تبليغاتX

سوسیالیسم اساس انسانیت.برپاخیز ازجاکن...

سوسیالیسم اساس انسانیت.برپاخیز ازجاکن...

سرمایه دار ی.مذهب.زن.

(خاوران)(پرولتار)

الف.سرمایه داری ان مرحله از تکامل اجتماعی-اقتصادی است که جانشین فئودالیسم میشود.سرمایه داری اخرین نظام مبتنی بر استثمار است و بر شالوده مالکیت خصوصی سرما یه داری بر وسائل تولید و استثمار استوار است.

یکی از مسائل مهم در نظام سرمایه داری تولید کالایی میباشد. تقریبا همه چیز در این نظام قالب کالا به خود میگیرد.قانون اساسی و قوه محرکه تولید سرمایه داری قانون اضافه ارزش است.مثلا کار کارگر مزدبگیر علاوه بر ارزش نیروی کار که بصورت دستمزد بدست میاید ارزش بیشتری ایجاد میکند. که رایگان به صورت سود به دست سرمایه دار میرسد.این قسمت ارزش اضافی است و اساس استثمار طبقه کارگر را در جامعه سرمایه داری در بر میگیرد.در دوران سرمایه داری کارگر ظاهرا ازاد و مالک نیروی کار خود است.ولی او مجبور است برای ادامه زندگی نیروی کار خود خود را به سرمایه دار که دارای وسائل تولید است بفروشد.تمامی روبناهای جامعه سیاسی.قضائی.هنری.مذهبی و...در خدمت حفظ این استثمار قرار دارد.سرمایه داری نسبت به فئودالیسم مترقی و پیشرفته است ولی نسبت به سوسیالیسم عقب.همانگونه که که مارکس در دیالکتیک از مسئله تز و انتی تز و بوجود امدن سنتز میان انها صحبت کرده سوسیالیسم هم سنتز میان کارگر و سرمایه دار برای بوجود اوردن نظامی بدون طبقه است.در نظام کاپیتالیسمی  با توسعه و جمع کردن کارگران خصلت اجتماعی  به تولید میبخشد ولی در اصل سود به جیب یک شخص سرمایه دار میرود پس خصلت خصوصی دارد.همانگونه که گفته شد همه چیز به عنوان کالا دیده میشود و فقط جهت ایجاد سود که بالاترین ارزش اضافی است صورت میگیرد.

ب.مذهب را میتوان عاملی برای زور و ستم دانست.در حوامع مذهبی مخصوصا در جوامع اسلامی اکثر قوانین بر اساس دین پایه ریزی شده.برای مثال در خود جمهوری اسلامی همانند نامی که برای خود انتخاب کرده قوانین اسلامی است.تمامی ماده ها و بندها بر شریعت بنا گشته .در ظاهر انسان را به نیکی و خوبی دعوت مینماید ولی در باطن شاهد مواردی هستیم که تمامی تارو پود ان با  انسانیت و ازادی مخالف است.در واقع این انسان است که مذهب را افریده  و دارد ان را پرستش میکند.تمامی وعده های خوب را به انسان  ارمغان میکند  ولی هیچ کدام از این وعده ها به واقع دیده نشده و کسی از ان خبری ندارد.مذهب را میتوان عاملی برای از خود بیگانگی انسان و ضعف شناخت انسان از جهان پیرامون خود دانست.مذهب بیشتر  در طبقات محروم و پایین ریشه افکنده چون این طبقات اکثرا به خاطر نبود اگاهی کافی از ان وعده ها فریب خورده اند بدون اینکه ان را بشناسند.به قول لنین..مذهب از ترس بوجود امده ترس ازقدرت عنان گسیخته سرمایه.زیرا عمل ان توسط توده ها پیشبینی نمیشود و پرولتاریا و مالکان کوچک را در هر قدم از زندگی اش به ورشکستگی ناگهانی و غیره منتظره و تصادفی و فحشا و مرگ و گرسنگی  تهدید مینماید.از مذهب تا حال توانسته امد به عنوان عاملی برای جنگ و ضدیت بین قومها استفاده کنند.تمامی مناطقی که با هم در اختلاف هستند بیشتر به خاطر زبان و قوم و مذهبشان هست که البته همه در همسایه گی یکدیگر هستند.

ج.زن بعنوان فردی واحد زاده شده وبا نام انسان نامیده شده پس حق ان را دارد که از حقوق انسانی خویش بهرمند گزدد.زن همچو مرد از بدو تکامل انسان بوده و خواهد بود و بدون ان این تکامل محقق نخواهد شد.تنها تفاوتی که میتوان بین زن و مرد بیان کرد نوع جنسی انهاست.زنان از ابتدا به خاطر ضعف نیروی بدنی نسبت به مرد و به خاطر در امن بودن خود از حوادث و سختی های طبیعت همیشه در سایه مرد بوده و تابع ان شده.زن هم عضو جامعه است و نیمی از ان را تشکیل میدهد پس نمیتوان حق ان را انکار کرد.همنطور که گفته شده ازادی زن ازادی جامعه است.یعنی تا وقتی زن در یک جامعه ای در اسارت باشد نمیتوان ان جامعه را دموکراتیک نامید.چون حق نصف ان خورده شده.

حال بعد از تعاریفی کوتاه از این سه موضوع توضیح مختصری هم در رابطه با نقاط مشترک انها لازم است.سرمایهداری.مذهب و زن هر سه به هم ارتباط دارند.چه گونه ارتباطی؟مذهب که بعنوان ریشه و ساختار نظامهای طبقاتی است و یکی از عواملی است که باعث ماندگاری بیشتر این گونه نظام ها میشود.ولی زن در هر دوی این گروه به عنوان یک اسیب پذیر شناخته شده.به این گونه که همیشه در نظامهای سرمایه داری مخصوصا در حکومتها یی که اساسشان بر مبنای مذهب است زن تحقیر میشود .سرکوب میشود.چون خواسته هایشان بر خلاف انهاست.مذهب همیشه با مردسالاری همراه بوده و زن را چیزی دست دومی حساب اورده.در جامعه سرمایه داری همه جیز فقط به خاطر سود و سرمایه دیده میشود پس انها سعی داشته ان زن را هم به عنوان یک کالا برای رسیدن به سودهای خود استفاده کنند.همیشه زن با نرخهای کمتر نسبت به مرد کار میکند.مزایای ان فرق میکند و...امروزه هم تمامی لباسهای فشن و مدل توسط زنان نمایش داده میشود تمامی تبلیغات.تمامی قاچا های زنان فقط و فقط جهت ایجاد سود است.در ظاهر میگویند که به زن ارزش میدهیم و ایجاد شغل ولی ایا تن فروشی و یا عریان بودن زن برای تبلیغ البسه به غیر از نمایش دادن بدن و جذابیت ان معنای دیگری دارد؟ فقط با ایجاد ظاهری جالب و شیک فریبکاری میکند.در مذهب هم همچنین در ظاهر زن را به عنوان فرشته خطاب میکنند و تمامی خصوصیات نیک را به ان میدهند ولی در باطن خبری از انان نیست.زن را در چارچوبی خاص میبرندو اسیر خود میکنند.مذهب از ابتدا زن را به عنوان عاملی برای برطرفی نیاز جنسی مردان و همبستری انان جهت رواج دین خود دانس ته اند.عقل انان را نصف عقل مردان دانسته اند.حتما خدایانشان هم اینگونه خواسته .

آيه 34 سوره نساء :

مردان سرپرست و نگهبان زنان هستند به خاطر برتري هايي كه خدا براي بعضي بر بعضي ديگر قرار  داده و همچنين به خاطر آنكه مردان از مال خودشان نفقه و خرج زندگي را مي دهند پس زنان بايد مطيع شوهر بوده و در غيبت او حافظ اسرار و حق او باشند.زيرا خدا هم (( حق زنان را )) حفظ مي كند و (( اما )) اگر از نافرماني بعضي زنان نگران هستيد اول بايد آنان را نصيحت كنيد و اگر مطيع نشدند از بستر خواب آنان دوري گزينيد و (( اگر باز مطيع نشدند )) آنان را تنبيه كنيد اگر از شما اطاعت كردند ديگر راهي براي تنبيه آنان پيدا نكنيد كه خداوند بلند مرتبه و بزرگ است .

آيه 282 سوره بقره :

دو نفر از مردان عادل خود را برنوشته ها شاهد بگيريد و اگر دو مرد نبودند يك مرد و دو زن از كسانيكه مورد رضايت هستند  انتخاب كنيد .

أيه 34 سوره نسا’ اشاره به سرپرستي مرد نسبت به زن و تربيت زن توسط همسرش در صورت نافرماني اشاره دارد .

و آيه 282 سوره بقره به ارزش شهادت 2 زن به جاي يك مرد اشاره دارد.

از آيه 34 سوره نساء ميتوان چند نكته را برداشت نمود :

1-      مردان سرپرست زنان هستند.

2-      مردان از زنها برترند .

3-      زن بايد مطيع مرد باشد.

4-      به دو دليل مرد حق دارد زن خويش را تربيت كند : اول به خاطر برتري كه دارد و ثانيا به خاطر اينكه خرجي زن به عهده مرد مي باشد.

5-      در صورت نافرماني زن از همسرش ،  مرد بايد ابتدا اورا نصيحت ، اگر جواب نداد دوري از بستر و اگر جواب نداد مي تواند تنبيه  كند.

 

 از آيه 282 سوره بقره مي توان چند نكته را برداشت نمود :

1-      ارزش شهادت مرد 2 برابر زن مي باشد .

2-      شهادت زن به تنهايي اعتبار ندارد بايد حداقل 1 مرد نيز بر اين شهادت صحه بگذ

.حال با این حرفایی که میزنند باید زن را در این جامعه ازاد دید؟

سرمایه داری و سردمداران آن،به هر شیوه ای که توانسته اند،بشر را در هر دو جنس از مسیر اصلی خود دور کرده و به تباهی کشانیده اند. سرمایه داری،غریزه ی جنسی مرد و زن را با کالاهای تولیدی و وارد کردن الفاظ و شیوه های جدید و مدرن،گام به گام و آهسته در اختیار خود در آورده و از هر سو هر ضربتی را که خواسته وارد کرده و افسار این بشر خام را به هر سمت که تمایل داشته،کشیده است و با شعارهای به اصطلاح آزادی گرایانه،خواست غریزی نسل بشر را به دنبال خود کشیده و از آن به عنوان ابزار بسیار نیرومندی جهت نیل به خواستهای استعماری و استثماری خود بهره برده است.

این استعمار لطیف و خاموش در زنان به شیوه ی پیچیده و در لباس آزادی فردی و اجتماعی نمایان گشته است.
کالاهایی که هر روز تولید شده و وارد بازار می شوند،به نوعی باعث اشتغال فکر این جنس بر زیبایی و خودنمایی و برتری نموده است.
از لوازم آرایشی گرفته تا پوشاک،همگی بر ایجاد و بسط فرهنگ مصرفی(اضافه تولید بنجل)و برهنگی دلالت دارد.فرهنگی که سالیان دراز کار شده تا به این مرحله از بلوغ رسیده و تفکر و ذهن این جنس را روی چنین مشغله های واهی متمرکز نموده و با القای برخی الفاظ مدرنیته که از زیر دامن افرادی مثل شارلوت میو و دی.ایچ.لارنس در امده،احساس نوعی اسارت منفعل از وجود را در آنان پرورانیده و با بیان دغدغه های یک جامعه "مدرن و نو"پیروی کورکورانه از فرهنگ غربی را جایز شمرده و زنان را در ورطه نابودی حیثیت و پاک دامنی رها ساخته است.

چنین شد که زن،کم کم در جهان تبدیل به یک کالا برای ارضای خود و شعله ور کردن هوسهای مستعد گشت و اجازه ی استفاده ابزاری از خود را جهت تبلیغ تولیدات سرمایه داری به اقلیت سرمایه دار داد و با آن هم بستری شیرین و گرم نمود تا رواج روسپی گری در این چنین جامعه هایی بدون خریدار و مستعمل باقی نماند.

و در نهایت همه عوامل دست به دست هم دادند تا در ذهن مضمحل دختران امروزی،چیزی جز زرق و برق و ظواهر دنیای امروزی و تلقینی،نتوان پیدا کرد و اکثریت زنان از صحنه ی مبارزاتی علیه استعمار کنار روند و واپسین رمق های در حال سکس خود را در اختیار استثمار قرار دهند و خاموش گردند.

خلاصه در جمعبندی که باید کرد به این نتیجه خواهیم رسید تا زمانی که عوامل حیاط نظام ننگین سرمایه داری وجود داشته باشد این جامعه همچنان باقی خواهد ماند و همچو لجن تمامی زیبا ییهای زندگی را که حق مردم است را به گند خواهد کشید و مانع رفاه و ازادی حقیقی بشریت خواهد شد.




 

 

 

 

 

مرگ بر امپریالیسم

زنده باد ازادی زنده باد برابری

زنده باد سوسیالیسم

به امید جهانی عاری از ظلم و ستم و طبقه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

كارشكني اداره اطلاعات شيراز جهت ممانعت از آزادي دانشجويان بازداشت شده

 

 

بنا به گزارشی که دیروز( یکشنبه 15 دی ماه) به دست ما رسید گویا 4 دانشجوی بازداشت شده دانشگاه شیراز با قرار وثیقه آزاد شده اند اما با گذشت بيش از 2 روز از بازداشت 4 دانشجوي دانشگاه شيراز و حكم اوليه دادگاه مبني بر آزادي دانشجويان با قرار وثيقه، اداره اطلاعات شيراز همچنان با كارشكني و ممانعت از تحويل پرونده دانشجويان به دادگاه مانع از آزادي آن ها شده است.

لقمان قديري، كاظم رضايي، محسن زرين كمر و جليلي رضايي 4 دانشجوي دانشگاه شيراز هستند كه صبح روز شنبه پس از احضار و مراجعه به اداره اطلاعات شيراز بازداشت شده اند و تلاش هاي دانشجويان دانشگاه شيراز و خانواده اين 4 دانشجو براي ملاقات با آن ها و اطلاع از وضعيت آن ها تا كنون بي ثمر بوده است.اتهام اين دانشجويان اقدام عليه امنيت ملي و توهين به سران نظام عنوان شده است.

به نظر مي رسد كه اداره اطلاعات شيراز در نظر دارد تا با كارشكني و عدم تحويل پرونده اين دانشجويان به دادگاه، با توجه به در پيش بودن تاسوعا و عاشوراي حسيني و تعطيلات چند روزه دادگاه ها و ادارات، اين دانشجويان را چند روز ديگر در بازداشت نگه دارد.

لازم به يادآوري است كه روز گذشته دانشجويان دانشگاه شيراز تجمعي در حمايت از دانشجويان بازداشت شده برگزار كردند و خواهان آزادي اين دانشجويان شدند كه در حين تجمع با اطلاع از اينكه دانشجويان با قرار وثيقه آزاد خواهند شد، دانشجويان تجمع كننده به طور مشروط تحمع خود را پايان دادند و اعلام كردند كه در صورت عدم آزادي دانشجويان به تجمع خود ادامه خواهند داد و ساختمان مديريت دانشگاه را تصرف خواهند كرد.

هم اكنون نيز با توجه به كارشكني هاي صورت گرفته و عدم آزادي دانشجويان جو دانشگاه شيراز به شدت متشنج است و احتمال از سر گيري تجمع وجود دارد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

صدور احکام حبس برای تعدادی از فعالان سیاسی و فرهنگی در ماکو

شماره 605-2004

12 دی 1387

کليد واژه ها : جامعه

برای چند تن از فعالان سياسي و فرهنگي در ماکو احکام قضایی صادر شده است.

ابراهیم عبدالله نژاد، علی حلمی،علی حسین نژاد اصل،محسن حسین زاده،صابر بیت الهی و بهمن نصیر زاده از فعالان ماکو در رابطه با تظاهرات اعتراض آمیز شهرهای آذربایجان که در خردادسال هزار و سیصد وهشتادو پنج روی داد، به احکام حبس از یکسال تا بدل از ۱۰ ماه محکوم گردیدند.

طبق گزارشهای رسیده از ماکو، قاضی نوروزی رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب خوی در جریان رسیدگی به این پرونده، ابراهیم عبدالله نژاد ۲۲ ساله، کارگر کارخانه فرش زمرد آذربایجان را به یکسال حبس تعزیری، علی حلمی ۳۵ ساله و بازاری را به یکسال حبس تعلیقی به مدت دوسال ،علی حسین نژاد اصل ۳۵ ساله و بازاری را به پرداخت ۵۰۰ هزارتومان جزای نقدی بدل از ۱۰ ماه حبس تعلیقی و محسن حسین زاده ۴۰ ساله و بازاری را به پرداخت ۵۰۰ هزار تومان جزای نقدی بدل از ۱۰ ماه حبس تعزیری محکوم نمود.

اتهام این افراد تبلیغ علیه نظام به نفع گروههای معاند نظام عنوان شده است.

پیش از این، صابر بیت الهی ۳۵ ساله ، معلم و بهمن نصیرزاده ۳۷ ساله ، معلم و شاعر به یکسال حبس تعزیری محکوم شده بودند .

لازم به ذکر است که تمامی متهمان فوق الذکر در جریان تظاهرات اعتراضی به کاریکاتور روزنامه ایران در ۲۷ خرداد 85 توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از تحمل ۲۷ روز بازداشت موقت به قید وثیقه پنجاه میلیونی آزاد شده بودند.

کمیته گزارشگران حقوق بشر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

۴ نفر از دانشجویان، دانشگاه شیراز به نام های عبداجلیل رضایی، کاظم رضایی، لقمان قدیری گل تپه و محسن زرین کمر به اداره اطلاعات شیراز احضار شدند

13 دی 1387

کليد واژه ها : دانشگاه

خبرنامه امیرکبیر:

در پی برخورد شدید چند روز گذشته در دانشگاه شیراز و پس از صدور ۲۷ ترم تعلیق اجرایی برای ۱۷ نفر، و فرستادن پرونده بیشتر آنان به کمیته انضباطی مرکزی و ممنع الورود کردن ۳ نفر از دانشجویان، شب چهارشنبه ۱۲/۱۰/۸۷ ۴ نفر از همین دانشجویان به نام های عبداجلیل رضایی، کاظم رضایی، لقمان قدیری گل تپه و محسن زرین کمر با سربرگ دادگستری جمهوری اسلامی به اداره اطلاعات شیراز احضار شدند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر پیش از این محسن زرین کمر به علت انتقاد در حضور علی لاریجانی که با بازتاب گسترده در رسانه ها همراه بود به ۲ ترم محرومیت از تحصیل به همراه ارجاع به کمیته مرکزی، کاظم رضایی، لقمان قدیری و عبدالجلیل رضایی که همگی از فعالین دانشجویی با پیشینه دانشگاه شیراز هستند هر کدام به ۲ ترم از محرومیت از تحصیل به همراه فرستادن پرونده به کمیته انضباطی مرکزی محکوم شده اند.

این احضارهای گسترده و برخوردهای شدید در جهت سرکوب همه جانبه دانشجویان و جلوگیری از واکنش آنان نسبت به این برخوردهای شدید می باشد. به گزارش خبرنامه امیرکبیر علت این برخوردها گردهمایی های ۱۶ و ۱۸ آذر ماه امسال می باشد اما این سرکوب گسترده تنها شامل دانشجویان به دلیل برگزاری و شرکت در این گردهمایی ها نیست و شامل تمامی فعالین صنفی و سیاسی دانشگاه شیراز که هیچ نقشی در رخدادهای دانشگاه نداشته اند نیز می شود. این سناریوی سرکوب در پی اعتراض تشکل های حکومتی در دانشگاه شیراز نسبت به برنامه های۱۶ و ۱۸ آذر و در حالی انجام می شود که به علت نزدیک شدن به ایام امتحانات و به علت بحران های بین المللی سکوت خبری شدیدی نسبت به این موضوع برقرار است

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

نامه ای از فرزاد کمانگر: آقای اژه ای، بگذار

ماههاست که در زندانم ، زندانی که قراربود اراده ام را ، عشقم را و انسان بودنم را درهم بشکند . زندانی که باید آرام و رامم میکرد چون “بره ای سر براه ” ، ماههاست بندی زندانی هستم با دیوارهایی به بلندای تاریخ .

 

دیوارهایی که قرار بود فاصله ای باشد بین من ومردمم که دوستشان دارم ، بین من و کودکان سرزمینم فاصله ای باشد تا ابدیت ، اما من هر روز از دریچه سلولم به دور دستها میرفتم و خود را در میان آنها ومثل آنها احساس می کردم و آنها نیز دردهای خود را در منِ زندانی میدیدند و زندان بین ما پیوندی عمیق تر از گذشته ایجاد نمود.

 

قرار بود تاریکی زندان معنای آفتاب و نور را از من بگیرد ، اما در زندان من روئیدن بنفشه را در تاریکی و سکوت به نظاره نشستم.

 

قرار بود زندان مفهوم زمان و ارزش آن را در ذهنم به فراموشی بسپرد ، اما من با لحظه ها در بیرون از زندان زندگی کرده ام وخود را دوباره به د نیا آورده ام برای انتخاب راهی نو.

 

و من نیز مانند زندانیانِ پیش از خود تحقیرها ، توهینها و آزارها را ذره ذره ، با همه وجود به جان خریدم تا شاید آخرین نفر باشم از نسل رنج کشیدگانی که تاریکی زندان را به شوق دیدار سحر در دلشان زنده نگه داشته بودند.

 

اما روزی “محاربم ” خواندند ، می پنداشتند به جنگ “خدا”یشان رفته ام و طناب عدالتشان را بافتند تا سحرگاهی به زندگیم خاتمه دهند و از آن روز ناخواسته در انتظار اجرای حکم میباشم. اما امروزکه قرار است زندگی را ازمن بگیرند  با “عشق به همنوعانم” تصمیم گرفته ام اعضای بدنم را به بیمارانی که مرگ من میتواند به آنها زندگی ببخشد هدیه کنم و قلبم را با همه ی” عشق ومهری” که در آن است به کودکی هدیه نمایم . فرقی نمیکند که کجا باشد بر ساحل کارون یا دامنه سبلان یا در حاشیه ی کویر شرق و یا کودکی که طلوع خورشید را از زاگرس به نظاره می نشیند ، فقط قلب یاغی و بیقرارم در سینه کودکی بتپد که یاغی تر از من آرزوهای کودکیش را شب ها با ماه وستاره در میان بگذارد و آنها را چون  شاهدی بگیرد تا در بزرگسالی به رویاهای کودکی اش خیانت نکند ، قلبم در سینه کسی بتپد  که بیقرار کودکانی باشد که شب سر گرسنه بر بالین نهاده اند و یاد “حامد ” دانش آموز شانزده ساله شهر من را در قلبم زنده نگهدارد که نوشت ؛ “کوچکترین آرزویم هم در این زندگی برآورده نمیشود ” وخود را حلق آویزکرد.

 

بگذارید قلبم در سینه کسی بتپد مهم نیست با چه زبانی صحبت کند یا رنگ پوستش چه باشد فقط کودک کارگری باشد تا زبری دستان پینه بسته پدرش ، شراره ی طغیانی دوباره در برابر نابرابریها را در قلبم زنده نگهدارد.

 

قلبم در سینه کودکی بتپد تا فردایی نه چندان دورمعلم روستایی کوچک شود وهر روز صبح بچه ها با لبخندی زیبا به پیشوازش بیایند واو را شریک همه ی شادی ها وبازیهای خود بنمایند شاید ان زمان کودکان طعم فقر وگرسنگی را ندانند ودر دنیای آنها واژه های “زندان ، شکنجه ، ستم ونابرابری” معنای نداشته باشد.

 

بگذارید قلبم در گوشه ای از این جهان پهناورتان بتپد فقط مواظبش باشید  قلب انسانیست که ناگفته های بسیاری از مردم وسرزمینش را به همراه دارد از مردمی که تاریخشان سراسر رنج واندوه ودرد بوده است.

بگذارید قلبم در سینه ی کودکی بتپبد تا صبحگاهی از گلویی با زبان مادریم فریاد برارم :

 

“من ده مه وی ببمه باییه

خوشه ویستی مروف به رم

بو گشت سوچی ئه م دنیاییه “

 

معنی شعر : می خواهم نسیمی شوم و”پیام عشق به انسانها” را به همه جای این زمین پهناور ببرم.

 

فرزاد کمانگر

بند بیماران عفونی ، زندان رجایی شهر کرج

قلبم بتپد
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

بیانیه فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز در مورد احضار و صدور حکم دانشجویان این دانشگاه

 

 

با احضار حامد معصومی به کمیته‌ی انضباطی تعداد دانشجویان احضار شده در این دانشگاه به سبب شرکت در تجمعات ۱۶ و ۱۸ آذر ماه این دانشگاه به ۳۷ نفر رسید.

این در حالی است که ۹ نفر از این دانشجویان مجموعا به ۱۵ ترم ممنوعیت از تحصیل محکوم شده‌اند و به اتهام توهین به شعائر اسلامی یا ملی و ارتکاب اعمالی بر ضد نظام جمهوری اسلامی به کمیته انضباطی وزارت علوم ارجاع داده شده‌اند. این حکم برای ۴ نفر از این دانشجویان به معنای اخراج آن‌ها می‌باشد.

فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز، با صدور بیانیه ای صدور این احکام را محکوم کردند.

در این بیانیه آمده است: از همان زمانی که با همکاری و به پشتیبانیِ نهادهای سرکوبگر بیرون و درون دانشگاه، سناریوی حذف و خفگی فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز به پیش رانده می‌شد، بر همه‌ی ما روشن بود که این خیمه شب‌بازی وقیحانه، به کجا منجر خواهد شد. دست‌های کمیته‌ی سرکوبگر انضباطی دیروز در حالی ۹ تن از یاران دبستانیمان را سلاخی کرد که اینان گناهی جز خواستِ حق‌طلبی و رهایی‌بخشیِ اجتماعی نداشتند. از این میان کاظم رضایی، سعید خلعتبری، عبدالجلیل رضایی، عنایت تقوی و دو تن دیگر از دانشجویان به دوترم ممنوعیت از تحصیل با احتساب سنوات و ارجاع به کمیته‌ی انضباطی مرکزی و آرش روستایی، هادی الم‌لی، حمدالله نامجو به یک ترم ممنوعیت از تحصیل با احتساب سنوات و ارجاع به کمیته‌ی انضباطی مرکزی محکوم شدند. این در حالی است که ۲۷ نفر دیگر از دانشجویان در صفِ سرکوب و قلع و قمع کمیته‌ی انضباطی قرار دارند. قابل ذکر است که این حکم برای ۴ تن از این دانشجویان تفاوتی با حکم اخراج از دانشگاه ندارد.

آنچه این حکم را بیش از هر چیز دردناک‌تر می‌کند و عمق وقاحت و بی‌شرمی کمیته‌ی انضباطی و اعضایش را مشخص‌تر می‌نماید این است که اتهام ذکر شده در حکم دانشجویان ایجاد بلوا و آشوب در محیط دانشگاه و توهین به شعائر اسلامی یا ملی و ارتکاب اعمالی بر ضد نظام جمهوری اسلامی قلمداد شده است در حالی که مورد تفهیم به دانشجویان در کمیته‌ی انضباطی شرکت در تجمعات ۱۶ و ۱۸ آذر ماه بوده است، از طرفی این حکم فاقدِ هرگونه استدلال حقوقی و ارائه مدرک، و حق حضور دانشجویان در جلسه رسمی کمیته‌ی انضباطی به قصد دفاع از خود نیز نادیده گرفته شده است.

امروز دیگر بر همگان روشن شده است که چکمه‌های ستبر استبداد با توحشِ هر چه تمام‌تر، حقوق شهروندیِ هر مخالف و منتقدی را نابود کرده است و رفته رفته قصد دارد تا شرایط حذف فیزیکی همه ما را فراهم آورد، کافی‌ست نگاهی به بیانیه‌های تشکل‌های وابسته و حلقه به گوش در مدت اجرای خیمه‌شب بازیِ هفته‌های پیش انداخته شود، تا مهر تاییدی باشد بر گفته‌ی فوق‌الذکر. اما بی‌شک حماسه‌ای که در ۱۶ و ۱۸ آذر در دانشگاه شیراز اتفاق افتاد با احکام پوشالی و غیرِ قانونی این کمیته‌ی سرکوبگر متوقف نخواهد شد. ما فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز، احکام صادر شده را به دلایل ذکر شده غیرقانونی می‌دانیم و بر این نظریم که هنوز هیچ اتهامی به ما تفهیم نشده است. ما اعلام می‌کنیم که با قدرت هر چه بیشتر در مقابل ظلم، ستم و سرکوب خواهیم ایستاد و اجازه نخواهیم داد تا خیمه شب‌بازیِ غلامانِ حلقه به گوش سلطه، اربابان آن‌ها را به حذف و نابودی ما توانا سازد.

 

دانشجویان آگاه و بیدار و ملت شریف ایران؛ بهایی که امروز فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز می‌پردازند تنها و تنها به این دلیل است که جنبش دانشجویی در شیراز به واسطه‌ی فعالیت‌های چند سال گذشته‌ی فعالان دانشجویی این دانشگاه، به نقطه‌ای رسیده است که می‌تواند حاکمیت سرکوب و ارتجاع را با خطر جدی مواجه سازد. ما ضمن درخواست حمایت از تمامی انسان‌های شریف و آزاده، اعلام می‌کنیم از آنجا که مسئولان ارشد نظام در مراسم تریبون آزادِ «آزادی دانشگاه؛ آزادی جامعه» با انتقادات فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز مواجه شدند، لذا مسئولیت هرگونه برخوردِ سرکوبگرانه‌ای، بر عهده‌ی آنان خواهد بود. در این راستا ما تمامی ِگزینه‌های مقاومت مدنی را پیشِ روی خود داریم و از هر گونه اقدامی که بتواند حقِ تضییع شده‌ی ما و یاران دبستانیمان را به ما بازگرداند، اجتناب نخواهیم ورزید.

 

فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز


+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

شوک زده ام. تصاویر عین فیلم سینمایی از جلوی چشمانم می گذرد. ناگهان بمب ها بر سر مردمانی در یک باریکه که هزاران کیلومتر از خیابان طالقانی و میدان فلسطین ما دور هستند، ریخته می شود اما در خیابان های شهر ما پر از پلیس باتوم به دست می شود. انگاری اینان حتی از تظاهرات های فرمایشی خودشان هم می ترسند که این همه پلیس برای کنترل تظاهرات شان آورده اند.

حالم بهم می خورد، می خواهم بالا بیاورم از این همه سو استفاده از این همه حماقت دو طرفه!  حالم از این بد می شود که زمانی که می خواهم از غزه بنویسم و بگوییم دست و دلم می لرزد که مراقب باشم با دیکتاتور های ریز و درشت خاورمیانه ای از عرب گرفته تا فارس یکی نشوم!

از این می ترسم که انگ حمایت از بنیادگرایی اسلامی و اسلام سیاسی نخورم! از این می ترسم که به جرم دفاع از "یک مشت عرب" آری دقیقا عبارت آن دوست من این بود در واکنش به تاسف من از کشتار مردمان نوار غزه" که بی خیال بابا یک مشت عرب را دارند می کشند" !!!! تکفیرم نکنند.
 دراین شرایط تنها دلم می خواهد یک ناجی علی باشم و هزاران نه میلیون ها و شاید میلیارد ها " حنظله" بکشم که به کل این جهان کثیف پشت کرده باشند. اما فعلا من مثل یک حنظله تنها پشتم را به عکس ها می کنم تا این همه جنایت  و خون و کثافت را نبینم! تا این همه سو استفاده را نبینم!

اما بدانید که غزه روزگاری انتقام خود را از تاریخ خواهد گرفت! غزه آتشفشان خشم توده های دربند است که روزگاری منفجر خواهد شد و قطعا دامنه ی انفجار آن تنها دامنگیر دولت اشغالگر اسرائیل نمی شود بلکه دامان آمریکا، کشور های عربی و از همه مهم تر دولت خود خوانده حماس و حامی اش یعنی  دولت جمهوری اسلامی را نیز خواهد گرفت.

اما تا آن روز گار من هم همراه با حنظله دستانم را در پشت کمرم گره می زنم و به تمام جهان پشت خواهم کرد.

نوار غزه؛ حماسه مقاوت

 

در تاريخ معاصر و در جهان امروز كمتر نقطه اي از جهان است كه به اندازه باريكه ي غزه و مردمان ساكن در آن رنج و درد را تحمل كرده باشد.  در جهان معاصر كه ادعاي حقوق بشر خواهي و رعايت حقوق انسان ها كه از طرف تمامي دولت ها با گرايشات رنگارنگ  گوش جهانيان را  كر كرده است، در نقطه اي از جهان و در يك نوار باريك در كنار صحراي سينا و درياي مديترانه ميليون ها انسان تحت سخت ترين شرايط ممكن زندگي را همراه با مرگي كه در همان نزديكي ها انتظارشان را مي كشد، تجربه مي كنند.

اما متاسفانه مسئله كشتار مردم  نوار غزه در ميان افكار عمومي ما جوانان ايراني و دانشجويان ايراني، مظلوميتي چند برابر دارد. مي دانم كه تك تك شما كه تيتر اين مطلب را ديده ايد نا خود آگاه احساس بي تفاوتي و يا كسلي و بي حوصلگي كرده ايد و با خود گفتيد " آه بازم فلسطيني ها؟!" همه ما هر روز اين عبارات را مي شونيم كه "خودمان اين همه بدبختي در مملكتمان داريم اما چرا همش به فلسطيني ها پرداخته مي شود؟" و يا اين سوال را مطرح مي كنيم " چه لزومي دارد اين همه در مورد مردم عرب فلسطين صحبت بشود؟ مگر مردم ايران خودشان مشكل ندارند؟"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

شماره 603-2008

8 دی 1387

کليد واژه ها : جامعه

پس از محاصره چندين ماهه نوار غزه و جلوگيري دولت اسرائيل از ارسال کمکهاي بشردوستانه به مناطق خود گردان، که موجب محدوديت شديد مواد غذايي، امکانات بهداشتي، سوخت و ديگر مايحتاج زندگي ساکنان مناطق خود گردان گرديد و مطابق کليه قوانين و حقوق بين الملل، يکي از مصاديق بارز و آشکار نقض حقوق بشر در فلسطين اشغالي است؛ هم چنين پس از ممانعت دولت اسرائيل از سفر نماينده ويژه شوراي حقوق بشر، "پروفسور ريچارد فالک"، به منظور تهيه گزارش رسمي از وضعيت حقوق بشر در غزه و بازداشت 30 ساعته وي که مشخصا نقض حقوق بشر و اخلال در انجام وظايف نهادهاي بين المللي در رابطه با تضمين حقوق بشر است، حمله نظامي ارتش اسرائيل به غزه و کشته شدن بيش از 271 شهروند نظامی و غيرنظامي فلسطيني و مجروح شدن بيش از 1000 شهروند ديگر، حرکتي برخلاف کليه موازين حقوقي و معاهدات مربوط به حقوق غير نظاميان و فاجعه اي اسفبار و به واقع نقض حقوق بشر است.

مطابق ماده دوم معاهده بين المللي در رابطه با مجازات و جلوگيري از کشتار جمعي(A/Res/260/III)، محاصره غزه يکي از مصاديق نسل کشي بوده و حمله نظامي به شهرها نيز در تضاد آشکار با انبوه معاهدات بين المللي از جمله کنوانسيون چهارم ژنو (GC-IV) مربوط به حمايت از افراد غير نظامي در زمان جنگ و پروتکل هاي الحاقي به اين کنوانسيون در زمينه نبردهاي مسلحانه بين المللي و غير بين المللي، معاهده بين المللي در جهت حفاظت از غير نظاميان در مقابل جنگ افزارهاي جديد (آمستردام 1938)و ... است.

مطابق اين معاهدات "بمباران یا حمله به شهرها، روستاها، مناطق مسكونی و ساختمان های بی دفاع ممنوع است"(کنوانسيون چهارم ژنو)، "بمباران شهرها، دهكده ها، مناطق مسكونی و ساختمان هایی كه در مجاورت عملیات زیرزمینی قرار دارند، ممنوع است» و «در مواردی كه نحوه استقرار اهداف نظامی كه در بخش دوم مشخص شده به گونه ای باشد كه بمباران آنها به طور مشخص امكان پذیر نباشد، بمباران آنها ممنوع است»(پروتکل الحاقي III 1980).

آنچه امروز در غزه در جريان است، البته با اعتراض لفظي و نه عملي سازمانهاي بين المللي از جمله شوراي امنيت -که مستقيما در اين رابطه مسئول است- همراه شده است. بي ترديد شرايط فعلي، بي تأثير از عدم برخورد قاطع سازمانهاي بين المللي با نقض حقوق بشر توسط دولت اسرائيل در مناطق اشغالي و در اردوگاهها و همچنين فقدان عزم جدي اين سازمانها در الزام دولت اسرائيل به اجراي مصوبات شوراي امنيت در موارد مشابه گذشته، نبوده و نيست. از سوي ديگر برخوردها و سوء استفاده هاي سياسي دولتهاي مختلف در رابطه با اين منازعه، چه بصورت پشتيباني نظامي و سوء استفاده سياسي از هر يک از دو طرف اين منازعه و چه بصورت استفاده هاي يک جانبه خبري و تبليغاتي به منظور سرپوش نهادن به مشکلات داخلي، جز عميق تر کردن اين معضل منطقه اي و جهاني، نتيجه اي در بر نخواهد داشت.

محکوميت جنايت و نسل کشي جاري در سرزمينهاي اشغالي وظيفه نه تنها همه نهادهاي حقوق بشري و سازمانهاي مرتبط بين المللي، بلکه مسئوليـت انساني يکايک ماست. کميته گزارشگران حقوق بشر ضمن محکوم کردن حمله به شهرها و غير نظاميان در مناطق اشغالي فلسطين، بر حل سياسي اين منازعه 60 ساله تأکيد کرده و خواستار دخالت بي طرفانه و منصفانه و توأم با قاطعيت نهادهاي بين المللي مسئول در اين زمينه ، در جهت برقراري صلح در فلسطين و بازگشت آوارگان به وطن خويش است.

کمیته گزارشگران حقوق بشر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

صدور حکم زندان برای پنج فعال دانشجویی و مدنی آذربایجانی

 

 

بنا به گزارش ساوالان سسی 5 فعال مدنی و دانشجویی با اسامی "سلمان عراقی"،"سالار عراقی"،"حجت عراقی"،پ"یام علم قلیلو" و "سید علی اکبر عبدالهی" از سوی دادگاه جمهوری اسلامی در خوی هر کدام به یکسال حبس تعلیقی محکوم شدند.

سلمان عراقی(دبیر سابق کانون آذربایجانشناسی دانشگاه پیام نور خوی وعضو شورای مرکزی NGO اورین خوی)،سالار عراقی(دانشجوی مهندسی ماشین آلات دانشگاه ارومیه)،حجت عراقی(دانشجوی مکانیک آموزشکده فنی ارومیه)،پیام علم قلیلو(دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه آزاد قزوین) و علی اکبر عبدالهی(دانشجوی مکانیک آموزشکده فنی ارومیه) روز 26 اردیبهشت ماه از سوی ماموران امنیتی بازداشت  و سپس  به قید وثیقه  آزاد شده بودند.

 


 ادامه بازداشت یک دانشجو در سلول انفرادی

 

بنا به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران دانشجوی زندانی هود یازرلو همچنان در سلول انفرادی که با شرایطی طاقت فرسا و غیر انسانی نگهداری می شود که وضعیت جسمی او را در شرایط سختی قرار داده است.
دانشجوی زندانی هود یازرلو روز یکشنبه 17 آذرماه بدون هیچ دلیلی و بدون اطلاع قبلی به یکی از سلولهای انفرادی بند مخوف 209 منتقل گردید.

لازم به یادآوری است که دانشجوی زندانی هود یازرلو روز 4 خردادماه که به دادگاه انقلاب فراخوانده شده بود بازداشت و به سلولها انفرادی بند مخوف 209 منتقل گردید.  

 

فوبین الملل، تعطيلي کانون مدافعان حقوق بشر را محکوم کرد

 

 

سازمان عفو بین الملل، با انتشار بیانیه ای یورش ماموران امنیتی- انتظامی جمهوری اسلامی را به دفتر کانون مدافعان حقوق بشر ایران و پلمپ آنرا محکوم کرد و این عمل را واقعه ای بسیار شوم توصیف کرده است.

عفو بين الملل که مقرش در لندن است خواهان رفع فوری پلمپ دفتر کانون مدافعان حقوق بشر ایران شده است.

در این اطلاعیه آمده است روشن نیست که مقام های ایران چرا اکنون تصمیم به تعطيلي این دفتر گرفته اند، اما به نظر می رسد که هدف آنها جلوگیری از بزرگداشت اعلامیه جهانی حقوق بشر و همچنین ارعاب جنبش رو به رشد حقوق بشر در ایران است.

 سازمان عفو بین الملل همچنین از مقام های جمهوری اسلامی خواسته است تا نسبت به تعهدات بین المللی خود پایبند باشند و پلمپ دفتر کانون مدافعان حقوق بشر در تهران را رفع و مجوز قانونی فعالیت های آن را، آنچنانکه مسوولان این دفتر بارها تقاضا کرده اند، صادر کند.

 


اتحاديه اروپا تداوم نقض حقوق بشر از سوی جمهوری اسلامی را محکوم کرد

 

 

اتحاديه اروپا با انتشار بيانيه ای، تداوم نقض حقوق بشر از سوی جمهوری اسلامی را محکوم و نسبت به وخيم تر شدن این وضعيت ابراز نگرانی کرد.

در بیانیه منتشر شده اتحادیه اروپا درباره نقض حقوق بشر در ایران، به مواردی همچون اعدام، فشارهای قضایی وارده بر فعالان حقوق زن، و عدم مراقبت های پزشکی از منصور اسانلو، رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، و وضعیت نامعلوم حسین درخشان، وبلاگ نویس ایرانی اشاره شده است.

اتحادیه اروپا در این بیانیه، از ایران، خواستار لغو مجازات اعدام، عدم برخورد با اقدامات مسالمت آمیز و قانونی زنان مدافع حقوق بشر و فعالان صنفی و پایان دادن به فشارهای وارده بر آنها، تضمین شرایط مناسب برای همه زندانیان، از جمله مراقبت های پزشکی برای منصور اسانلو، تضمین شرایط مناسب و قانونی بازداشت حسین درخشان و اقدام برای آزادی این افراد شده است.

اتحادیه اروپا با انتشار بیانیه ای از وخیم شدن وضعیت حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کرد و همزمان پلمب شدن دفتر کانون مدافعان حقوق بشر را محکوم کرد.

 

اتحادیه اروپا افزایش موارد نقض عملی حقوق بشر از سوی مقامات ایرانی را شاهدی بر تنزل جایگاه حقوق افراد در ایران دانسته است.

 


+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

متهم در علم حقوق به کسی گفته می شود، که هنوز جرم وی در دادگاه اثبات نشده است، بنابراین مشخص نیست که آیا او مرتکب جرم شده است یا نه.. در مورد متهم تنها گمانه زنی ها بر وقوع جرم از طریق وی حکایت دارد اما هنوز این امر ثابت نشده است.

یکی از مواردی که طی سال های اخیر، موجب اعتراضات گسترده نسبت به دستگاه قضایی شده است ، بحث " حقوق متهم در حین بازداشت است" ، حقوقی که غالبا در بازداشتگاه ها و زندان ها از سوی مسئولان نادیده گرفته می شود.

در این راستا آنچه بیشتر دارای اهمیت است این است که می بایست نگاه به متهم به مثابه نگاه به یک انسان بی گناه باشد.این امرباعث می شود، مأموران بازجویی و مسئولان بازداشتگاه ها رفتار انسانی تری را در برخورد با متهمان اتخاذ کنند.

بسیاری از افراد اما از انجایی که به حقوق خود در حین بازداشت واقف نیستند، مأمورین را محق به هر گونه رفتاری در برابر خود می دانند.

از جمله این حقوق که در این مقاله تنها به صورت فهرست وار مورد بررسی قرار می گیرد میتوان به حقوق متهم پس از بازداشت اشاره کرد.

*اولین حق فرد پس از بازداشت، حق تفهیم اتهام است. مقام قضایی یا بازداشت کننده، می بایست بلافاصله پس از بازداشت فرد، نوع اتهام و دلایل آن را به طور کتبی به وی تفهیم نماید. ذکر دلایل اتهام از آن رو حائز اهمیت است، که فرد متهم پس از دانستن دلایل مقام قضایی مبنی بر متهم دانستن خود، می تواند با ذکر مواردی آن دلایل را رد نموده و بی گناهی خود را اثبات نماید. ( اصل 32 قانون اساسی و مواد 24، 129،192 قانون آیین دادرسی کیفری)

زمانی که اتهام متهم بدون ذکر دلیل به او تفهیم شود و او از دلایل متهم بودن خود باخبر نشود، بنابراین نمی تواند در کمترین زمان ممکن، خود را از اتهامات موجود تبرئه نماید.

*متهم در ایام بازداشت خود، حق دارد که از وکیل استفاده نماید. (بند 3 ماده واحده ی قانون حقوق شهروندی و اصل 35 و ماده 128 قانون آیین دادرسی کیفری) این حق، شامل تمامی مراحل دادرسی و تحقیق از متهم است.

با این حال در بازداشتگاه های ایران، این حق اغلب از سوی مسئولان ذیربط نادیده گرفته می شود.

در بازداشتگاه های امنیتی، وکیل پرونده تا زمان ارجاع پرونده موکل به دادگاه، نمی تواند از محتوای پرونده با خبر شود و گاهی اوقات حتی در مراحل دادگاه نیز، متهم با تهدیدهای بسیار حق استفاده از وکیل را پیدا نمی کند.

در بازداشتگاه 209 زندان اوین، اغلب متهمان تا مدتها بدون ملاقات با وکلای خود در بازداشت باقی می مانند. عدم حضور وکیل در مراحل تحقیق، منجر به اعمال غیرقانونی از سوی مأموران تحقیق می شود. در این قبیل پرونده ها معمولا به وکلا گفته می شود، که تا زمان ارجاع پرونده به دادگاه و اتمام مراحل بازپرسی، حق ملاقات با موکل خود را ندارند. این در شرایطی است که بسیاری از بازپرسی ها، در شرایط غیرقانونی انجام می گیرد.

در سایر بازداشتگاه ها نیز، متهمان شرایطی مشابه را دارند. وکلا تنها در زمان تشکیل دادگاه، حق حضور و دفاع از موکل خود را دارند. درحالی که کیفرخواست صادره علیه متهم، براساس اعترافات او در ایام تحقیق و در حالی که تحقیقات بدون حضور وکیل مدافع صورت گرفته است، تنظیم می شود.

در اغلب سیستم های حقوقی امروز دنیا، همراه داشتن وکیل در کلیه مراحل تحقیق و دادرسی از حقوق اساسی هر شخص است، در ایران نیز با وجود اینکه این حق در آیین نامه دادرسی کیفری تصریح شده است، اما کمتر مورد توجه قرار می گیرد.

*منع شکنجه و تهدید متهم برای اخذ اعترافات، از جمله مواردی است که قانون اساسی در مورد آن بسیار با صراحت سخن گفته است. همچنین قانون آیین دادرسی کیفری نیز در ماده 129، شکنجه متهم را ممنوع دانسته و هرگونه اعتراف تحت چنین شرایطی را فاقد ارزش دانسته است. شرایط حاکم بر بازداشتگاه های ایران، به خصوص بازداشتگاه های آگاهی، شرایطی کاملا متفات را دارا است. شکنجه های جسمی، نظیر ضرب و شتم متهم با کابل و باتوم، از موارد رایج در اداره های آگاهی است، بطوریکه بسیاری از متهمان تحت بازداشت، ناچار به اعترافات دروغین علیه خود می شوند.

علاوه بر آن شکنجه های روانی نیز، به روشی متداول در بازداشتگاه ها، به خصوص بازداشتگاه های امنیتی تبدیل شده است. نگهداری طولانی مدت متهم در سلول انفرادی، بدون حق تماس با خانواده، و امکان ملاقات با آنها، بی خبری محض وی در شرایط بازجویی، از جمله مواردی است که متهم را وادار به پذیرفتن اتهامات موجود می نماید. هم اکنون بسیاری از متهمان در بازداشتگاه های امنیتی، ماهها در سلول انفرادی نگهداری می شوند. در حالی که اجازه هیچ گونه ارتباطی میان آنها با دنیای خارج از زندان فراهم نمی شود. در حال حاضر سلول انفرادی از جمله بدترین شکنجه های روحی مرسوم در ایران است.

* در این حال، همه متهمان این حق را دارند که در هنگام بازجویی سکوت کرده و پاسخ پرسش های مطرح شده را ندهند. این امراز سوی قانون گذار" حق سکوت" نامیده شده است که ماده 129 و 194 آیین دادرسی کیفری به آن اشاره می نمایند. در اینگونه موارد، بازپرس و یا مرجع قضایی، حق ندارد فرد را وادار به پاسخگویی نماید، وی می بایست، سکوت متهم را صورت جلسه کرده و جرم وی را از طرق دیگری اثبات نماید.

با این حال در هیچ یک از مراحل تحقیق، چنین حقی برای متهم به رسمیت شناخته نمی شود. در اغلب موارد، وی پس از ضرب و شتم و شکنجه روحی و جسمی، وادار به اعتراف می شود. معمولا، متهمان تا زمانی که کلیه بازپرسی های مورد نظر را طی نکرده و به تمام سوالات موجود، پاسخ ندهند، امکان رهایی از شرایط بازداشت موقت و فشارهای آن را نخواهند داشت. در چنین شرایطی، بسیاری از متهمان برای رهایی از وضعیت خود، سوالات تلقینی و اتهامات موجود در پرونده را پذیرفته و سپس در دادگاه، آن را ناشی از اعمال فشار و شکنجه می دانند.

برخوردهای صورت گرفته با متهم در دوران بازداشت، می بایست به گونه ای باشد که کرامت انسانی وی را مورد تهدید قرار ندهد. آیین نامه حقوق شهروندی، به صراحت نگهداری متهم در سلول انفرادی ، تحقیق از متهم با چشم بند، بازجویی در نیمه شب و بستن دست و پای متهم را بر خلاف کرامت انسانی وی دانسته و آن را ممنوع کرده است.

نگاهی به شرایط موجود در بازداشتگاه های ایران، نشان می دهد، که تقریبا تمامی این حقوق، توسط مأموران تحقیق، نقض شده و متهمان نیز حق هیچ گونه اعتراضی را چه در دوران بازداشت و چه پس از آن ندارند.

علاوه بر بازداشتگاه های آگاهی، که در آن متهمان جهت اعتراف مورد بدترین و شدیدترین شکنجه های جسمی قرار می گیرند، در بازداشتگاه های امنیتی، برای اخذ اعتراف از متهم، وی را به مدت نسبتا طولانی در سلول انفرادی نگهداری می کنند. بی خبری مطلق از دنیای خارج از زندان، و حضور متهم در فضایی کوچک که امکان هیچ گونه تماسی را با افراد دیگر ندارد، پس از مدتی، وی را در شرایطی قرار می دهد، که بی اختیار، به خواست بازجویان تن داده و موارد گفته شده از سوی انان را حقیقت می پندارد. در واقع نگهداری متهم در سلول انفرادی، امکان اندیشیدین و تحلیل شرایط را از او گرفته، و او را از حالت طبیعی پاسخگویی به اعمالش خارج می کند.

*همچنین طبق آیین نامه حقوق شهروندی، پرسش های مطرح شده از متهم میبایست در محدوده اتهامات وارده بر وی باشد. با این حال در بسیاری از موارد به خصوص در بازداشتگاه های امنیتی، بازپرس پرونده با مطرح نمودن سؤالاتی از حوزه ی شخصی افراد، حوزه خصوصی زندگی آنان را به عنوان اهرمی برای اعمال فشار هرچه بیشتر به آنها قرار می دهد.

موارد گفته شده، تنها بخشی از حقوق مصرح متهم در آیین نامه حقوق شهروندی و قانون آیین دادرسی کیفری است. آنچه حائز اهمیت است، این که با وجود قوانین مترقی و پیشرفته در مقوله "حقوق متهم" ، هیچ یک از این قوانین از سوی مأموران تحقیق رعایت نمی شود و در اغلب موارد، متهمان نیز نسبت به حقوق خود آگاهی لازم را ندارند. و به دلیل نبود مراجع نظارتی بر روند اجرای صحیح قانون، این موادقانونی تنها به عنوان جملاتی مزین کننده کتاب های قانون به کار می روند و هیچ گونه کاربرد دیگری ندارند.

به نظر می رسد، اکنون زمان آن رسیده است تا تیم های تحقیق دستگاه قضایی با سرکشی به بازداشتگاه های کشور نسبت به طرق اجرای قانون نظارت کرده و متخلفان را مجازات نمایند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 


جمعه ۶م دی ۱۳۸۷

احمدی نژاد: مخالفان دولت نهم تاکنون « ۴۰ هزار دروغ» را به این دولت نسبت داده اند

محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، روز پنجشنبه در گردهمایی روحانیون در مدرسه فیضیه قم  مخالفان دولت نهم را متهم کرد که تاکنون « ۴۰ هزار دروغ» را به این دولت نسبت داده اند.

 

آقای احمدی نژاد با اعلام اینکه حجم حملات به دولت نهم در طول سی سال پس از انقلاب بی سابقه بوده، گفت: «در طول سه سال گذشته ۴۰ هزار دروغ و تهمت علیه دولت روا داشته ‌اند.»

 

رییس جمهوری ایران برداشت  ۱۳۰ میلیارد دلار از حساب ذخیره ارزی ایران را نمونه ای از این اتهامات دانست و گفت:« این افراد باید بدانند که هیچ فردی در کشور نمی ‌تواند یک دلار را بدون قانون جا به ‌جا کند. مگر کسی می ‌تواند یک ریال از خزانه کشور را جابه جا کند.»

 

منتقدان دولت محمود احمدی نژاد می گویند دولت نهم با استفاده بی رویه از صندوق ذخیره ارزی، بخش بزرگی از درآمدهای نفت را هدر داده است.

 

محمد ستاری فر، رییس پیشین سازمان برنامه و بودجه در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، در این زمینه گفته بود: «در حالی که کشورهای بغل دستی ما برای یک دلار چه زحمت ها که نمی کشند، ما ۴۲۰ میلیارد دلار ارزش خدادادی را در یک فرآیند غیر کارآمد به تاراج داده ایم.»

 

حساب ذخیره ارزی صندوقی است که در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی تاسیس شد و مازاد درآمدهای نفتی ایران در آن نگهداری می شود.

 

خصوصی سازی در دولت نهم

 

آقای احمدی نژاد در بخش دیگری از  سخنرانی خود گفت: «دولت نهم در کوچک‌ سازی دولت نیز به طور جدی وارد عمل شده و این میزان تا ابتدای سال آینده به ۱۰ درصد خواهد رسید.»

 

سفر یک روزه آقای احمدی نژاد به قم در حالی انجام شد که پیشتر غلامحسین الهام، سخنگوی دولت گفته بود که رییس جمهور در این سفر برنامه ای برای دیدار با مراجع تقلید در این شهر ندارد.

 

رییس جمهوری اسلامی ایران همچنین گفت: «در مجموع دولت‌ های گذشته ۲۵۰۰ میلیارد تومان واگذاری صورت گرفته بود اما در سه سال فعالیت دولت نهم بیش از ۳۷ هزار میلیارد تومان واگذاری از طریق بورس، سهام عدالت و اعلان عمومی صورت گرفته ‌است.»

 

آقای احمدی نژاد در حالی از اعتقاد راسخ به خصوصی سازی سخن به میان آورده است که پیشتر علی اکبر ناطق نوری، رییس سابق مجلس شورای اسلامی و رییس کنونی دفتر بازرسی آیت الله خامنه ای، رهبر ایران،  با انتقاد از نحوه واگذاری سهام شرکت های دولتی در بورس اوراق بهادار تهران گفته بود: «این واگذاری، انتقال سهام آشکار دولت به بخش پنهان دولت است.»

 

آقای ناطق نوری در همایش بانکداری اسلامی در شهریور ماه افزوده بود: «آقایان اعلام می کنند ظرف پنج دقیقه بخشی از سهام یک شرکت دولتی واگذار شد، وقتی جویا می شوید، می بینید یک دستگاه عمومی مانند صندوق بازنشستگی و سازمان تامین اجتماعی، آن هم از بودجه عمومی سهام را خریداری کرده است.»

 

تحلیلگران اقتصادی می گویند: علاوه بر واگذاری سهام «از دولت به شبه دولت»، شماری از واحدهای دولتی نیز بدون مراعات قوانین و آیین نامه ها، به بهایی ناچیز در اختیار عناصر نزدیک به قدرت سیاسی قرار گرفته و همین مسئله عملا به بی اعتباری فرآیند خصوصی سازی در نظر افکار عمومی ایران دامن زده است.

 

سفر به قم بدون دیدار با  مراجع

 

سفر یک روزه آقای احمدی نژاد به قم در حالی انجام شد که پیشتر غلامحسین الهام، سخنگوی دولت گفته بود که رییس جمهور در این سفر برنامه ای برای دیدار با مراجع تقلید در این شهر ندارد.

 

دیدار نکردن آقای احمدی نژاد با مراجع تقلید قم باعث طرح پرسش هایی از سوی رسانه ها شده است و محافل سیاسی، آن را به «سردی رابطه دولت با علما» تعبیر کرده اند. اما آقای الهام در واکنش گفته است: برخی درصدند تا نظر علما را نسبت به آقای احمدی نژاد تغییر دهند.

 

سخنگوی دولت در سخنرانی خود در جمع دانشجویان دانشگاه امام صادق گفته بود: «در زمان انتخابات سوم تیر همه معتقد بودند نظر دو مرجع بزرگوار، یعنی آقایان مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی بر روی آقای احمدی نژاد است، اما حالا عده ای می خواهند ذهنیت این دو بزرگوار را عوض کنند.»

 

آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله صافی گلپایگانی در سال جاری به  اظهارات اسفندیار رحیم مشایی، معاون رییس جمهور، رییس سازمان میراث فرهنگی و پدرس عروس آقای احمدی نژاد، درباره دوستی با مردم اسرائیل و همچنین برگزاری مراسم حمل قرآن با همراهی زنان دف نواز، واکنش نشان داده و خواستار عزل وی شده بودند. اما آقای احمدی نژاد این در خواست ها را نادیده گرفت.

 

سخنگوی دولت نهم در توضیح هویت این افراد گفته بود:« این‌ها همان‌هایی هستند که شورای رهبری را در برابر رهبری مطرح می‌کنند و همان ها که می‌گویند عشق ما ولایت فقیه است، علم علیه ولایت فقیه بلند کرده ‌اند.»

 

به نظر می رسد اشاره آقای الهام به اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ، باشد که از «رهبری شورایی» حمایت  کرده و در آذر ماه گفته بود: «عشق من آقای خامنه ای است.»

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 

sarabandi۱.JPG

تجربه زندگی دور از خانواده بسیاری از دختران دانشجو ساکن خوابگاه های دانشجویی آمیخته با سیطره گسترده و بی حد و مرز مسئولین دانشگاه و والدین بر زیست روزمره آنان است. آن هنگام که برای هر تأخیر فرمی پر کرده و از خوابگاه با خانواده تماس می گیرند، آن هنگام که بسته هایی حاوی مشاوره از دانشگاه به منازل دانشجویان می فرستند و از ناکامی های دختران دانشجو در زندگی مستقل می گویند یا وقتی که برای توقف هر فعالیت دانشجویی با خانواده های دختران تماس می گیرند، مبادله پنهان نهاد دانشگاه و خانواده عیان می شود. دخترانی که نظارت بر آنان در نبود والدین به دست دانشگاه سپرده شده، دخترانی که هر شب طعم شیرین استقلال موقتی و متزلزل فعلی با تلفن های پدر و مادر به تلخی بر دنیایشان چیره می شود. ایدئولوژی خانواده سخت پابرجاست، دانشگاه، کار، زندگی مستقل نمی شناسد. پدر نه تنها برای ازدواج که دیگر برای تحصیل موافقت نامه کتبی باید تحویل دولت دهد و جابجایی دختران دانشجو از پس طرح بومی گزینی جنسیتی چنان سخت خواهد شد که رویای تغییر را از آینده دختران می شوید و با خود می برد.

 

فضای برخورد با فعالین دانشجویی دختر متفاوت گشته و کمیته انضباطی و … همراه با کنترل غیرآشکار والدین فعالانه حضور دارند. این خانواده است که دختران را کنترل می کند. احضار یا بازداشتی کافیست تا در پس آن تنها با پدر و مادر تماسی گرفته شود از حراست و …-خیرخواهانی که صلاح ما را بهتر می دانند!- و دیگر از آن دختر دانشجوی فعال خبری نمی شود. او هم دغدغه هایش را رها کرده و تن می دهد به فرمانبری از خانواده. پدر می گوید: «حتی اگر اسمت را در نشریه دانشجویی ببینم باید برگردی به خانه چه برسد به کمیته انضباطی و …» راه برگشتی نیست. حیات دختران به حمایت خانواده وابسته است، پول توجیبی در دست پدر است، قدرت و منزلت از آن اوست و گردن نهادن از آن دختران. ترس از طرد شدن برای دختران از آرزوها و آرمان ها پر زورتر است. آیا خانواده مقصر است؟ پس تکلیف کسانی که با والدین تماس می گیرند چه می شود؟ ساختار پدرسالار در اینجا نقش پر رنگی ایفا می کند. سلطه نهفته در رابطه والدگری و فرزندی نرم و پنهان جریان دارد و آنان که در پی متوقف کردن دختران دانشجویند این را خوب می دانند.

 

اگر برای آنکه ساعت خوابگاه تغییر کند امضا جمع کنی به کمیته انضباطی نخواهی رفت بلکه برای پدرت نامه می فرستند. اگر حتی بخواهی از قوانین خوابگاه و دانشگاه سرپیچی کنی با خانواده ات تماس می گیرند و در پی هر تماسی از خطری که در کمین دختران نهفته است می گویند… از جامعه نا امن که دیگر این روزها خودشان ناامنش ساخته اند سخن می رانند… خانواده را از شهر تاریک و متجاوز می ترسانند… از روابط و رفتارهای آن چنانی دختران حتی دروغ می گویند… ابزار کنترل و سرکوب جدیدی کشف شده. دختران دانشجوی خواجه نصیر را بازداشت کرده و از پدید آمدن آینده ای نامعلوم برایشان می ترسانند. ولی با شرمساری و تأسف فراوان باید از ورود شبانه شان به منزل دختران دانشجوی تهران در شب تجمع ۱۶ آذر گفت که بی پروا جای جای خانه را گشتند و بی هراس از بازخواستی، آنچه از آن صاحبخانه بود و نبود با خود بردند.

 

 

به جای برخورد علنی و شفاف که همواره می توان به آن استناد کرد حوزه خصوصی دختران دانشجو مورد هجوم قرار گرفته و به خانواده ها کشانده شده و در کنار احضار به کمیته های انضباطی و بازداشت روند جدیدی را طی می کند. در همین گیر و دار است که یکی از جامعه شناسان از زنانه شدن فضای دانشگاه می گوید و آن را مساوی با سرد شدن و کاهش فعالیت های سیاسی دانشجویی می خواند! (سخنرانی عباس کاظمی در نشستی با عنوان «جنبش دانشجویی و نقش آن در جامعه» در دانشکده جغرافیا دانشگاه تهران) کارشناسان به جای توجه به علل متعدد دیگر مثل لایه های پنهان سرکوب، کنترل و سلطه دولت و خانواده مردسالار بر زنان، فردیت و هویت اجتماعی نداشته دختران دانشجو تا پیش از ورود به دانشگاه که یکی از مولفه های مهم در نوع فعالیت آنان است، صرفا زنان را مقصر می دانند. آنان به جای ریشه یابی بی اعتنایی حاکم شده بر جامعه که بر دانشگاه هم تأثیر گذاشته، به جای توجه به برخورد های سیل آسا با دانشجویان و بالا رفتن هزینه هر گونه فعالیتی فقط انگشت اشاره را به سوی دختران می گیرند و تأکید می کنند دختران فضاها را زنانه کردند و حتما بعد از آن رمانتیک ساخته اند! این زنانند که جنبش های مردانه و پویا را از تحرک بازداشتند و شجاعت و جسارت نقد و اعتراض را نابود ساخته اند!

 

تحلیل های زنده و عمیق کارشناسان آن چنان راهگشا و واقعی ست که نمی دانم چرا جنبش دانشجویی تا این حد معطل خود مانده و راه رهایی را نمی یابد؟! آیا رکود دانشگاه را محصول ورود دختران به آموزش عالی دانستن، بازتولید همان گفتمانی نیست که حضور زن را در عرصه عمومی نمی پذیرد و برای نپذیرفتن زنان در دانشگاه و جامعه توجیهاتی چون عدم شرکت آنان در فعالیت های پویا را وسط می کشد؟ آیا این همان جمله ی کلیشه ای «زنان اعتصاب شکنند» نیست که قیچی می شود برای حذف؟ آیا این فرض که بی تفاوتی سیاسی زنان صرفا به دلیل ویژگی های روانشناختی، فرهنگی و جامعه پذیری آنان است و در نهایت به همین دلیل فعالیت های سیاسی دانشجویی تنزل یافته، غفلت کردن از نقد ساخت قدرت و نحوه سازماندهی سیاسی دانشجویان نیست؟ ساختاری که می تواند مانعی بزرگ بر سر راه فعالیت دختران باشد. این ساختار مردسالار است که می گوید زنان به دلیل ویژگی های روانی محافظه کارند پس محیط دانشجویی را از تحرک باز می دارند، راه حل را هم در این می جویند که باید از ورود آنان به دانشگاه ها جلوگیری کرد. توجیهاتی که در اجرای طرح هایی چون سهمیه بندی و بومی سازی جنسیتی از آنان استفاده می شود.

 

البته جای طرح این سوال باقی ست که تعریف فعالیت دانشجویی چیست؟ دختر دانشجویی که در کانون های فرهنگی، اجتماعی و هنری و یا انجمن های علمی فعال است، در زمره این فعالیت ها نمی گنجد؟ آیا تنها شرکت در تجمعات و اعتراضات فعالیت است؟ گرچه موارد بسیاری را هم می توان از دانشجویان دختر دانشگاه های مختلف ذکر کرد که در همین تحصن ها، اعتراضات صنفی و یا سیاسی شرکت داشته اند. (رجوع شود به مقاله «حضور حذف ناشدنی دختران دانشجو» از نگارنده) اما عمده و مهم پنداشتن فعالیت سیاسی دانشجویان و محدود ساختن آنان به همین حوزه نقدی ست که از سوی صاحبنظران طی سال های گذشته فراوان بر جنبش دانشجویی وارد شده و حال که دانشجویان زمینه فعالیتشان را متکثر ساخته و تنوع بخشیدند و از ایفای نقش سیاسی کمی خارج شدند، باز هم این دخترانند که همه کاسه و کوزه ها بر سرشان شکسته می شود. رشد تشکل های مختلف با کارکردهای گوناگون فضای فعلی دانشگاه را بس متفاوت از گذشته ساخته است. تلاش برای تغییر نه تنها به نقد قدرت و دولت که به نقد جامعه و فرهنگ نیز معطوف گشته است. شاید از دید کارشناسان تجمعات کمتری برگزار شود (گرچه آمارها چنین امری را تأیید نمی کند) که غیر از عامل سرکوب، خارج شدن آگاهانه دانشجویان از قالب فعالیت صرفا سیاسی نیز در آن موثر است، اما این معیار مناسبی برای ارزیابی میزان فعالیت سیاسی دانشجویان نیست. تغییر ترکیب جمعیتی دانشگاه ها می تواند یکی از عوامل موثر در دگرگونی نوع و شیوه فعالیت ها و فضاهای علمی باشد اما این تحول را نبایست الزاما منفی پنداشت.

 

در این میان ارائه تعریف دوباره از نوع فعالیت زنان در دانشگاه ها با همه فشارها و تهدیدهای آشکار و نهان موضوعی ست که جای پرداخت بیشتری دارد. زمانی که حضور دختران در تجمع ۱۶ آذر جلب توجه می کند، این شرکت فعالانه و موثر دختران و طرح مطالبات خود و جنبش زنان، نشاندهنده تحولی در شکستن فضای مردانه است. دختران همان گونه که در اعتراضات حضور دارند، در نشریات، کانون ها و انجمن ها نیز در پی ایجاد تغییرات هستند. دست کم گرفتن و یا حتی چشم بستن بر کنترل شدیدی که دختران دانشجوی فعال می شوند تحلیل ها را دچار اشتباه کرده است. گذشته از فعالین دختر این دانشجوهای غیر فعال هم هستند که تمام لحظاتشان آکنده از سایه قیم مآبانه مسئولین است، خانواده ای که این نظارت را به دولت تفویض کرده. آنان در خوابگاه و دانشگاه با وجود دشواری های فراوان زندگی می کنند و فردیتشان را شکل می دهند.


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط خاوران_(پرولتار)  | 


جدیدترین قالبهای بلاگفا

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس