تبليغاتX

سوسیالیسم اساس انسانیت.برپاخیز ازجاکن...

سوسیالیسم اساس انسانیت.برپاخیز ازجاکن...

بیانیه دانشجویان سوسیالیست پیرامون جمع بندی درسهای شانزده آذر ١٣٨٧

 

بزرگداشت شانزدهم آذر در سال جاری از حیث گستردگی و تنوع مراکزی که در آنها مراسم روز دانشجو برگزار شد و نیز عمق اعتراضی مطالبات و شعارها، مقطع مهمی در تحولات جنبش دانشجویی در سالهای اخیر به شمار می رود. در حالی که حاکمیت از مدتها پیش جنبش و فعالین دانشجویی را تحت فشار زاید الوصفی قرار داده بود و انواع و اقسام روشهای ارعاب و سرکوب بی سابقه را در مقابل آنان به کار گرفته بود، دانشجویان در ابعاد وسیع و قابل توجه پا به میدان نهادند و  با ایستادگی تمام عیار در مقابل حاکمیت، روز دانشجو را گرامی داشتند. امسال، نمایندگان حاکمیت از جناحهای گوناگون و در رده های مختلف یارای حضور در دانشگاه در روز 16 آذر را نیافتند . سید محمد خاتمی نیز با یک هفته تاخیر و در سالنی که هوادارانش از مدتی قبل از آغاز رسمی مراسم صندلی ها را اشغال کرده بودند، در مراسم فرمایشی و  گلخانه ای بخشی از دفتر تحکیم وحدت شرکت کرد؛ به دفاع تمام عیار از حاکمیت پرداخت، به شکلی جانانه و قاطعانه از " انقلاب فرهنگی " دفاع کرد و " بسیج دانشجویی "  را مورد تفقّد قرار داد. امسال بسیجی ها و جبهه مشارکتی ها نقش مشابه و یکسانی در رابطه با جنبش دانشجویی ایفا کردند. اکنون تکلیف جنبش دانشجویی که تمام قد در مقابل حاکمیت و جناحهای گوناگون آن برخاسته است، با خاتمی و جبهه مشارکتی ها دیگر کاملا روشن است؛ همان گونه که پیش از این با احمدی نژاد و  " بسیج دانشجویی " مشخص بود .

خصلت دیگر بدنه دانشجویی شرکت کننده در مراسمهای 16 آذر را علاوه بر تقابل و مرزبندی تمام عیار با حاکمیت و جناحهای مختلف آن، نوعی رادیکالیسم خودجوش و خود انگیخته در اهداف و سبک فعالیت تشکیل می دهد که ریشه در وضعیت عینی جامعه و جنبش دانشجویی دارد و هنوز به تکامل، پختگی  و خود آگاهی سیاسی لازم دست نیافته است. جلوه های گوناگون این رادیکالیسم خود جوش را می توان در اعتراضات مختلف دانشجویی در یک سال گذشته که عمدتا بر مبنای مسایل صنفی صورت گرفت، مشاهده کرد.  این رادیکالیسم از مرزهای حاکمیت و جریانات وابسته به آن به شکل قاطعانه گذر کرده است اما هنوز به بدیل و چشم انداز سیاسی و تشکل و سازماندهی مستقل  و مناسب خود  دست پیدا نکرده است. لیبرالیسم راست و محافظه کار ایرانی که با هزار رشته مرئی و نامرئی به بخشهایی از حاکمیت متصل است قادر به نمایندگی این رادیکالیسم نیست و چپ نیز  با رکود و بحرانی که از سال گذشته بر آن عارض شده است، هنوز قادر نشده است خود را در قامت بدیل همه جانبه و  نماینده  این رادیکالیسم عرضه کند.  سرنوشت و تحولات آتی این موج رادیکالیسم مشخص کننده وضعیت و خصلت جنبش دانشجویی در مراحل بعدی خواهد بود .

دفتر تحکیم وحدت در مراسم شانزده امسال در دانشگاه تهران به مدد ضعف و بحران چپ، دست بالا را داشت اما به خوبی می شد وزنه و سنگینی حضور چپ و نیز رادیکالیسم موجود در بین توده دانشجویان را بر شعارها و حتی سبک کار  این جریان مشاهده کرد. تحکیم وحدت در این مراسم  مطلقا صحبتی از پروژه انتخاباتی خود برای سال آینده و " مشارکت انتقادی " ( ؟!)  در آن و " نوری " که دوباره در انتهای تونل اصلاح طلبی حکومتی مشاهده کرده است، صحبتی به میان نیاورد. شعارهای چپ در رابطه با " " آزادی زن ، آزادی جامعه " و " نه به اعدام " و .... را عینا بر پلاکاردهای خود کپی کرد؛  سخنگویانش  " تنوع ایدئولوژیک " موجود در جنبش دانشجویی را  در اظهار نظرهایشان علنا پذیرفتند  و از " اتحاد و همگرایی گرایشهای گوناگون دانشجویی" سخن راندند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

حسن ملوندی: دستهای خالی زن
نوشته شده توسط حسن ملوندی   

(بخش اول)alt

مارکس در تحلیل طبقاتی خود در مورد کارگران به این نتیجه می رسد که کارگر معمولی فاقد سرمایه است بنابراین مجبور است کار خود و بین سان به یک معنی خود را به عنوان بک کالا بفروشد.

اگر جمعیت زنان را به عنوان یک طبقه در نظر بگیریم(منظور من زن ایرانی است)؛ دیکتاتوری اکثریت قدرتمند، او را فاقد فکر و توانایی کار کردن و هر چیز دیگری در برابر خود می داند و کار مفید این طبقه را توانایی جنسی آن می داند.بنابراین تجربه این طبقه تفکری طبقاتی را برای او شکل داده که آنچه او را برای مرد خواستنی کرده است نیاز جنسی طبقه مقابل اوست.

این طبقه که بیشتر کارگران س-ک-س را می مانند ؛ طبق نظریه ارزش اضافی مارکس در پی آن می شوند تا ارزش واقعی خود را طلب کنند.برای آن که بتوانند ارزش کالای خود(مهریه) را بالا ببرند ناچارند ؛ آنچه را مورد پسند و نظر اکثریت قدرتمند است را حداقل به صورت ظاهری رعایت نمایند ؛ حتی اگر این خواسته منجر به سرکوب خواسته های جنسی و دیگر عقاید آنان شود.

حال که این طبقه قرار است خریداری شود ؛ آنهم به عنوان یک کالای س-ک-س-ی (حق تمکین که در آن زن باید در امور جنسی مطیع مرد باشد)چرا خود را ارزان بفروشد.

جان لاک در عقاید سیاسی خود دو نوع دیکتاتوری را شکل گرفته در درون دموکراسی می داند.نوع اول نفوذ تفکرات اکثریت در قانون برای محدود کردن اقلیت می باشد و نوع دوم عقاید اکثریت که باعث محدودیت برای گروههای خاص می گردد.اگر به این دو عدم وجود دموکراسی در جامعه خودمان را اضافه نماییم ؛ طبقه زن اضافه بر آنکه در قانون جایگاه مناسبی برای احساس امنیت ندارد ؛ در اجتماعی که در آن به سر می برد هویت مناسبی نیز برای خود پیدا نمی کند.

 

(بخش دوم)

طبقه زن در ایران به جز مهریه هیچ حق دیگری ندارد.در قانون جایگاهی برای طبقه او وجود ندارد.از این امر می توانیم بگذریم زیرا همه ما نقش خود را در تبیین آن بی اثر می دانیم و ادعا نماییم این قانون را قبول نداریم(ادعا : برای آنکه به مرحله عمل نرسیده است).اما در اجتماع نیز وضع به همین منوال است.

زن در گذشته همواره به خاطر نیروی بدنی ضعیف تر مجبور بوده در مقابل طبیعت خشن زندگی به مرد پناه برد.تامین معاش او و به یک معنی زنده ماندنش وابسته به جلب نظر مردی بوده است.امنیت او در گرو این بوده است که نظر مردی را جلب نماید و هیچگاه خود را از این نظر محروم نکند.این احساس ناامنی همواره و بطور مداوم همراه زن بوده است.

 این امر نه در دوره های غار نشینی که تا چند دهه پیش حتی در جوامع مدرن اروپایی به همین منوال بوده است.بر اثر این سابقه طولانی ؛ امنیت برای او بصورت یک نیاز شدیدتر نسبت به مردان در آمده که نه تنها در ابتدای زندگی به دنبال آن است ؛ بلکه در طول زندگی نیز آنرا طلب می نماید.با کوچکترین احساس ناامنی به شدت واکنش نشان می دهد و به طور مداوم می خواهد مطمئن شود برای مردش خواستنی است.او عشق و برقراری رابطه را در اولین اولویتهای زندگیش جای می دهد.این اولویتها آنقدر برای او(زن نرمال) مهم هستند که هر چیزی که باعث عدم تامین این دو شود (حتی اگر کار کردن باشد) باعث بر هم زدن احساس آرامش او می شود.

از سوی دیگر دیکتاتوری تفکرات اجتماعی اکثریت قدرتمند که جان لاک آنرا بدترین نوع دیکتاتوری می داند باعث بی هویتی یا هویت غیر واقعی برای زن و مرد شده است.این امر را می توان هم در جوامع سنتی ایران و هم جوامع به ظاهر مدرن آن دید.در جوامع سنتی زن باید نجیب (بخوانید چادری)باشد و در جوامع مدرن زن باید امروزی و روشنفکر(بخوانید تابع مد)باشد.در هر صورت زن باید خودش نباشد بلکه آنچه مرد می خواهد باشد.

از این دیکتاتوری اعتقادات مسخره خود مرد هم در امان نمانده است. مرد به جای پناه بردن به اثبات بودن خودش و خودش بودن به داشتنهایش پناه می برد و زن که داشتنی برایش در کار نیست ؛ قبل از ازدواج به نمودن(خود نمایی) و بعد از ازدواج به داشتنهای مردش پناه می برد.این خود نبودن را در جوامع سنتی می توان به صورت پوشش چادر ؛ سنگین بودن ؛ نخندیدن ؛ چیزی خوردن در پناه چادر و ... دید و در جوامع به ظاهر مدرن آنرا به صورت آرایشهای آنچنانی و لباسهای مد روز و نمایش روشنفکری و ... دید.دامنه این بی هویتی ناشی از تفکرات مردانه ؛ بیشتر از زنان گریبان خود مردان (به خصوص تیپ روشنفکر آنان) را گرفته است.تفکری که خودخواهانه به بررسی زن در تفکری مرد مابانه می پردازد.حتی تفکرات روشنفکری خود را در قالبی مردانه برای زنان ارائه می دهد.این طرز نگاه مخصوصا در س-ک-س حالت ریشخند کننده ای پیدا کرده است.سنتی ها معتقدند زن باید تمکین کند و مدرنها می گویند زن مجاز است تمکین نکند ؛ اما مرد ممکن است خیانت کند(زن همان تمکین کند راحتتر است).در حالتی مسخره تر زن باید برای س-ک-س هدفمند مرد(تنها هدف از سکس رسیدن به نقطه ارضا است) آموزش ببیند که مثلا س-ک-س دهانی بدهد و ... اما مرد می تواند همانگونه که تا کنون بوده مردانه فکر کند و برای زن تصمیم بگیرد که چگونه لذت ببرد.

حال که زن برای اندکی امنیت باید اینهمه بازی کندآیا برای این بازی تعدادی سکه چیز زیادی است.

ادامه دارد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 


بحران بزرگ آغاز شده است


نگاهی به افزودن بند"ز" به قانون کار

 

موج بی سابقه اخراج صدها هزار تن از کارگران در پی بحران و رکود کم نظیر تولید در کشور ادامه دارد و هیچ برنامه ی جدی و حساب شده ای برای پایان دادن به آن به چشم نمی خورد. کارفرمایان که حکومتیان را از کار مهار بحران ایجاد شده توسط دولت احمدی نژاد و تشدید شده بوسیله بحران جهانی و بویژه کاهش درآمدهای نفتی و تحریم درمانده می بینند و مجبور به توقف خطوط تولیدی کارخانه و کارگاه هاشان بوده اند، خواستار آن شده اند که با کسب مجوز اخراج کارگران، خود را از قید بحران های کارگری ناشی از این توقف ها برهانند. نمایندگان آنان در تمام جناح های حکومتی نیز که مدت هاست برای کنار گذاشتن قانون کار نقشه می کشند، شرایط را برای پایان دادن به یکی دیگر از دستاوردهای نیروهای کار در انقلاب بهمن فراهم دیده و با تامین به اصطلاح "وحدت ملی"، اولین قدم را  برای تحقق رویای دیرینه ی خود برداشته اند.(بر اساس دیدگاه آنان، کارفرمایان دارای حق قطعی و بی بروبرگرد برای اخراج و پایان دادن به کار کارگران در هر لحظه و هر شرایط اند). به گزارش رسانه ها:   

 

چندي پيش در جلسه‌اي كه با حضور فقهاي شوراي نگهبان، وزيران و كارشناسان و روساي كميسيون‌هاي مربوطه از دولت و مجلس شوراي اسلامي برگزار شد، پس از استماع نظرات شوراي نگهبان و وزرا و كارشناسان دولت و مجلس شوراي اسلامي، پيشنهادات كميسيون اقتصاد كلان، بازرگاني و اداري مجمع تشخيص مصلحت نظام مطرح شد و مواردي به تصويب رسيد...

طبق يكي از مصوبات اين جلسه، بند (ز) به شرح زير به ماده ‌21 قانون كار اضافه شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

در نیست ،  راه نیست،  شب نیست،  ماه نیست،  نه روز  و نه آفتاب ،  ما بیرون زمان ایستاده ایم

با دشنه تلخی در گرده هایمان ، هیچ کس با هیچ کس سخن نمی گوید  و خاموشی به هزار زبان در

سخن است،    در مردگان خویش نظر می بندیم  با طرح خنده ای

و نوبت خویش را انتظار می کشیم بی هیچ خنده ای

زنده یاد احمد شاملو

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

شانزده آذر در چند پرده

پریسا نصرآبادی          

وسوسه نوشتن در باره شانزده آذر امسال، تلخ و گزنده است؛ آوار مرور چندین سال پیاپی شانزده آذر سرخ که دستاورد پیشروی مستقل ترین، مترقی ترین و متعهد ترین بخش از بدنه جنبش دانشجویی بود، امسال در فضایی بر سر ها فروریخت که نوچگان بخش هایی از حاکمیت، در قامت دفتر تحکیم وحدت (در راستای تسهیم قدرت) و نومحافظه کاران نورسِ وطنی، یگانه میدان دار برگزاری آکسیون روز دانشجو بودند(البته پس از اخذ جواز و کسب تکلیف از مقامات امنیتی مربوطه که چند و چون و چارچوب بندی برنامه را پیشتر به سمع و نظر بانیان مراسم رسانده بودند). اینکه چه وظیفه خطیری بر دوش شاخه های دانشجویی احزابی چون کارگزاران سازندگی یا مشارکت در سال تحصیلی پیش رو،که اتفاقا قرین انتخابات ریاست جمهوری 1388است، نهاده شده و تشکّل واپس گرای انجمن اسلامی (به ویژه در تهران و شهرهای مرکزی) با تامین بودجه از سوی احزاب نامبرده، چه کارکردی را در بستر حاّد- وابستگی علنی به حاکمیت به نمایش خواهند گذارد، مباحثی است که مکرّرا بدان پرداخته شده و طرح دیگر باره آن، در این نوشتار نمی گنجد، و اشاره ای گذرا به آن، تنها بر ضرورت ایجاد تشکل مستقل و پیشرو دانشجویی صحّه می نهد که دستاوردی است دموکراتیک و تاریخاَ به طلایه داری پیشروترین نیروی تاکنون موجود در دانشگاه، یعنی چپ دانشجویی تحقّق پذیر بوده است.

 

پرده اول:

این نمایش، حتی از خودش هم چیزی کمتر بود، عقیم و پوچ. چندین گام به پس، بی آنکه لحظه ای، کور سویی، تردیدی در لوث بودن این کمدی و مقصود بانیان آن بر انگیزد؛ ماسک «رادیکال» یا «آزادیخواه» بودن، بیش از این حرف ها بر صورت هایشان لق می زد، بالماسکه، از نخستین دم آغازین، لو رفته بود.

در میانه آن همه تناقضات اسف بار  و تکرار مکرّرات کسالت باری چون سرود «یار دبستانی» و شعارهایی نظیر «دانشجو می میرد،ذلت نمی پذیرد»!!!، یک دو پلاکارد حیرت انگیز، تمام کسانی را که سال های سپرده پیش را دقیق به یاد می آورند، میخکوب می کرد: «نه به اعدام، نه به سنگسار، نه به تفکیک جنسیتی»، «رهایی زن، رهایی جامعه است».

مبرهن است که دلیل این میخکوب شدن، رنگ دل انگیز سبز فسفری زمینه پلاکارد ها نبوده است! سبب، شعار های سرخی بود که بی کم و کاست و حتی بدون ذّره ای جرح و تنقیح، بر این بستر احمقانه، مهّوع می نمود و بوی گند ناراستی می داد؛ آنگاه که یک «دیگری» هیولا خلق می شود، که هم «عامل تبعیض» است و هم «عامل فساد»، تا در پرتو این شرّ که گویا فعال مایشاء است، مضحکه انتخابات و دموکراسی پرورده اصلاح طلبان، بسان خیری ابدی جلوه گر شود؛ تا این شعار ها نیز، در فقدان مکمل هایی چه در حرف و چه در عمل، چونان جزیره هایی رها شده در خلاء، باشند و دیده نشوند، تا ما همه نظّاره خشم آگین مصادره شعارهایمان، عمل هایمان و ایمان هایمان،  توسط نا نمایندگانی از این دست را به خنده ای از ته دل به یک پارچه نوشت، فراموش کنیم:

منصفانه اگرقضاوت کنیم، در می یابیم که واقعا ژست های آوانگارد این جماعت تا چه حد مقهور کننده است!! و از این روست اگر واهمه ای از این مصادره کردن ها نیست. بگذارید بسیج به نام «دانشگاه پادگان نیست» فراخوان تجمع دانشجویی دهد (و زیر اوزالیدهایش ننویسد که برگزار کننده تجمع است!)، و دفتر تحکیم وحدت هم در این صحنه «نه!» بگوید تا عریضه خالی نماند؛ نمایش کوتاه است، و مخنّثان سرانجام به بارگاه و بر سر خوان پادشاهی رهنمون می گردند.

« این قهرمانانی که با دل سوزاندن به حال یکدیگر و فریاد کشی هایی بی صلابت و با جمع شدن سوته دلانه خویش می کوشند بر کاغذین بودن، ناتوانی و بی قابلیتی آشکار خویش سرپوش بگذارند، همان هایی هستند که بارو بندیل خود را بسته و پیش قسط تاج های افتخارشان را به جیب زده اند.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

بانک مرکزى جمهورى اسلامى ایران اعلام کرد که نرخ تورم در مناطق شهرى ایران در ۱۲ ماه منتهى به آبان ماه سال جارى به ۲۸.۳ در صد رسیده است.

 

بر اساس گزارش بانک مرکزى، نرخ تورم در مهرماه گذشته ۲۹.۵ درصد بوده است که نشان مى دهد آهنگ رشد قیمت ها در آبان ماه کاهش یافته است.

 

این بانک در گزارش ماه قبل خود به شاخص رشد قیمت ها در مهرماه نسبت به مدت مشابه سال قبل آن اشاره اى نکرد و تنها میانگین تورم در سال جارى را تا ماه هفتم، ۲۴.۳ درصد اعلام کرد.

 

کاهش رشد قیمت ها در آبان ماه سال جارى احتمالا از سوى رسانه هاى نزدیک به دولت مورد استقبال قرار خواهد گرفت ولى رقم کنونى بسیار بالاتر از ۱۱ در صد تیر ماه سال ۱۳۸۴ است که محمود احمدى نژاد به مقام ریاست جمهورى رسید.

 

آقاى احمدى نژاد در شعارهاى انتخاباتى خود وعده داده بود که پول نفت را بر سر سفره هاى مردم خواهد آورد و نرخ سود بانکى را تک رقمى می کند.

 

به گفته صاحبنظران، افزایش نرخ تورم در ایران احتمالا از سوى گروه هاى سیاسى و نامزدهاى مخالف آقاى احمدى نژاد در انتخابات آینده به عنوان یک برگ برنده به کار گرفته خواهد شد.

 

گزارش رسانه هاى ایران حاکى است که میانگین نرخ تورم در ایران در فروردین ماه سال جارى ۱۹.۱ درصد بوده است که از آن زمان با افزایش ماه به ماه به ۲۵ درصد رسیده است.

 

کاهش رشد قیمت ها در آبان ماه سال جارى احتمالا از سوى رسانه هاى نزدیک به دولت مورد استقبال قرار خواهد گرفت ولى رقم کنونى بسیار بالاتر از ۱۱ در صد تیر ماه سال ۱۳۸۴ است که محمود احمدى نژاد به مقام ریاست جمهورى رسید.

 

اعلام نرخ تورم یاد شده در حالى صورت مى گیرد که اقتصاد دانان میزان افزایش قیمت ها در ایران را بسیار بیشتر از رقم یاد شده مى دانند.

 

محمود احمدى نژاد از سوى گروه هاى موسوم به اصلاح طلب و حتى اصولگرا به شدت مورد انتقاد قرار دارد که درآمدهاى کلان نفتى ایران را در زمانى که قیمت این محصول بالا بوده است بدون حساب و کتاب هزینه کرده است.

 

قیمت نفت در ماه ژوئیه سال جارى میلادى تا ۱۴۷ دلار به ازاى هر بشکه بالا رفت ولى از آن زمان به بعد به شدت سیر نزولى پیدا کرده و در روزهاى اخیر هر بشکه نفت کمی بیش از ۴۰ دلار معامله مى شود.

 

نفت ایران نیز که در ماه ژوییه بالاى ۱۳۰ دلار فروخته مى شد اکنون به حدود ۳۵ دلار در هر بشکه رسیده است.

 

منتقدان، رییس جمهورى ایران را متهم مى کنند که در سفرهاى استانى خود به صورت نقد یا در قالب وام پول در میان مردم توزیع مى کند که این امر افزایش شدید نرخ تورم را به دنبال داشته است.

 

این در حالى است که آقاى احمدى نژاد در مصاحبه هاى خود بالا رفتن قیمت هاى جهانى و «دشمنان خارجى» را در افزایش نرخ تورم موثر دانسته است.

 

رییس جمهورى ایران در مصاحبه هاى اخیر تلویزیونى خود از شیب نزولى قیمت ها در نیمه دوم سال جارى خبر داد ولى به گفته برخى از روزنامه هاى تهران، تحقق این امر تا پایان سال جارى و حتى در سال آینده نیز غیر ممکن است.

 

روزنامه «سرمایه» در همین زمینه در شماره روز پنجشنبه خود به عواملى چون کسرى بودجه و مخارج دولت، کاهش عرضه کالا و چشم انداز مبهم بودجه سال آینده اشاره مى کند که مانع کاهش قیمت ها خواهد شد.

 

یک کارشناس اقتصادى به ابن روزنامه گفته است: «افزایش تقاضا براى شب عید که همواره در دو ماه پایانى سال موجب افزایش تورم مى شود از عواملى است که نرخ تورم پایان سال و حتى دو ماه آغاز هر سال را با افزایش مواجه مى کند.»

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

از صبح امروز در حیاط دانشگاه ارومیه و کلاس های درس و خوابگاه این دانشگاه، پردیس نازلو، دانشکده های کشاورزی، فنی، دامپزشکی، علوم و همینطور دانشکده های ادبیات و اقتصاد هزاران نسخه از بیانیه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب پخش گردید. استقبال همه دانشجویان از این اطلاعیه و جمع های بحث در رابطه با اوضاع امروز دانشگاه ها و شرکت دانشجویان در این جمع ها چنان بود که نیروهای حراست دانشگاه جرات نزدیک شدن به دانشجویان را به خود ندادند.

بعد از ظهر امروز ساعت ٣ مراسمی به دعوت خود مسولین دانشگاه در تالار چمران سازمان داده شده بود. مسولین دانشگاه از شرکت دانشجویان در این مراسم ابتدا جلوگیری کردند. هر لحظه بر تجمع دانشجویان که خواهان ورود به سالن بودند اضافه میشد. دانشجویان یک صدا با شعارهای "ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم"، "دانشجو میمییرد، ذلت نمی پذیرد" و " دانشجوی با غیرت حمایت حمایت" و خواندن سرود "یار دبستانی" مسولین دانشگاه را وادار به بازکردن درها و ورود دانشجویان کردند. در این مراسم از  قاﺌم مقام فرهنگی وزارت علوم دعوت کرده بودند. هنگامی که این فرد شروع به صحبت کرد، جمع دانشجویان با دادن شعار و اعتراض عملا مانع سخنرانی او شدند. بالاخره بعد از مدتی سخنرانی جناب قاﺌم مقام به هر شکلی بود تمام شد. دانشجویان همه یکصدا خواهان اجازه صحبت شدند. ابتدا مخالفت کردند اما هنگامی که با اعتراض شدید دانشجویان که گاها کل سالن را به لرزه درمیارود روبرو شدند، مجبور به قبول طرح سوال از طرف دانشجویان شدند.بدین ترتیب چند تن از دانشجویان موفق به صحبت کردن شدند. یکی از رفقای آزادیخواه و برابری طلب بود پس از قرار گرفتن پشت تریبون اینچنین گفت: " شما  این همه از این صحبت میکنید که دانشجویان باید سیاسی باشند و دانشگاه محیط آزادی است، من از شما سوال میکنم آیا پادگانی کردن فضای دانشگاه به طرق مختلف از گذاشتن گیت و دوربین و کشیدن دیوار و برخورد با دانشجویان معترض، مساوی همان آزادی است که شما منظورتان است؟ سال گذشته در تهران و شهرستان های متعددی دانشجویان به مناسبت ١٦ آذر مراسم های خود را برگذار کردند. شما بعد از آن بیش از ٧٠ نفر را دستگیر کردید، شکنجه کردید و برایشان وثیقه های چند صد میلیونی تعیین کردید. در خود همین دانشگاه ما مدتی پیش یک تجمع اعتراضی داشتیم. شما بعد از آن عده ای را به ستاد خبری احضار کردید که بعدا با خبر شدیم که از یکی از این دانشجویان خبری نیست. این است آن آزادی که شما از آن دم میزنید؟" دانشجویان حاضر در سالن با کف زدن های ممتد و هو کردن قاﺌم مقام فرهنگی و شعاردادن به تایید این سخنان پرداختند. یکی دیگر از سخنرانان درمورد نشریات دانشجویی و ممنوعیت آن ها سخن گفت. بعد از سخنرانی دانشجویان، درحالی که جناب قاﺌم مقام قصد جواب دادن به سخنان دانشجویان را داشت، دانشجویان  سالن را با دادن  شعارهای محکم ترک کردند و جناب قاﺌم مقام را در روز دانشجو تنها گذاشتند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

 

حضور  دانشجویان سوسیالیست د رتجمع دانشگاه شیراز همراه با خواندن بیانیه به مناسبت 16 اذر

 

 

امروز شنبه دانشجویان دانشگاه شیراز و جمعی دیگر از دانشجویان دانشگاههای دیگر شیراز( از جمله دانشجویان دانشکده فنی باهنر) در اعتراض به مصادره 16 اذر روز دانشجو توسط نهادهای وابسته به حکومت،  تجمع اعتراضی بر پا کردند. حضور دانشجویان سوسیالیست در این اعتراض همراه با پخش بیانیه دانشجویان سوسیالیست به مناسبت 16 اذر بین دانشجویان معترض ادامه داشت.

در آغاز  این مراسم دانشجویان طی یک حرکت نمادین با تجمع در میدان مرکزی دانشگاه و زدن ماسک هایی که بر روی آن علامت های ضربدر حک شده بود به نبود آزادی بیان، سرکوب دانشجویان، تلاش در جهت مصادره روز دانشجو، برگزاری مراسم های دولتی و حکومتی در روز دانشجو و وجود فضای تک صدایی در دانشگاه و جامعه اعتراض کردند، دانشجویان معترض همچنین پلاکاردهایی با خود همراه داشتند که بر روی آنها شعار هایی همچون : « دانشگاه زنده است » ، «تو مپندار که خاموشی من هست برهان فراموشی من» ، « 16 آذر نفی دخالت بیگانه، نفی استبداد » و « گر تیر و فتنه بارد جنبش ادامه دارد »  نوشته شده بود. دانشجویان که تعداد آنها به 400 نفر می رسید در ادامه به خواندن سرود یار دبستانی پرداختند و شعارهایی همچون « دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد » ، « استقلال دانشگاه حق مسلم ماست » ، « گر تیر و فتنه بارد جنبش ادامه دارد » و ... سر دادند. سپس دانشجویان به دور میدان مرکزی دانشگاه جمع شدند و چند نفر از دانشجویان به خواندن شعر و همچنین ایراد سخنرانی در میان جمع دانشجویان پرداختند. سپس در بین سخرانی یکی از دانشجویان سوسیالیست با خواندن بیانیه دانشجویان سوسیالیست به مناسبت 16 اذر با دست زدنهای مدام همراه بود. در این لحظه تعدادی از عناصر سرکوب گر نهاد های شبه امنیتی با حمله به دانشجویان قصد ایجاد زد و خورد با دانشجویان تجمع کننده را داشتند که هشیاری دانشجویان مانع از تحقق اهداف این عناصر شناخته شده شد.دانشجویان سپس با خواندن سرود یار دبستانی به طرف درب ورودی دانشگاه حرکت کردند و با تجمع مقابل درب دانشگاه شعارهایی سر دادند.دانشجویان که هر لحظه بر تعدادشان افزوده می شد سپس به میدان اصلی دانشگاه برگشتند و با قرائت بیانیه ای که در آن نسبت به تلاش جهت مصادره روز دانشجو اعتراض شده بود به تجمع خود پایان دادند.لازم به ذکر است که در طول این تجمع حضور نیروهای حراست و نیروهای امنیتی که آشکارا از دانشجویان فیلم برداری می کردند مشهود بود گرچه دانشجویان با بی توجهی به این اقدامات آن ها را به سخره گرفتند و نشان دادند که در راه اهداف و آرمان هایشان از هیچ فرد و نهادی کوچکترین واهمه ای ندارند.

گفتنیست که تحکیم وحوت به دلیل حضور دانشجویان سوسیالیست  تجمع خود را به فردا موکول کرد. جمعی از دانشجویان نیز به دلیل حضور بسیجی ها و همراهیشان با سر دادن یار دبستانی من که به درگیری بسیج با معترضین انجام شد تجمع را به تحریم ترک گفتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

تحریف ؟شاید 16 اذر برای خیلیها نامی نا اشنا از نظر معنای واقعی باشد.برای عده ای هم اشنا ولی با تفسیرهای منحرفه.برای گروه اول معنایی جز روز دانشجو بودن و گرامی داشتن ان چیز دیگری نداشته باشد.این دسته به تازگی همانند والنتاین به یکدیگر روزشان را تبریک میگویند.همان روزی که پرچم خود را برای مقابله با نظام سرمایه داری بر افراشت حال میخواهد در گرداب ان فرو رود؟.دسته دوم هم که از این روز با خبرند ولی مسائل را به گونه ای تفسیر میکنند که از مسیر اصلی خارج میشود.برای مثال واااقعه 16 اذر را روزی میدانند که دانشجویان در برابر امریکاییها ایستادند و به شهادت رسیدند.البته این را هم میدانند که دانشجویان 55سال پیش در برابر نظام امپریالیستی و دارو دسته ان و برای بیان مخالفت خود با انان و خواهان ازادی ها و خواسته های خود بودند نه تنها در برابر امریکاییها.کسانی که سالها وقت خود را برای انحراف تاریخ تلف کرده اند و تمامی اتفاقات مهم را به گرایشات خود نسبت داده اند باید هم اینجا دست به کار شوند و کارشان را بکنند تا ایندگان انها را قهرمانانی سانند.همانگونه که دزد انقلاب (خمینی)با هزار حیله و مکر تاریخ قیام 57 را به سمت خود پیچاند.پدرانمان چنین گویند که کا را که کرد ؟ان که تمام کرد..پارسال در چنین روزی همه دانشگاه ها پر از اختشاش و اعتراض و شعار بود.خیلی از رفقا دستگیر و باز داشت شدند.خبری نشد.دانشگاه در هایش شکسته شد خبری نشد...زندانها خون شد خبری نشد...شاملو شاعر معاصر چند سال پیش به پیشواز مرگ رفت ولی در سانه ها خبری نشد...قیصر امینپور و چندین شاعر و هنرمند دیگرهم از دنیا پر کشیدند ولی این بار خبری شد...به نظرتان چرا؟چرا خبر مرگ کسی را با بامداد مرد میشنویم و دیگری را با فیلم خاکسپاری؟این هم انحراف تاریخ از نوع معاصر//احمدی نزاد سال قبل پوسترهای سوخته خود را در مقابل چشمانش دید و از تریبون فراری شد ولی باز هم خبری نشد...لاریجانی هم با چنین مشکلی روبرو شد.در سال نو اوری و شکوفایی که خود رهبر انقلاب شعارش را داده خود میخواست به میدان بیاید و استعداد خودش را شکوفا کند تا کاری نو از سوی رهبر و قائم مقام یک حکومت برای جلوگیری از اعتراض باشد.ولی نشد.............امروز 16 اذر و در دنشگاه ها هیاهو.امروز دانشجویان خواستار متحدی جنبششان با کارگر و زن بود.خواستار برطرفی هزاران مشکل و مسئله در جامعه بودند. ولی در رسا نه ها از ان ها هم خبری نشد...بلکه به گفته انان امروز در دانشگاه تهران و شیراز و ...همه طرفدار خمینی و خامنه ای بودند و پوستر هایشان را حمل میکردند و به جای شعار یا سوسیالیسم یا بربریت عاشورای کربلا را میخواندند
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

 16 آذر چه ؟

 

 

می دانيد شانزده آذر چه روزی است؟

بيش از نيم قرن از 16 آذر سال 1332 می گذرد. در آن روز يك تظاهرات دانشجويی در اعتراض به سفر ريچارد نيكسون معاون رئيس جمهوری وقت آمريكا به تهران برگزار شد. اين تظاهرات عليه سفر نماينده نظام سرمايه داری امپرياليستی به ايران بود. نيكسون برای تأييد رژيم كودتايی شاه در اين كشور تحت سلطه امپرياليسم به اينجا می آمد. در اين روز، دانشجويان مبارز در دانشگاه تهران حماسه آفريدند و سه نفر از آنان هدف گلوله های مزدوران رژيم سلطنتی قرار گرفتند و جان باختند. نام آن جانباختگان، قندچی و بزرگ نيا و شريعت رضوی بود. از آن زمان، 16 آذر به عنوان روز دانشجو نامگذاری شد.

پس از آن تاريخ، دانشجويان در دوره های مختلف تلاش كردند كه هر سال در اين روز تجمع های اعتراضی و راديكالی را در دانشگاه ها و مراكز آموزشی سراسر كشور برگذار كنند و تقريبا هميشه اين كار را با موفقيت و البته با نترسيدن از تهديد و اخراج و حبس به انجام رساندند. انقلاب 1357 خللی در اين حرکت هرساله دانشجويان به وجود نياورد . جنبش راديکال و انقلابی دانشجويی ايران که به واسطه جريانها و افکار چپ و ترقيخواه در دانشگاه شکل گرفته بود، ادامه بهره کشی از كارگران و زحمتكشان و ستمگری عليه توده های محروم را محكوم كرد و از مقاومت و مبارزاتی كه در شهرها و روستاهای نقاط مختلف كشور جوانه زده بود به دفاع برخاست. 

 

چيزی از ”انقلاب فرهنگی“ شنيده ايد؟

اواخر فروردين 1359، نيروهای سرکوبگر به دانشگاه ها يورش بردند. دانشجويان آگاه در سراسر ايران در صحن دانشگاه ها تحصن و اجتماع كردند تا جلوی ورود سركوبگران مسلح را بگيرند. بعد از چند روز و چند شب مقاومت، و جانباختن و زخمی شدن صدها دختر و پسر دانشجو، سرانجام دانشگاه ها به اشغال نيروهای سرکوبگر درآمد و تحت عنوان ”انقلاب فرهنگی“، همه مراكز آموزش عالی كشور را برای چند سال تعطيل كردند. تا مدتها جای اين ”انقلاب فرهنگی“ بر ديوار دانشكده ها به صورت حفره هايی كه بر اثر اصابت گلوله ايجاد شده بود، به چشم می خورد. بعد از بازگشايی دانشگاه ها، سيستم گزينش سفت و سختی به اجرا درآمد؛ مقررات انضباطی و نظم پادگانی سفت و سختی را در محيط دانشگاه و كلاس ها برقرار شد. حكومتی ها، تشكيلات به اصطلاح دانشجويی خود را با همه امكانات پر و بال دادند تا برايشان نقش آنتن را در ميان دانشجويان گزينش شده بازی كند. همه اين كارها را كردند تا دانشگاه، اسلامی شود. اما چنين نشد! اين سياست بعد از گذشت يك دهه شكست خورد. از خاك دانشگاه، همچنان انديشه و آزادگی روييد. گزينش بی اثر شد و رنگ باخت. مقاومت از هر روزنه ای كه توانست راه خود را باز كرد و سركوب گران را انگشت به دهان باقی گذاشت. علم موی دماغ جهل و خرافه شد. انجمن های آنتن كه منفور و بحران زده بودند، سرانجام چند پاره شدند. زمينه برای به پاخيزی دوباره جنبش دانشجويی فراهم شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

در خصوص مجموعه زندان 59

 

گزارشی از سایت پیک ایران


بازجویی از  افراد دستگیر شده به اتهام جاسوسی

برای اولین بار بعد از انقلاب نقشه ای توسط برخی سیاسیون که اوایل این دهه در این زندان مخوف زندانی بوده اند تهیه گشته به امید اینکه دهان یاوه گویان رژیم که همواره منکر وجود این زندان بوده اند بسته شود. ( با توجه به بسته بودن چشم  دقیق بودن محل های ذکر شده در نقشه مسلما با خطا همراه خواهد بود)
 در خصوص مجموعه زندان 59
بازداشتگاه 59 در پادگان ولیعصر (عشرت آباد) قرار گرفته است. پادگان ولیعصر از جنوب به میدان سپاه (خیابان باباخانلو )  ، از شرق به خیابان سرباز، از غرب به خیابان پادگان ولیعصر و از شمال به خیابان کاج منتهی می شود. این پادگان به دلیل وسعت زیادش میان نهادهای مختلف تقسیم شده است. قسمت جنوبی آن به اداره نظام وظیفه نیروی انتظامی تعلق دارد . یک بیمارستان، فروشگاهی بزرگ، خانه های سازمانی و زمین فوتبال باشگاه فتح سپاه هم در این پادگان قرار دارند. بازداشتگاه 59 حفاظت اطلاعات سپاه در فسمت جنوب غربی این پادگان قرار گرفته است.


اين بازداشتگاه آنقدر مخوف و فاقد قانون و امکانات می باشد که فقط افراد شاغل و دارای اختيارات و مدارج عاليرتبه در امور اداره آن دخالت کرده و اجازه بازديد از آنجا را دارند. شنیده شده است که در موردی خاص حتی رئيس دادگستری کل استان تهران "عليزاده" در سال 84 آنرا در ليست بازداشتگاه های امنيتی فوق سری قرار داده است و  حتی در آن زمان سپاه به خود او اجازه بازديد از اين بازداشتگاه را نداده است . اين بازداشتگاه توسط سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران اداره می شود و تمام جرائم خاص از جمله مالی و امنيتی و جاسوسی واقع شده در میان پرسنل سپاه پاسداران در آن رسيدگی و تکميل پرونده می شود. با دستور موکد رهبری در خصوص دخالت حفاظت سپاه در امنیت تهران بعد از واقعه تیرماه 1378 زندان 59 در جرگه زندان هایی قرار گرفت که محل شکنجه و اختفاء و پرونده سازی علیه اغلب دانشجویان و فعالان سیاسی و حقوق بشر مخالف نظام می باشد.
از خصوصیات این زندان می توان اینگونه بیان داشت که امکانات ملاقات به صورت تعريف شده و آئين نامه ای برای متهمين بازداشتی وجود ندارد. در آنجا از بهداشت و غذا و نور کافی و حتی هوای مطلوب خبری نيست . از تماس تلفنی نيز خبری نيست، مگر در حضور بازجو و کارشناس پرونده و با اجازه آنها. اين بازداشتگاه به مانند ساير بازداشتگاههای امنيتی با سيستم تعريف شده خود با متهمين برخورد می کند که برخورد شديد و خشن و عدم مراعات حقوق انسانی و نگه داشتن در بی خبری مطلق يکی از کوچکترين شکنجه های آن می باشد. اين مجموعه در مجوع گنجايش حدود 120 نفر زندانی را داراست.
در اين بازداشتگاه نيز اعلام آمار رسمی افراد و اسامی آنان مرسوم نيست و متهم با شماره گذاری فراخوانده می شوند و همه جا و همه لحظه متهم با چشم بند تردد می کند و مطلقا تا زمان آزادی و يا انتقال کسی را نمی بيند و کسی هم جز بازجو و بازرسين بازداشتگاه به سراغش نمی آيند.
بازداشتگاه 59 از دو بند انفرادی و یک بند (باصطلاح) عمومی تشکیل شده است . بند های انفرادی شامل یک راهرو به شکل حرف T است . در یک سو 4 دستشویی و روبروی آن 4 حمام قرار دارد و بقیه قسمت های این بند شامل سلول های انفرادی می باشد که در دو ردیف و روبروی هم قرار دارند. سلول هایی بند انفرادی به ابعاد 5/1 x 2 متر می باشند که دریچه بسیار کوچکی در قسمت بالای آن قرار دارد. این دریچه به وسیله شبکه هایی آهنی پوشانده شده و منفذ کوچکی برای عبور هوا ایجاد کرده است . درب آهنی سلول دو دریچه کوچک، یکی در قسمت بالا و یکی در قسمت پایین داراست که از خارج از سلول و توسط نگهبانان گشوده می شوند. درب کوچک بالایی برای آن است که نگهبانان آن را گهگاهی باز کرده و وضعیت زندانی را مشاهده نمایند. همین طور هنگامی که متهم به بازجویی برده می شود، چشم بند را از آنجا به داخل سلول پرتاب کرده و اعلام می نمایند که متهم با زدن چشم بند برای انتقال به اتاق بازجویی آماده شود. درب پایینی هم برای تحویل غذا به زندانی استفاده می شود. سیستم گرمایش نیز توسط لوله های آب داغی است که در همه سلول های زندان وجود دارد.
در انفرادی برای دستشویی رفتن و وضو گرفتن، 5 بار اجازه خروج از سلول وجود دارد. به هنگام نمازهای یومیه، پس از صرف نهار و به هنگام خواب شبانه. حمام و نظافت هم روزهای جمعه هر هفته و به مدت بسیار کوتاهی می باشد . تنها کتاب های در اختیار زندانیان هم قرآن و مفاتیح است. اغلب نشریات کشور، حتی نشریات وابسته به نهادهای سرکوبگر رژیم هم در اختیار زندانیان قرار داده نمی شود و به طور کلی زندانی در وضعیتی کاملا بی خبر از رویدادهای خارج از بازداشتگاه قرار دارد. در زدن و صدا کردن نگهبان ممنوع است. یک تکه مقوای رنگی در داخل سلول می باشد که با خارج کردن آن از پایین درب سلول، نگهبان متوجه می شود که متهم با او کار دارد. بخش پزشکی مجموعه گویا زیر نظر بیمارستان نجمیه سپاه پاسداران بوده و می باشد.


بند عمومی تنها سلول هایش قدری بزرگتر از سلولهای بند  انفرادی می باشد و درب سلولها به سمت راهرو باز است و کلا  3 یا 4 نفر را در یک سلول نگهداری می کنند. بند عمومی شامل دو دستشویی و دو حمام و 14 سلول می باشد . در انتهای راهرو یک سلول وجود دارد که به هوا خوری راه دارد. در سالهای اوایل این دهه زندان هواخوری نداشت و مجبور بودند برای هواخوری هر زندانی را با چشم بند به همراه یک همراه به حیاط بزرگ زندان که زمین والیبال و فوتبال ( برای پرسنل و سربازها) در آن وجود دارد ببرند که بعد ها حدود 25 متر از این مجموعه با دیوار کشی از بخش حیاط اصلی جدا گشته و با میله های آهنی مسقف گردیده دو دوربین فیلم برداری در آن نصب گردید که زندانیان را تحت نظر داشته باشند. در قسمتی نیز اتاق عکاسی واقع است که برای تشکیل پرونده از متهمین عکس تهیه می گردد.
اتاق بازجویی،متشکل از چندین اتاق است که یک صندلی در سه کنج هر اتاق قرار دارد که زندانی را روی آن و پشت به بازجوها می نشانند، آن هم در حالی که چشم بند به چشم دارد. در بازجویی ها 2 یا 3 بازجو و گاهی یک نفر حضور می یابند. جالب این که بر روی آن صندلی که بازجویی می شوید، شماره اموال و آرم سپاه دیده می شود و البته مداوم در پی بازجویی آنها اعلام می کنند که ماموران وزارت اطلاعات هستند.
زندانیان با آمبولانس و چشم بند تا دادگاه برده می شوند و اصولا بسیار سعی می گردد که متهم به   مکان و نام زندان پی نبرد . برای اولین بار بعد از انقلاب نقشه ای توسط برخی سیاسیون که اوایل این دهه در این زندان مخوف زندانی بوده اند تهیه گشته به امید اینکه دهان یاوه گویان رژیم که همواره منکر وجود این زندان بوده اند بسته شود. ( با توجه به بسته بودن چشم  دقیق بودن محل های ذکر شده در نقشه مسلما با خطا همراه خواهد بود)
قابل ذکر است که برخی کارشناسان و وکلای دادگستری با ایجاد بازداشتگاه از سوی نهادهای مختلف مخالفند و می گویند که ایجاد بازداشتگاه یا زندان اختصاصی برای نگهداری متهمان و مجرمان امنیتی قانونی نیست و همه متهمان در مقابل قانون یکسان هستند و بایدشیوه نگهداری همه آنها نیز یکسان باشد.
ای مرغ گرفتار ، بمانی و ببینی
آنروز مبارک که در عالم قفسی نیست
________________________________________________
زندان سری 59 سپاه محل نگهداری و بازجویی افراد دستگیر شده موسوم به جاسوسان موساد

 

بنا به گزارشها  بازداشت شدگانی که فرمانده کل سپاه پاسداران آنها را جاسوسان موساد نامید در زندان 59 حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران به سر می برند. با توجه به  شرایط غیر قانونی و غیر انسانی این زندان ، فعالان حقوق بشر به شدت نگران چگونگی بازجویی و روند اعتراف گیری از مجرمین این پرونده می باشند.
تمام زندانیان سیاسی که تجربه رفتن به این زندان قرون وسطایی را داشته اند، به چگونگی پرونده سازی و جرم تراشی نیروهای سازمان حفاظت سپاه واقف می باشند . سازمانی که معمولا توانایی زیادی دارد که از کاهی کوهی بسازد ( هنوز افکار عمومی پرونده فعالان ملی مذهبی را در اوایل این دهه از یاد نبرده است).
تناقض گویی های گفتاری میان اطلاعات داده شده توسط مرتضوی بر این نگرانی ها می افزاید. در حالی که در این پرونده صحبت از انجام جاسوسی و حتی آموزش های ویژه تخصصی در اسرائیل می رود ( که این ارتباطات در نوع خود کم نظیر می باشد) و در شوی تلویزیونی نیز چند ابزار معمولی (و حتی برخی خانگی ) را به عنوان وسایل بسیار پیشرفته موساد نشان می دهند اما از سویی دیگر صحبت از ده سال زندان برای این مجرمین می شود ( در حالی که طبق عرف قانونی جرم جاسوسی اعدام می باشد.)
وجود بازداشتگاه های مخفی در دوره مجلس ششم اعتراض برخی نمایندگان اصلاح طلب را در پی داشت. نتیجه این اعتراض ها تعطیلی بازداشتگاه 59 سپاه پاسداران و انتقال متهمان این مرکز به زندان اوین عنوان گشت که به نظر دروغی بیش نبود . حتی سپاه از برخی نمایندگان شکایت کرد و عنوان داشت : همچنین زتدانی وجود ندارد !!! . سال پیش نیز حفاظت اطلاعات سپاه شایع نمود که این زندان در طرح اتوبان کناری مجموعه پادگان تخریب و از بین رفته است ولی این مساله نیز دروغی بیش نبوده و این زندان هنوز فعال می باشد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

پیش به سوی16اذر                                                                                                                 .روز دانشجو دوباره از راه رسید.روزی که تنها با گفتنش خاطرات زیادی را یاد اور میشودکشته شدن3 دانشجوی در دانشگاه تهران .روزهای خونین.مبارزات.اعتراضها و...را بیاد میاوریم.روز دانشجو چه در دوره سلطنتی و چه در این دوره اخوندی از روزها ی مهمی محسوب میشود که همیشه از ان هراس داشتند.در دوره قبل از انقلاب اولین موجهای اعتراضات و تشکیلات از داخل دانشگاه ها شروع شد.اکثر فعالان سیاسی زبده از همین جا سر در اوردند.پس دانشگاه جاییست برای پرورش افکار و افراد.پس از سالهای دهه 60 و تصفیه کمونیستها و مبارزین از صحنه دوباره از دهه 70 بدنبال قتلهای زنجیره ای اعتراضات از دانشگاهها شروع شد و شاهد شعله ور شدن این جنبش شدیم.تیر78 هیچ وقت از یادها نخواهد رفت.روزی که دانشجویان در کوی دانشگاه با گاردها و تکاورها مواجه شدند فقط به خاطر خواستهاشون.16 اذر نیم قرن هست که تجدید میثاق میشود و هر ساله با شکوهتر.نمونه بارز ان سال 86است.سالی که شاهد پرچمدا شدن علنی چپ ها بودیم سالی که در همه دانشگاه ها اعتراضات و  راه پیماییها برای بهبود وضع دانشگاه ها بود و سالی که اخونده و سپاهی هی دیگر جوان هایی را در میدان میدیدند که از نسل گذشته به ارث مانده اند از نسل خاورانها.جمهوری اسلامی به سیاست رعب همیشه پایدار و معتقد بوده قبل از همه بزرگداشتها و سالگردها به منازل زنگ زده ویا افراد را بازداشت کرده ولی در جواب حضور جمعیت را شنیده.روز قبل از سردارفیروز ابادی فرمانده کل نیروهای مسلح به عمل امد.و ریاست جمهوری ایران به نمایندگی از خامنه ای درجه سرلشکری بسیجی را به ان اعطا کردند!و از ان به عنوان نماد کامل بسیجی یاد شد.البته حق دارند چون در راستای اهداف اسلام ضد بشری وانقلاب تلاشهای بسیار کرده و در پروراندن مزدوران بسیجی کوشا بوده.روز دانشجو نزدیک است و قبل از ان مصادف است با هفته بسیج و عملیاتهای ان که یکی از عملیاتهای ان بدون شک شناسایی افراد و فعالان است.پس باید گوش به زنگ بود.روز  دانشجو بر همه دانشجویان و مبارزین راه حق گرامی باد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

دانشگاه زنده است

  افشین ندیمی          

دانشگاههای ایران همیشه مرکز فعالیت جنبش چپ دانشجوی بوده  و چه در زمان حکومت شاه وچه در حال حاضر در مقابل اتفاقات ورویدادهای جامعه و نظام سرمایه داری موضع گیری خود را در دفاع از منافع طبقه کارگر کرده است، وهمچنین اکثریت رهبران وچهره های شناخته شده تاریخ چپ ایران از دل همین دانشگاهها بیرون آمده اند .       

جنبش چپ دانشجویی همیشه یکی از جنبش های رادیکال وپیشرو جامعه بوده است.امروزه این جنبش بعد از طی کردن فراز ونشیبهای فراوان وارد فاز دیگری از مبارزات صنفی وطبقاتی خود شده است  .

سر بر آوردن دوباره این جنبش در دانشگاهها بعد از سرکوب های فعالین چپ وسوسیالیست دانشجویی و خالی کردن فضای دانشگاهها از این فعالین در دهه 60 که با نام انقلاب فرهنگی صورت گرفت - که باید آن را ارتجاع فرهنگی بنامیم -  از یکسو نتیجه برآمدن مبارزات طبقاتی طبقه کارگر و پیشروی جنبش کارگری در این مبارزه واز سوی دیگر نتیجه بن بست استراتزیک دفتر تحکیم وحدت، جریانات اسلامی داخل دانشگاه، جریانات لیبرالیستی ورفرمیستی وسایر جریانات ارتجاعی داخل دانشگاه بوده است.

از دهه 80 به بعد جنبش چپ وسوسیالیست دانشجویی وارد مرحله ای تازه از مبارزات خود شد، که در این مبارزه توانست بسیار خوب عمل کند وصاحب دستاوردهای دمکراتیکی نیز ازجمله، انتشار نشریات دانشجویی، برگزاری مراسم های روز جهانی کارگر وروز جهانی زن(8مارس) وبرگزاری متینگ های اعتراضی وغیره از جمله دستاوردهای بود که طی این چند سال به دست آورده است .

اینها خود زنده بودن دانشگاه و موضع گیریهای دانشگاه را در قبال مسائل درون جامعه به ما اعلام می کند، و بیانگر این است که اگر هزار بار دیگر دانشگاه را از وجود فعالین چپ خالی کنند بازهم جنبش چپ از دل همین دانشگاهها بیرون می آید، چون تنها تئوری سوسیالیستی است که با نیازهای طبقه کارگر یعنی اکثریت جامعه خوانایی دارد واین تئوری است که می تواند ظرف مدت کوتاهی توده گیر شود و دوباره از دل جامعه سر براورد.

زنده ماندن دانشگاه و تداوم مبارزه جنبش چپ دانشجویی در گرو چیست؟

بعد از13 آذر 86 ضربه مهلکی از سوی دستگاهای امنیتی بر پیکر جنبش چپ دانشجویی وارد آمد که طی آن تعداد زیادی از فعالین و رهبران جنبش چپ دانشجویی در سراسر کشور دستگیر شدند، وهمچنین این یورش نظامی و دستگیرهای پی در پی موجب وحشت وعقب نشینی مقطعی جنبش چپ دانشجویی خصوصا در تهران شد، که این عقب نشینی منجر به از دست دادن برخی از دستاوردها شد که در طول دوران مبارزاتی خود به دست آورده بودند.

اما آنچه بعد از این اتفاقات به امری حیاتی و وظیفه ای بس دشوار برای تمامی فعالین سوسیالیست جنبش کارگری، دانشجویی و زنان تبدیل شد، این است که نباید این اجازه را بدهیم ،جنبشی که می تواند در خدمت پیشرفت مبارزه طبقاتی جامعه باشد در راستای اهداف فرصت طلبان، مورد سوء استفاده قرار گیرد و جنبش چپ دانشجویی با توجه به تجاربی که در سالهای اخیرمخصوصا آذر 86 کسب کرد، دیگر نباید اجازه فعالیت ابلهانه جریانات فرقه ای آوانتوریست و اپورتونیست را در درون این جنبش بدهد.

گرایشات آوانتوریستی واپورتونیستی که قصد به بیراهه کشیدن جنبش چپ دانشگاه را در جهت مقاصد خود دارند، و نیز در تناقص کامل با منافع عمومی این جنبش هستند را باید کنار زد، چرا که این امر استحکام وقدرت پیشروی جنبش چپ دانشجویی را منجر خواهد شد .

آنچه در این راستا امری حیاتی است این است که جنبش چپ دانشجویی باید تمام پتانسیل خود را بکار گیرند وبا تمام قوا بر علیه لیبرالها ورفرمیستها وسایر جریانات ارتجاعی مدافع ودنباله رو نظام سرمایه داری بپاخیزند، و وجود عینی و واقعی خود را به همگان نشان دهند، چون پیشروی برای کسب دستاوردهای جدید و بدست آوردن دستاوردهای دمکرتیک از دست رفته در گرو شکستن فضای خفقان وپلیسی داخل دانشگاه است و این شکستن خفقان نیز نیازمند بسیج بدنه جنبش دانشجویی با در پیش گرفت  افق سوسیالیستی است، زیرا قدرت هرجنبشی در تشکل وتوده ای بودن آن است، و امروزه در این فضای پلیسی که در داخل دانشگاهها وبیرون از دانشگاهها حاکم است وظیفه سخت ودشوار دانشجویان چپ وسوسیالیست توده گیر کردن مبارزات پیگیر خود همچنین سازماندهی کردن وآگاه کردن بدنه جنبش دانشجویی است. چون توده ای بودن هر جنبشی است که آینده اش را در مقابل یورش دستگاه امنیتی وحفظ دستاوردهای دمکراتیک گارانتی می کند.

با توجه به اختلاف نظرهایی که در جنبش چپ دانشجویی ایران امروزه وجود دارد و وضعیتی که جنبش چپ در مقابل سایر جریانات راست داخل دانشگاه، از جمله ناسیونالیستهای ملی مذهبی، لیبرالیستها و رفرمیستها در آن قرار دارد، جنبش چپ دانشجویی نیازمند یک اتحاد سراسری برای تقابل و افشاء هر چه بیشتر هویت اصلی جریانات راست  که مدافع نظام سرمایه داری است ، قرار گیرد.

هر چند جنبش چپ دانشجویی در دانشگاههای ایران صاحب تریبون، نشریه وسایر امکانات تبلیغی ومطبوعاتی آزاد نیست، اما نباید در میدان مبارزه که 16آذر یکی از این میادین مبارزاتی است راه را برای این تشکلهای زرد باز کند و این  اجازه را به آنها بدهد که مبارزه طبقاتی جنبش دانشجویی را به بیراهه بکشند. و وظیفه دانشجویان چپ وسوسیالیست نقد وافشای ماهیت لیبرالها و رفرمیستها وسایر جریانات غیره سوسیالیستی است که در صدد حفظ نظام طبقاتی سرمایه داری وکشاندن طبقه کارگر به قهقرا هستند .

جنبش چپ وسوسیالیست دانشجویی باید خود را متحد جنبش کارگری وجنبش رهایی زنان بداند چون جنبش سوسیالیستی یک جنبش طبقاتی و توده ای است که طبقه کارگر ستون فقرات وسلولهای بنیادین آن را تشکیل می دهد، وپیشروی جنبش دانشجویی وسایر جنبش های اجتماعی که برای رسیدن به جامعه ای عاری از هر گونه تضاد طبقاتی مبارزه می کنند در گرو اتحاد استراتزیک آنها با جنبش کارگری خواهد بود، واین را نیز باید بدانیم که در نظام سرمایه داری جز اتحاد و همبستگی طبقاتی خود هیچ سلاحی برای دفاع از خود و ادامه مبارزه  در دست نداریم، وبرای رهایی از این وضعیت تنها با اتکا به همبستگی خود می توانیم به مقصد نهایی خود یعنی جامعه ای سوسیالیستی برسیم.

پس جنبش چپ وسوسیالیست دانشجویی باید خود را متحد جنبش کارگری و جنبش رهایی زنان بداند و امسال نیز با این شعار که جنبش دانشجویی متحد جنبش کارگری وجنبش رهایی زنان پا به عرصه مبارزه بگذارد.

برافراشته باد پرچم سرخ سوسیالیزم

آذر87

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 


جدیدترین قالبهای بلاگفا

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس