کس گوشه ای از کار را گرفته بود، در میانه راه، ثبت اولین ملاقات درزندان ازجانب بندیان را ،از آن جا که به نقش خانواده ها مرتبط می شود را به رفیق همیشه ام پرویز قلیچ خانی پیش نهاد کردم. پرویز پیش نهاد را سرضرب گرفت. هر دو دست به کار شدیم.
زمان اما به سود پیپگیری همه جانبه آن و مراجعه به همه همراهان زندان نبود. رساندن به موقع آرش به چاپ خانه ای که قرار است چاپ این شماره آرش را با این تعداد از صفحات و حجم کمیاب با توجه به مشکلات نشر درخارج عهده دار شود، و سقف زمانی که مسئولین چاپ خانه تعیین کرده اند، سدی بود برای کامل نبودن تبث همه جانبه ملاقات ها.
ادامه مطلب
پس از تحمل 1 سال و 14 روز زندان، سرانجام ساعت 3 بعد از ظهر امروز یکشنبه 18 فروردین ماه"محمود
صالحی" رهبر سرشناس و شناخته شده جنبش کارگری ایران از زندان جمهوری اسلامی آزاد شد.
"محمود صالحی" که به اتهام تلاش برای برگزاری مراسم اول ماه مه به 1 سال زندان تعزیری و 3 سال زندان تعلیقی محکوم شده بود، روز دوشنبه 20 فروردین ماه سال 1386 در محل کارش در شهر سقز بازداشت و دوره محکومیت 1 ساله خود را در زندان مرکزی سنندج گذراند.
"محمود صالحی" که تنها با 20 درصد از یک کلیه زندگی می کرد طی مدت زندان به دلیل شرایط سختی که رژیم به وی تحمیل نموده بود و به دلیل جلوگیری از مداوای موثر، با عوارض متعددی ناشی از این بیماری دست و پنجه نرم می کرد، اما وی همچنان که شایسته یک رهبر کارگری چون وی بود، با تمام این مصائب دلیرانه و با روحیه ای قوی روبرو شد و لحظه ای از مبارزه برای آرمانهای برحقش در زندان هم کوتاهی نکرد.
ما آزادی این رهبر بزرگ و شایسته را به خانواده اش، به کارگران و همه مردم کردستان، به کارگران و همه مردم آزادی خواه ایران تبریک می گوئیم و برای "محمود صالحی" عزیز آرزوی سلامتی و بهبودی کامل و موفقیت در همه امور زندگی و مبارزاتیش را داریم.
در مورد معجزات عددی قرآن بسیار شنیده ایم، حال کمی هم به تناقضات عددی آن بپردازیم که ارتکاب آنها توسط ذات باری تعالی مسلماً از معجزات عظیمه است:
تناقضات عددی بسیاری در قرآن وجود دارد که در اینجا به برخی اشاره می کنیم (اعداد داخل پرانتز شماره آیات اند):
آفرینش آسمان ها وزمین چند روز طول کشید؟
پروردگار شما، خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد - (56)سورة الأعراف
پروردگار شما، خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش آفريد (3) سورة یونس
همان (خدايى) كه آسمانها و زمين و آنچه را ميان اين دو وجود دارد، در شش روز آفريد(59) سورة الفرقان
او كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد(7) سورة هود
آیات فوق صراحتا گویای آن است که خداوند آسمان ها و زمین را در شش روز خلق فرمود. اما مطابق آیات زیر:
-بگو آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براى او همانندهايى قرارمىدهيد؟! (9)سورة فصلت
او در زمين كوههاى استوارى قرار داد و بركاتى در آن آفريد و مواد غذايى آن را مقدر فرمود، - اينها همه در چهار روز بود- درست به اندازه نياز تقاضا كنندگان! (10)سورة فصلت
سپس به آفرينش آسمان پرداخت، ... در اين هنگام آنها را بصورت هفت آسمان در دو روز آفريد... (11و 12 ) سورة فصلت
ادامه مطلب
|
اعلام موجودیت جمع دیگری از فعالین جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در کامیاران و سنندج
جمعی از فعالین شهرستان کامیاران در اطلاعیه اعلام موجودیت خود آورده اند: ما زنان و مردان آزادیخواه و برابری طلب کامیاران بر ضد ظلم و استبداد بر میخیزیم و همصدا با تمام دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب تا رسیدن به اهدافمان از پای نخواهیم نشست و از تمام آزادی خواهان و برابری طلبان ایران میخواهیم که به صف ما بپیوندند. جمع دیگری از دانشجویان سنندج نیز در اطلاعیه ای خطاب به جنبش دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب سراسر ایران اعلام کرده اند، ما جمعی دیگر از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب در سنندج هستیم، امیدواریم که بتوانیم جا پای شما عزیزان بگذاریم و این جنبش را با همان مشخصاتی که شما ساختید و پرچمش را به همگان نشان دادید، در دانشگاه علّم کنیم، هر چند اول راهیم، اما مصمّم در رسیدن به این راه که نشان دادید وسیعا انسانی است و خواست هایش مرزی ندارد، شناسنامه از کسی نمی خواهد و به توده زحمت کش و زن و کارگر مربوط است و می توان هر جا برایش در ابعادی وسیع انسان معترض را سازمان داد. ما را از این ببعد در کنار خود بدانید، در کنار یاران دربند که به حق ما از آنها درس مبارزه آموختیم. امیدواریم بتوانیم آنچه که در تلاش داریم به کار بگیریم تا نام دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب را با افتخار بر خود بگذاریم و بیرقش را به اهتزاز در آوریم، دستانتان را از سنندج سرخ می فشاریم تا از اتحادمان بر خود بلرزند.
| ||||
|
|
آمار یونیسف در مورد کودکان کار در ایران
بر اساس گزارش کارشناسان صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد موسوم به "يونيسف"، شمار کودکان کار در ایران بین 400 هزار تا 1 میلیون نفر تخمین زده می شود. گزارش یونیسف در حالی است که مقامات جمهوری اسلامی شمار کودکان کار در تهران را 20 هزار و در سراسر ایران 200 هزار تن اعلام می کنند. لازم به یادآوریست که اخیرا گزارشهایی از وضعیت کودکان کار در ایران انتشار یافت که در آنها از تهدید جدی سلامت کودکان کار به دلیل فعالیت در محیطهای غیربهداشتی ابراز نگرانی شده بود.
| ||||
|
پایان اعتصاب غذای خشک "محمود صالحی"
به دنبال تجمعات گسترده در مقابل دادگستری و زندان مرکزی سنندج، عصر روز دوشنبه 5 فروردین ماه خانواده"محمود صالحی" موفق به ملاقات با وی شدند.
در جریان این ملاقات، خانواده "محمود صالحی" به نمایندگی از سوی تجمع کنندگان و دوستان وی، از او خواستند تا به اعتصاب غذای خود پایان دهد و "محمود صالحی" نیز اعلام کرد که به پاس تلاش دلسوزان طبقه کارگر و ضمن سپاس از تجمع کنندگان از روز دوشنبه 5 فروردین ماه اعتصاب غذای خشک خود را شکسته و از این تاریخ اعتصاب غذای تر را تا زمان آزادیش ادامه خواهد داد.
روز دوشنبه 5 فروردین ماه، برای دومین روز متوالی، خانواده "محمود صالحی" و جمعی از فعالین کارگری از شهرهای مختلف ایران در مقابل دادگستری سنندج علیه صدور قرار بازداشت برای "محمود صالحی" تجمع کرده و نسبت به عدم آزادی وی اعتراض کردند.
در جریان این تجمع مسئولین دولتی اقدام به تهدید شرکت کنندگان نمودند، اما با جواب قاطع آنان مبنی بر ادامه تجمع تا آزادی "محمود صالحی" روبرو گردیدند.
تجمع در مقابل دادگستری سنندج پس از وعده های مسئولین ستاد خبری اداره اطلاعات سنندج مبنی بر صدور حکم آزادی"محمود صالحی" و بنا به درخواست "سامرند صالحی" پایان یافت، اما شرکت کنندگان اعلام کردند که در صورت عملی نشدن وعده مسئولین، تجمعات گسترده تری برگزار خواهد شد.
گفتنی است که طی روزهای یکشنبه و دوشنبه تجمعات اعتراضی مشابهی نیز در مقابل زندان مرکزی سنندج برگزار شد.
لازم به یادآوریست که حکم 1 سال زندان "محمود صالحی" روز یکشنبه 4 فروردین ماه پایان یافت، اما مقامات قضایی رژیم برای وی قرار بازداشت موقت صادر کرده اند.
ضرب و شتم یک زندانی در زندان گوهردشت کرج
بر اساس گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، "فرهنگ پور منصوری" یکی از زندانیان زندان گوهرداشت کرج از سوی ماموران زندان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به سلول انفرادی منتقل شده است.
"فرهنگ پور منصوری" به دلیل وضعیت نامناسب جسمی خود خواستار انتقال به بهداری زندان می شود، اما ماموران زندانی از انتقال وی به بهداری خودداری کرده و نامبرده نیز در قبال رفتار غیرانسانی ماموران دست به اعتراض می زند.
این گزارش حاکیست که "فرهنگ پور منصوری" به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته، به صورتی که یک پای وی شکسته است، اما ماموران زندان بدون توجه به وضعیت نامبرده از درمان وی خودداری کرده و او را به سلول انفرادی منتقل کرده اند.
بیانیه دانشجویان سوسیالیست پیرامون وضعیت محمود صالحی
بیانیه شماره 5 دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران
نام محمود صالحی در چند سال اخیر به کانون و محل تقاطع مسایل متعددی بدل گشته است و همین او را به یک نماد و پرچم در جنبش کارگری و عرصه سیاست در ایران بدل نموده است . محمود صالحی به عنوان یک فعال چپ جنبش کارگری برای نخستین بار در سال 1374 به زندان افتاد . در سالهای 79-1378 دو ماه و نیم را در زندان به سر برد .
در پاییز 1379 مدت 8 ماه زندانی بود . در سال 1383 و در آستانه برگزاری مراسم اول ماه مه بار دیگر به مدت دو هفته باز داشت گردید و هم اکنون نیز چندین ماه است که دربدترین شرایط و با تنی رنجور در زندانهای جمهوری اسلامی به سر می برد . در این میان برگزاری مراسم اول ماه مه ( روز جهانی کارگر ) سال 1383 در سقز توسط فعالین پیشرو کارگری این شهر و در راس آنها محمود صالحی را می توان بمثابه نقطه عطفی در تاریخ جنبش کارگری در ایران محسوب داشت . با دستگیری این پیشروان کارگری در آستانه برگزاری مراسم اول ماه مه واقعه بزرگ تاریخی ای در جنبش کارگری ایران به وقوع پیوست که نتایج دیرپایی برای جنبش کارگری در ایران داشت و موقعیت این جنبش و همچنین تناسب قوای گرایشهای درون آن را برای مدتی طولانی تغییر داد . دیدار محمود صالحی در 29 آوریل همان سال با نماینده هیات " کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری " در تهران و در محاصره نیروهای امنیتی و همچنین یورش نیروهای رژیم به کارگران سقز قبل از آغاز مراسم و دستگیری 50 نفر و زندانی کردن 7 نفر باعث شد تا تلاش و نقشه نهاد ارتجاعی وابسته به حاکمیت موسوم به " خانه کارگر " در جهت پذیرفته شدن به عنوان عضو در این کنفدراسیون و به رسمیت شناخته شدن توسط آی . ال . او ( سازمان بین المللی کار ) از این طریق بمثابه تشکل نماینده کارگران در ایران با شکست مواجه شود . به علاوه گرایش چپ جنبش کارگری با وقایع اول ماه مه سقز توانست موانع عمده ای علیه سیاستهای جنبش اصلاحات و دوم خرداد در جنبش کارگری و نیز گرایش رفرمیستی و راست این جنبش ( بمثابه متحد استراتژیک جریان دوم خرداد ) در جهت ایجاد تشکل کارگری در چارچوب توافق نامه سازمان جهانی و وزارت کار به وجود آورد . شخصیتهای جریان چپ جنبش کارگری به ویژه محمود صالحی از خلال تلاشها و مبارزاتشان در جهت برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه توانستند به شخصیتهایی با شهرت جهانی بدل گردند و حمایت و همدلی تشکلها و نهادهای کارگری در سطح بین المللی و طبقه کارگر جهانی را به تلاشهای جنبش کارگری در ایران جلب نمایند . به علاوه گرایش چپ جنبش کارگری که اکنون به واسطه تحولات این سالها یکسره با نام و فعالیتها و مبارزات محمود صالحی تداعی می شود ، علاوه بر صف بندی در مقابل گرایش رفرمیستی در این جنبش که فعالیت خود را بر مبنای همکاری و سازش کار و سرمایه پی ریزی کرده بود ، توانست درک صنفی ، قشری و غیر سیاسی از " کارگر " را دگرگون سازد و چهره ای اجتماعی و فعال و دخالتگر را از خود ارائه دهد : حمایت محمود صالحی از مبارزات بخشهای دیگر طبقه کارگر در ایران و سخنرانی درتجمعات آنها ، ارسال پیام برای زنان مبارز به مناسبات 8 مارس ( روز جهانی زن ) و همچنین دانشجویان چپ و سوسیالیست توسط محمود صالحی و همین به راه افتادن موج تحرکات حول موضوعات مربوط به طبقه کارگر و ایجاد کمپینها و کمیته های حمایت از محمود صالحی و سایر فعالین و مبارزات و اعتصابات در بخشهای مختلف طبقه کارگر و جامعه و ... در امتداد چنین درک و تصویری شکل می گیرد . علاوه بر اینها ، آنچه در شهر سقز ( بمثابه یکی از شهرهای منطقه کردستان ایران ) به واسطه حضور محمود صالحی و سایر فعالین پیشرو کارگری گذشت و به برگی از تاریخ پر افتخار جنبش کارگری ایران و سنتی نیرومند در این جنبش بدل شد ، جنبش کارگری در کردستان را به حلقه نیرومند جنبش کارگری در ایران و بستری برای تربیت رهبران و سازمان دهندگان سازش ناپذیر چپ در این جنبش تبدیل کرد تا حدی که حافظین منافع سرمایه به تشکیل جوخه های ترور ضد کارگری در این منطقه متوسل گردیدند و فعال کارگری مجید حمیدی را در بیست و ششم مهر سال گذشته در خیابانهای سنندج به گلوله بستند تا جنبش کارگری و کلیت جامعه را از حضور این رهبران محروم کنند . همین وزنه سنگین جنبش کارگری در کردستان ، قادر است حرکت در جهت رفع ستم ملی در این منطقه را به جای اتکا بر راهبردهای ناسیونالیستی و نقشه های امپریالیستی در خاورمیانه ، با مبارزات پیشرو و سراسری جنبشهای اجتماعی در ایران حول جنبش کارگری پیوند زند .
محمود صالحی و کارگران سقز در سال 1383 کوشیدند حکم جهانی طبقه کارگر در مورد اول ماه مه را در خیابانهای شهر محقق کنند. روند رو به پیش جنبش کارگری ایران از همان روز آغاز شده و ادامه دارد و باعث ایجاد فضایی برای رشد قطب چپ و سوسیالیستی در جنبشهای اجتماعی دیگر از جمله جنبش دانشجویی گشته است . همین پیشروی ، حتی جریاناتی را که تحت تاثیر دوران رونق اصلاحات حکومتی در ایران و تحت عنوان " کمونیسم " و " کارگر " چشم امید به جریانات دیگر غیر از طبقه کارگر بسته بودند و نوعی رادیکالیسم ماورا طبقاتی و غیر کارگری را پایه فعالیت خود قرار داده و به جناح میلیتانت اپوزیسیون مدرنیست و سکولار ایران بدل شده بودند را نیز به حاشیه راند .
ما به عنوان دانشجویان سوسیالیست در جهت نمایندگی افق و سیاست پرولتری در جنبش دانشجویی و فرارویاندن این جنبش به جنبشی ضد کاپیتالیستی و متحد استراتژیک طبقه کارگر می کوشیم . ما تلاش می کنیم تا سیمای محمود صالحی و محمود صالحی های دیگر بمثابه معماران حقیقی و فروتن جامعه ای آزاد و برابر ، مبارزینی از تبار کمونارهای پاریس و کارگران بلشویک ، به جای تمثال خاتمی ها و شریعتی ها و اکبر گنجی ها و عبدالکریم سروش ها و بازرگانها و مصدقها و سحابی ها بر دیهیم جنبش دانشجویی نقش بندد . در مرحله کنونی و در ادامه روندی که آغاز شده است جنبش کارگری نیازمند سلاح اصلی خود ، نیروی منسجم و یکپارچه خود و تشکلهای توده ای و طبقاتی خود در سطح سراسری است که به اعتقاد ما کلید اصلی پیشبرد و تحقق مطالبات دموکراتیک در سطح جامعه و جنبشهای اجتماعی نیز هست . در این مسیر پرپیچ و خم و طولانی ما پیش از هر چیز به حضور و سلامت فیزیکی رفیق محمود و رفقایی مانند او نیاز داریم . اکنون بیش از هشت ماه از زندانی شدن محمود صالحی می گذرد . فشار زندان باعث وخامت جسمانی شدید محمود شده است . او علاوه بر نارسایی کلیه از مشکل قلبی که از نتایج مستقیم زندان است نیز رنج می برد . محمود صالحی با پایان یافتن دوران محکومیتش قرار بود در چهارم فروردین ماه امسال از زندان آزاد گردد اما مسئولان قضایی و نهادهای امنیتی با پرونده سازی از آزادی وی جلوگیری کرده اند و به بهانه هایی نظیر صدور بیانیه توسط محمود صالحی در حمایت از دانشجویان چپ ، برای او مجددا قرار بازداشت صادر نموده اند . محمود صالحی نیز در اعتراض به این اقدام اقدام به اعتصاب خشک کرده و قصد دارد تا دریافت حکم آزادی خویش به این اعتصاب ادامه دهد . ما هم صدا و هم گام با رفقایمان در " شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری " اعتراض خود را به تصمیم مسئولین قضایی اعلام کرده و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط محمود صالحی می باشیم و ضمن آنکه مسئولیت هرگونه آسیب احتمالی بر این فعال و رهبر کارگری را متوجه حکومت و نهادهای قضایی و امنیتی آن می دانیم ، از رفیق محمود تقاضا می کنیم به خاطر حفظ سلامت خویش از اعتصاب غذا دست بکشد . ما مسیر پر پیچ و خم و دشواری پیش رو داریم و در این مسیر به حضور ، فعالیت ، مبارزه و رهبری محمود صالحی احتیاج مبرم هست . تاریخ معاصر ایران کوله باری از مسایل بغایت دشوار بر دوش طبقه کارگر نهاده است . شاید طبقه کارگر در زیر بار این مبارزه مانند پیکر محمود صالحی خرد و مجروح شود اما اگر نمی تواند از این رویارویی دست بکشد چون در این صورت طبقه اش متلاشی می شود و همه کشور به مغاک بربریت سقوط می کند .
دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران
http://dsocialist.blogfa.com/
ادامه حملات توپخانه ای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی به مناطق مرزی کردستان عراق
از ساعات اولیه صبح امروز دوشنبه 5 فروردین ماه، سپاه پاسداران جمهوری اسلامی برای پنجمین روز متوالی بخشهای از مناطق مرزی کردستان عراق را توپباران کرد.
سپاه پاسداران رژیم جمهوری اسلامی روستاهای منطقه"ژاراوه" از توابع شهر"قلادزی" را مورد هدف قرار داده است و ساکنین 6 روستای این منطقه نیز ناچار به ترک محل زندگی خود شده اند.
حملات توپخانه ای 5 روز گذشته سپاه پاسداران رژیم جمهوری اسلامی به مناطق مرزی کردستان عراق تلفات جانی نداشته، اما خسارات مالی فراوانی را به مردم منطقه وارد آورده است.
به دنبال ادامه حملات رژیم جمهوری اسلامی، حکومت محلی کردستان، به صورت رسمی نسبت به حملات توپخانه ای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی به مناطق مرزی کردستان عراق اعتراض کرده و خواستار توقف این حملات شد.
تجمع مجدد در مقابل زندان مرکزی سنندج در اعتراض به عدم آزادی "محمود صالحی"
در پاسخ به فراخوان "کمیته دفاع از محمود صالحی" برای برگزاری تجمع در اعتراض به عدم آزادی "محمود صالحی"، امروز دوشنبه 5 فروردین ماه برای دومین روز متوالی، تجمع اعتراضی در مقابل زندان مرکزی سنندج برگزار شد.
تجمع اعتراضی در مقابل زندان مرکزی سنندج از ساعت 8 صبح روز یکشنبه با حضور بیش از 200 تن از کارگران و فعالین کارگری از شهر های سنندج، کرج، کامیاران، رشت، تهران، اشنویه، سقز، بوکان و دیگر شهرهای ایران آغاز و تا ساعت 12 ظهر ادامه یافت.
امروز دوشنبه 5 فروردین ماه نیز جمعی از فعالین کارگری و خانواده هایشان از ساعت 10 صبح تا ساعت 1 بعد از ظهر در مقابل زندان مرکزی سنندج دست به تجمع زدند.
به دنبال این تجمع و گفتگوی "نجیبه صالح زاده" همسر و "سامرند صالحی" فرزند محمود صالحی با مسئولین زندان، به آنان وعده داده شد که اجازه ملاقات با "محمود صالحی" را خواهند یافت و روز سه شنبه 6 فروردین ماه نیز حکم آزادی وی صادر خواهد شد.
لازم به ذکر است که در جریان تجمع امروز "بهروز سهرابی" یکی از شرکت کنندگان در تجمع بازداشت شد، اما به دنبال تاکید شرکت کنندگان بر آزادی وی، ماموران زندان پس از چندین ساعت نامبرده را آزاد کرد.
شرکت کنندگان در این تجمع تاکید کردند که در صورت عدم آزادی "محمود صالحی" تجمعات گسترده تری را برگزار خواهند کرد.
لازم به ذکر است که روز یکشنبه 4 فروردین ماه حکم 1 سال زندان "محمود صالحی" پایان یافت، اما مقامات جمهوری اسلامی از آزادی وی خودداری کرده و برای نامبرده قرار بازداشت موقت صادر کرده اند.
"محمود صالحی" از روز دوشنبه 27 اسفند ماه در اعتراض به صدور قرار بازداشت موقت و اقدام مسئولین دولتی برای در زندان نگه داشتن خود، دست به اعتصاب غذای خشک زده و همچنان نیز در اعتصاب غذا به سر می برد.



